بیست مقاله در بارهی مطالعات نشانهشناختی جنگ به اهتمام علیرضا کمری
آقای اردوغان از پل استر انتقاد کرد که به ترکیه نمیرود، اما حاضر است به اسرائیل سفر کند، کشوری که "سلاح شیمیایی به کار میبرد." استر هم گفته: "واقعیت این است که در اسرائیل آزادی بیان وجود دارد و در این کشور هیچ نویسنده و روزنامهنگاری زندانی نیست."
"تعصبی هم که در برخی اقوام هست، در لرها آنقدر نیست که از خیر تعریف کردنِ اوریجینال یا منتشر کردن جوکهایی که در بارهی خودشان هست بگذرند! ممکن است این جریان بخشیش زیر سر خود لرها باشد!"
خدایا تو را سپاس میگوییم علیرغم اینکه همهی راهها به تو ختم میشود، به ما فرصت انتخاب دادی تا راه درست را انتخاب کنیم، نه به خاطر این که در حکومت تو انتخابات آزاد باشد یا نباشد، بلکه به این خاطر که به ما آموختی انتخاب مهم نیست بلکه فقط شرکت در انتخابات مهم است.
اگر کسی هنوز خیال میکند که در زمانهی حکمرانی شبکههای اجتماعی و وبلاگها، عدهای هستند که تصمیم میگیرند کدام کتاب دیده شود، کدام کتاب بفروشد و کدام کتاب جایزه بگیرد، اگر کسی هنوز فکر میکند همهی بندها به دستان عروسکگردان پشت صحنه میرسد، به نظرم باید بیشتر و پیش از ادبیات داستانی، نگران توهم و پارانویایی باشد که به جانش افتاده است.
هفتهای یک برنامه با ساختار و زبانی متفاوت با آنچه تا کنون شنیدهاید.
مقالهی تحلیلی و ارزندهی رضا ساکی
۲۹ داستان ازميان ۶۵۰ داستانی كه نويسندگانی از ايران و كشورهاي ديگر به دفتر صادق هدايت ارسال كرده بودند، به مرحلهی نهایی راه يافتهاند.
همین چند روز پیش بود که همین فیسبوک دوستداشتنی و البته افسردهساز! خبر برخورد یک موتورسیکلت از نوع گازیاش را با « تئو آنجلوپلوس» بزرگ داد و امروز صفحهی عمومی فیسبوک به نقل از واشنگتنپست میگفت: شیمبورسکا در ۸۸ سالگی مُرد.
گفتوگویی جذاب برای سایت روزآنلاین
داستان بلند «جیرجیرک» که تازگیها منتشر شده، شاید بهترین کار احمد غلامی نباشد، اما بیشک کاری ست جاندار و جسورانه.
این فعال سیاسی سالخورده، که در دادگاههای پیش از انقلاب وکالت آیتالله منتظری و آیتالله خامنهای را بر عهده داشته، در پایان نامه از رهبر خواسته است با آزادی زندانیان سیاسی و رهبران جنبش سبز، «آشتی ملی» اعلام کند و زمینهی بازگشت کشور به «نظم و آرامش» را فراهم سازد.
این جایزه، در کشور فرانسه، هر سال به یک بازیگر به خاطر تلاش در راستای ارتقاء حرفه سینما، حفظ ارزشهای فرهنگی حرفهی بازیگری و تعهد و حفظ حرمت روح هنر سینما تعلق میگیرد.
نكتهی جالب در بارهی این كتاب تعداد صفحات آن در ترجمههای مختلف است. بنا به آنچه در كتابخانهی ملی به ثبت رسیده، كمترین تعداد صفحات به ترجمهی انتشارات «نیكان كتاب» با ۳۱۲ صفحه و بیشترین رقم به ترجمهی انتشارات دوراندیشان با ۸۰۰ صفحه اختصاص دارد! نسخه انگلیسی این کتاب ۶۵۶ صفحه است.
اگر کسی واقعاً خیال میکند آدمی بزرگتر یا داستاننویس بهتری ست، به جای کلیگویی و انگ زدن به جهان داستانی دیگران و تحقیر آن، بهتر است در میدان اصلی نبرد، در داستانها و یادداشتهای دقیقاش این را نشان بدهد.
خواندن این متن به شدت به دوستان توصیه میشود.
نشست بررسی کتاب «استعاره و مجاز با رویکرد شناختی» ـ درسگفتار در بارهی عطار با عنوان «شیخ صنعان؛ شاعرانگی یا روایت؟» دکتر مهدی محبتی
پیشنهاد معقول و سودمند کاملیا کاکی به ناشران و برخی نویسندگان
شنیدنی، وبلاگستانی، فرهنگی هنری ادبی و مهمتر از همه،حرفهای اما غیردولتی ـ هر سهشنبه، شمارهی جدید برنامه، آماده برای دانلود یا آنلاین شنیدن. فکر میکنم با کمی طنازی در زبان گوینده، از این هم گیراتر شود؛ خصوصاً که گویندهی آن رضا ساکی ست.
"در هر جایگاهی که هستیم، اگر با غر زدن اموراتمان میگذرد، اگر با تهمت، اگر با هیاهو، اگر با سکوت... حرمت این خانه را، باید، که نگه داریم."
مجموعهی شانزده داستان کوتاه از یک داستاننوبس نازنین اهل کاشان
سایت سهزبانهی «تاریخ ایرانیان در این روز» ـ دکتر نوشیروان کیهانیزاده
چهار رمان و چهار مجموعهداستان به مرحلهی پایانی راه یافتهاند.
دو سال و نه ماه از عمرش گذشت.
او به هنگام مرگ بر روی تازهترین فیلمش کار میکرد که ناتمام ماند.
او پس از دیدار با دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد خبر داده است که آنها نسبت به وضع جسمی والدین خود و بیخبری چند ماهه از آنها «بسیار نگران و مضطرب» اند.
"کشتی امداد دو ضربه از دو طرف به ما زد و بعد خواست ما را با طناب بکسل کند. آنها سر کشتی را گرفتند و ته آن را در گل و لای فرو بردند که پس از آن همه خفه شدند." گروه های جستوجو ۱۷ جسد یافتهاند که احتمال میرود یکی از این اجساد به یک شهروند بومی تعلق داشته باشد که در سانحهای جداگانه غرق شده است!
«هله عبیات»، زنی كه در دوران جنگ در بيمارستان سوسنگرد ماند و تا توانست پتوهای زخمیهای جبهههای جنوب را شست و تيمارشان كرد، و حالا در انتهای سالخوردگی، روزهای تنهایی و خستگیاش را با دود سیگارش خط میزند.
<
بهمن ۱۳۹۰
<
دی ۱۳۹۰
<
آذر ۱۳۹۰
<
آبان ۱۳۹۰
<
مهر ۱۳۹۰
<
شهريور ۱۳۹۰
<
مرداد ۱۳۹۰
<
تير ۱۳۹۰
<
خرداد ۱۳۹۰
<
ارديبهشت ۱۳۹۰
<
فروردين ۱۳۹۰
<
اسفند ۱۳۸۹
<
بهمن ۱۳۸۹
<
دی ۱۳۸۹
<
آذر ۱۳۸۹
<
آبان ۱۳۸۹
<
مهر ۱۳۸۹
<
شهريور ۱۳۸۹
<
مرداد ۱۳۸۹
<
تير ۱۳۸۹
<
خرداد ۱۳۸۹
<
ارديبهشت ۱۳۸۹
<
فروردين ۱۳۸۹
<
اسفند ۱۳۸۸
<
بهمن ۱۳۸۸
<
دی ۱۳۸۸
<
آذر ۱۳۸۸
<
آبان ۱۳۸۸
<
مهر ۱۳۸۸
<
شهريور ۱۳۸۸
<
مرداد ۱۳۸۸
<
تير ۱۳۸۸
<
خرداد ۱۳۸۸
<
ارديبهشت ۱۳۸۸
<
فروردين ۱۳۸۸
<
اسفند ۱۳۸۷
<
بهمن ۱۳۸۷
<
دی ۱۳۸۷
<
آذر ۱۳۸۷
<
آبان ۱۳۸۷
<
مهر ۱۳۸۷
<
شهريور ۱۳۸۷
<
مرداد ۱۳۸۷
<
تير ۱۳۸۷
<
خرداد ۱۳۸۷
<
ارديبهشت ۱۳۸۷
<
فروردين ۱۳۸۷
<
اسفند ۱۳۸۶
<
بهمن ۱۳۸۶
<
دی ۱۳۸۶
<
آذر ۱۳۸۶
<
آبان ۱۳۸۶
<
مهر ۱۳۸۶
<
شهريور ۱۳۸۶
<
مرداد ۱۳۸۶
<
تير ۱۳۸۶
<
خرداد ۱۳۸۶
<
ارديبهشت ۱۳۸۶
<
فروردين ۱۳۸۶
<
اسفند ۱۳۸۵
<
بهمن ۱۳۸۵
<
دی ۱۳۸۵
<
آذر ۱۳۸۵
<
آبان ۱۳۸۵
<
مهر ۱۳۸۵
<
شهريور ۱۳۸۵
<
مرداد ۱۳۸۵
<
تير ۱۳۸۵
<
خرداد ۱۳۸۵
<
ارديبهشت ۱۳۸۵
<
فروردين ۱۳۸۵
<
اسفند ۱۳۸۴
<
بهمن ۱۳۸۴
<
دی ۱۳۸۴
<
آذر ۱۳۸۴
<
آبان ۱۳۸۴
<
مهر ۱۳۸۴
<
شهريور ۱۳۸۴
<
مرداد ۱۳۸۴
<
تير ۱۳۸۴
<
خرداد ۱۳۸۴
<
ارديبهشت ۱۳۸۴
<
فروردين ۱۳۸۴
<
اسفند ۱۳۸۳
<
بهمن ۱۳۸۳
<
دی ۱۳۸۳
<
تير ۱۳۸۳
<
خرداد ۱۳۸۳
<
ارديبهشت ۱۳۸۳
<
فروردين ۱۳۸۳
<
اسفند ۱۳۸۲
<
بهمن ۱۳۸۲
<
دی ۱۳۸۲
<
آذر ۱۳۸۲
<
آبان ۱۳۸۲
<
مهر ۱۳۸۲
<
شهريور ۱۳۸۲
<
مرداد ۱۳۸۲
<
تير ۱۳۸۲
<
خرداد ۱۳۸۲