|
آذردخت بهرامی داستاننویس است، طنز هم مینویسد، اما در نوشتن فیلمنامه بیشتر مسئلهی امرار معاش برایش مطرح است. برای همین هم تعداد و فهرست فیلمنامههای او طولانی، دراز و تا حدی خستهکننده است. مطبوعات برای او جدیتر بوده است. در سال 71 اولین تجربهی خبرنگاری را در مجلهی «آدینه» کسب کرد و بعدها در شکلهای گوناگون همیشه با مطبوعات فرهنگی دمخور بوده، از مجلات آبادی و بورس گرفته تا اشکال گوناگون همکاری با ماهنامهی «کارنامه»، از حروفچینی گرفته تا تحلیل داستان.
بهرامی متولد سال 45 است و رشتهی اصلی او تئاتر بوده است. او فارغالتحصیل رشتهی ادبیات نمایشی، در دورهی خیالانگیزی از فرهنگسرای نیاوران است، با استادانی چون بهرام بیضایی، رضا سیدحسینی، محمود دولتآبادی، جمال میرصادقی، رکنالدین خسروی، قطبالدین صادقی، پروانه مژده، ژاله آموزگار و دیگران. او همچنین در رشتهی تئاتر عروسکی در مدرسهی صدا و سیما تحصیل کرده است.
داستاننویسی را از سال 67 آغاز کرد و با شرکت در کلاسها و جلسات «هوشنگ گلشیری» در گالری کسری آن را جدی گرفت. این جلسات پس از تعطیلی گالری کسری تا امروز در خانهها ادامه پیدا کرده است. او همچنین در سال 78 از کلاسهای طنز ابراهیم نبوی هم بهره برد.
او این اواخر اینترنت را هم کشف کرده و این رسانه را با این وبلاگ برای ارائهی طنزهایش برگزیده است.
از او داستانهای متعددی در جدیترین ماهنامهها و فصلنامههای فارسی زبان داخل و خارج کشور منتشر شده است. همچنین سه داستان از او به زبانهای آلمانی، انگلیسی و ایتالیایی در مجموعههای «مهماني آينه» Lynne Rienner (به همت مهدي خرمي و شعله وطنآبادی) در نیویورک، مجموعهی PAROLE SVELATE (به همت آنا ونزان) در ایتالیا، و در کاکتوس (به همت حسین نوشآذر) در آلمان ترجمه و منتشر شده است.
آذردخت بهرامی برای چاپ مجموعهداستانش وسواسها و سختگیریهایی دارد که انتشار آن را به تاخیر انداخته است. یکی از طنزهای او امسال جایزهی اول جشنوارهی بینالمللی طنز را در رشتهی نثر برایش به ارمغان آورد.
بهرامی متاهل است، یک فرزند دارد و در تهران زندگی میکند. |