|
بهار سال 1353 در مشهد زاده شدم و اينک ساکن تهرانام. نخستين بار که لذت نوشتن را
کشف کردم، سال دوم راهنمايی بود. انشايی نوشتم که خواندنش از پاييز تا بهار سال بعد
طول کشيد و يک رمان احساساتی کوچک از آب درآمد. بعدها آن را گم کردم، اما همهی
همکلاسیها دعايم کردند؛ زيرا آن سال هيچ کس در کلاس دوم ب انشا ننوشت.
در کلاسهای داستاننويسی، جلسات و دورههای مختلفی شرکت کردم. در بيشتر
روزنامهها و مجلاتی که میشناسيم و امروز بسياری از آنها نيستند، داستان و نقد
داستان نوشتم. نخستين آنها در مجلهی «اطلاعات هفتگی» سال 1369 بود که هنوز
خاطرهاش برايم زيباست. مدتی هم همين چيزها را درس دادم و جلساتی برگزار کردم.
سال 1375 مجموعهی داستانهايم را آمادهی چاپ کردم که هرگز موفق به گرفتن مجوز
چاپ آنها نشدم و حالا مدتهاست که از خير چاپ کتاب گذشتهام. شايد برای همين بود
که خبر برگزاری اين جشنواره و مسابقهی اينترنتی برايم بسيار هيجانانگيز بود.
زيرا اگر از شکستن ديوار سانسور و گرههای کور اداری بگذريم، بهانهی ننوشتن را از
امثال من میگيرد. اميدورام همهی آنهايی که اين افق تازه را میگشايند، کوشششان
مشکور باشد. |