بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

با آن که در دانشکده دو واحد موسیقی پاس کردم، اما هیچ چیز از علم موسیقی یا موسیقی علمی نمی‌دانم. برای همین، موسیقی گوش کردنم ـ که زیاد است و وقتی می‌نویسم حتماً باید باشد ـ هیچ قاعده و قانونی ندارد. از «باخ» شروع می‌شود، به «پرایسنر» می‌رسد، و بعد به موسیقی فیلم «گلادیاتور» و بعد شجریان و بعد فرهاد و آخر سر هم آغاسی. موقع نوشتن رمانم هم، مدام و از پی، سمفونی نه بتهوون گوش می‌دادم و سه تار استاد عبادی و آلبوم «Atom Hart Mother» پینک فلوید. همیشه دوستان اهل موسیقی‌ام می‌پرسند چه طور موقع گوش دادن «دریاچه‌ی قو» چایکوفسکی می‌توانی درباره‌ی «باغ مظفر» بنویسی؟ این طور وقت‌ها نمی‌دانم چه جوابی بدهم جز این که شاید از هر دو، چیزی نمی‌فهمم. ظاهراً موقع پخش موسیقی نباید کار دیگری کرد و فقط باید گوش داد.

اما چندی پیش دوستی اهل موسیقی، آلبومی برایم آورد که برای اولین بار هنگام گوش کردنش نتوانستم کار دیگری بکنم. فقط گوش می‌دادم و فقط گوش می‌دهم. موسیقی‌ای بود که از میان مضراب‌های سه تارِ ترکمن علیزاده، جیغ‌های «سید بارت» بیرون می‌آمد، از کنار دو تار حاج قربان، گیتار دیوید گیلمور می‌گذشت، از فراز تحریر «اقبال‌آذر»، پیانو جاز پرواز می‌کرد، در لابه‌لای شعر شاملو، لحن خودمانی «لئونارد کوهن» می‌لغزید و در نهایت، انگار «باب دیلن» است که از میان کلمات خراسانی اخوان، سخن می‌گوید. و ماندم که چرا در برابر این موسیقی، چنین تسلیم شده‌ام و پس از زمانی دریافتم، آن چه من از فوگی از باخ تا شش و هشت آغاسی، به صورت طولی گوش می‌دادم، در این آلبوم یک جا و به صورت عرضی، عرضه شده است. انگار حافظه‌ی موسیقیایی من ناگهان پرده گشوده و به یک‌باره بازی مدت‌هاست آغاز شده.

از آن دوست پرسیدم صاحب این آلبوم کیست؟ گفت جوانی (۴ سال کوچک‌تر از من) به نام «محسن نامجو» که مدت‌هاست موسیقی زیرزمینی کار می‌کند و «ارشاد» مجوز نشر آلبومش را نداده. و بعد گشتم به دنبال اسمش و دیدم انگار نام‌آورتر از آن است که می‌پنداشتم و اهل فن می‌شناسندش و چندی پیش یکی از نمایندگان فرهنگی جوانان ایرانی بوده در هلند و من بی‌خبر بودم از این همه. و فکر کردم اگر نبود بختِ پژمرده‌ی اهل هنر در این سرزمین، و نامجو در مُلکی با بختی شکوفاتر بود، وزارت ارشادش اگر نه، مردمانش قدر می‌دانستندش و اگر بر صدر نه، از زیرزمین بیرون می‌آوردندش، کسی که چنین آسمان را به آن‌ها هدیه کرده است. و به زیرزمین‌های دیگر فکر کردم؛ به ادبیات زیرزمینی، نقاشی زیرزمینی، و...


نظرات خوانندگان
۰۳:۰۴ ۱۳۸۵/۱۲/۰۹ با این‌که خود من هم موسیقی گوش دادن‌ام چندان روی قاعده نیست ولی با گوش دادن به آلبوم محسن نامجو به این باور رسیدم که این یکی شدیداً سلیقه‌ای هست. یعنی من تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم آن را پس زمینه‌ی کار کردن‌ام قرار بدهم. و جالب است که در مورد کارهای نامجو عده‌ای خیلی خوششان آمده و عده‌ای مثل من کلاً مشکل دارند باهاش! مصاحبه‌ی معصومه ناصری با نامجو در رادیو زمانه را هم امیدوارم خوانده باشید. ارادتمندم
۱۲:۰۱ ۱۳۸۵/۱۲/۰۹ جناب آلن
هنوز راه حل اخلاقی و معقولی در زمینه شریک کردن دیگران در قطعات این حضرت نیافته ام
از طرفی نگران ضایع شدن حقوق اویم و از طرف دیگر اطمینان دارم ارشاد دست کم به چند قطعه فوق العاده اش (کل آلبوم گیس مثلن) مجوز نخواهد داد.
راه حل گروههای زیر زمینی چیست؟ غیر از این است که آثارشان از طرق غیر انتفاعی و به وسیله علاقه مندان دست به دست می شود؟
پیشنهادی دارید؟
۱۲:۳۵ ۱۳۸۵/۱۲/۱۱ نمایش عاشقانه "منظومه مور بی ملکه" به نویسندگی و کارگردانی ناصح کامگاری با بازی: الهام پاوه نژاد، علی بی غم، آشا محرابی و محمد حاتمی و نقش خوانی : بهزاد فراهانی ، فرهاد آئیش، بهروز بقایی، احمد آقالو، کاظم بلوچی و احمد مهرانفر در تالار قشقایی تئاتر شهر (ساعت 19:30) به روی صحنه رفت.
روز شنبه دوازده اسفند نیز نمایشنامه "سی اسفند سال کبیسه" از همین نویسنده در تالار بتهون خانه هنرمندان نمایشنامه خوانی می شود که ورود برای عموم آزاد است. به خصوص خوانندگان خوابگرد!
۰۲:۲۳ ۱۳۸۵/۱۲/۱۶ بسیار بسیار لذت بردم از صدای ونامجو و از ناله های خراسانی اش که در آثار او موج میزند. از معرفی این هنر مند بسیار ممنونم.
۱۶:۰۸ ۱۳۸۵/۱۲/۱۹ آقای شهسواری! من آمدم این‌جا تا رسماً اولین کامنت این مطلب رو از شما پس بگیرم! و اعتراف کنم که این روزها عجیب محسن نامجو دارد دگرگون می‌کند همه‌ی حال و احوالم را! نمی‌دانم که «نوبهاری»‌اش را شنیده‌اید یا نه! ولی... همین فقط! کامنت‌ام را پس می‌گیرم!
۲۳:۲۰ ۱۳۸۵/۱۲/۲۹ he's a great guy and a great compser too,i don't like iranian traditional music at a,cause i'm not that much low......but i like his songs.there's something in his song you can't ignore and won't forlget.for all of your life,his music stick in your head like john lee hooker's songs....man...he's really great....l
۱۶:۱۲ ۱۳۸۶/۰۱/۰۷ واقعا معركه است.همين.
۱۱:۳۵ ۱۳۸۶/۰۱/۱۶ از کنار همچین شخصیتهای نمی‌توان بدون موضعگیری گذشت. کسی که‌ واقعا شخصیت منحصر به‌ فرد داشته‌باشد - حالا در هر رشته‌ای که‌ باشد - لاجرم انسان را به‌ موضعگیری وامیدارد. یا باید مخالف بود یا موافق. راه سومی وجود ندارد. و عجبا از این هنرمند با شخصیت!
۰۲:۳۸ ۱۳۸۶/۰۲/۰۲ ميشه گفت که اکثر کسانی به سیر تحول موسیقی در ايران اهميت ميدن اسم اين هنرمند نابغه رو شنيدن.نميدونم تونست مجوز آخرين آلبومشو بگيره يا نه؟اما به هر حال آرزو ميكنم موفق بشه.
۱۲:۳۶ ۱۳۸۶/۰۲/۲۴ آقای شهسواری بنده از دوستان برادر شما در دانشگاه تهران هستم.خواستم از این که بانی شدید تا من و دیگر دانشجوهای ساکن خابگاه.با آقای نامجو و کارهای ایشان آشنا شویم از شما کمال تشکر را داشته باشم.با آرزوی موفقیتتان
۱۳:۴۹ ۱۳۸۶/۰۲/۲۵ در مورد موسيقي ايشان اين نكته اهميت دارد كه به سادگي از كنارش نميتوان عبور كرد چه با سليقه تان جور دربيايد وچه نه. كارهاي آقاي نامجو كارهايي است كه به شدت ارژينال وبي تكرار هستندوچالشي كه پس از شنيدنشان درگيرش ميشوي ديدنيست.
۰۲:۵۰ ۱۳۸۶/۰۲/۲۸ سلام. یکی از دوستان تازگیا منو با نامجو آشنا کرد. ایشون جزو همون قشری هستن که مریم مهتدی تو کامنت اولش گفته خیلی خوششون اومده. من هم چون ایشون گفته بود گوش کردم ، و واقعاً فقط تحملش کردم (مثل مریم مهتدی در کامنت اولش)! اما از آهنگ 1 آلبوم ترنج بدم نیومد،و چند بار گوشش دادم، و هر چی بیشتر گوش میدم بیشتر کشفش می کنم و باز هم مثل مریم مهتدی نظر قبلیمو پس می گیرم! این آهنگش فوق العادس! متاسفانه هنوز وقت نکردم بقیه آهنگاشو گوش بدم
۰۳:۵۲ ۱۳۸۶/۰۳/۱۲ مهدي و پيمان هستيم دانشجويان دكترا نه پول داريم سيگار بخريم نه اعتبار كه از جبر جغرافيايي خلاص بشيم. ماركوزه و فوكو مولانا و... تا زبان شناسي و فشار مخزن هيدروكربوري و انتگرال دوبل و... همه را از بريم روزي صد تا طرح داستان و فيلمنامه و انديشه هاي فلسفي ... مي نويسيم. اي كاش 15 سال پيش چنين اتفاقي در هنر و ادبيات و در كل اجتماع- چيزي كه نامجو در موسيقي انجام داده-مي افتاد تا وضع اين سرزمين هم اينگونه نمي شد. نامجو يك ساختار شكن به تمام معناست. سپرديمش به خدا و شيطان. دلمان مي خواهد هيچوقت مجوز نگيرد تا خودش را چون به اصطلاح بزرگان نفروشد." نامجو مثل ما با همون صبحانه سيگار و چايي بساز"
۱۰:۱۱ ۱۳۸۶/۰۳/۱۸ کارهای نمامجو از اون کار های کاملا سلیقه ای است ولی خوب من عاشق کاراشم.
۱۳:۲۰ ۱۳۸۶/۰۳/۲۲ نامجو حنجره پارسي زبانان مدرن است. محسن سليقه جوانان امروزي ايران است كه هنوز دل نكنده اند از ساز خراسان و نواي قريحه و در عين حال دوست مي دارند موسيقي اصيل انيراني را. نامجو گمشده اي بود كه در زيرزمين اين سرزمين يافتيمش! پسر خوراسان بزرگ، زاده دو تار و نغمه هاي دلنشين شرقي. پس او را چه نيازي است به مجوز و اجازه؟
اميدوارم اين نماد موسيقيايي جوان ايراني پايدار بماند و صدايش نيز.
۱۴:۴۲ ۱۳۸۶/۰۶/۰۱ اگر کمی کمتر از ملودی های گروه ها و هنرمندان دیگر استفاده (یا شاید دزدی، هر چه می خواهید اسمش را بگذارید) می کرد، برای من بیشتر قابل توجه بود. برای مثال ترانه "جبر جغرافیایی" مو به مو مطابق با آهنگ "لاو باز" اثر "نیروانا" است.
۱۱:۱۸ ۱۳۸۷/۰۳/۰۵ موسيقي ملي واقعا به نوآور ساختار شكني چون محسن كه تعريفي جديد از اشعار حافظ و... بدهد احتياج داشت.اين عزيز مفهوم شعر را براي شنونده ملموس تر مي سازد.
۰۱:۵۶ ۱۳۸۷/۱۱/۲۴ نامجو ديوانه‌ايست كه مرا 3 سال است ديوانهتر ازخودش كرده من تمام اهنك‌هاي اورا حفظ هستم تمام كليپها و اهنگها و تصاوير و كنسرت‌هايش را دارم مجموعه كه دارم از خود داشته هاي خود نامجو كاملتر است. بخوان نامجو بخوان

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.