کتابخانه

صفحه‌ي اصلي

پنجره‌ي پشتـي


کتابخانه/ مقاله‌ها

 

 


عنوان: استاد رؤياها

موضوع :
زندگي و آثار ايساگ باشويتس سينگر        به کوشش: محمدحسن شهسواری

   


سينگر روزنامه‌نگار، رمان نويس، داستان كوتاه‌نويس و مقاله‌نويس آمريكايی متولد لهستان كه جايزه نوبل ادبيات را در سال ۱۹۷۸ برد. موضوع اصلی آثار سينگر زندگی سنتی مردم لهستان در دوره‎های مختلف تاريخی عموما قبل از آدم‎سوزی همگانی است. او اختصاصا نقش اعتقاد يهودی را در زندگی شخصيت‎‌هايی كه از مصائب، جادو، رياضت و پرستش مذهبی خسته شده‎اند، امتحان كرده است. سينگر معتقد است كه يك نويسنده‌ی خوب اساسا يك داستانگوست، نه يك اديب يا نجات‌دهنده‌ی نوع بشر. «من شروع به نوشتن كردم حتی پيش از آن‎كه الفبا را بياموزم. قلم را توی جوهر فرو می‌كردم و خط خطی می‌كردم. نقاشی را هم دوست داشتم؛ اسب‎ها، خانه‌ها، سگ‌ها. تحمل روزهای شنبه برای من بسيار سخت بود چرا كه نوشتن در آن روز ممنوع بود.» («يك روز شادی» ۱۹۹۶)

ايساك باشويس سينگر با نام اصلی ايساك هرسز سينگر در شهر رادزيمن نزديك ورشو در لهستان به دنيا آمد. پدرش يك خاخام هاسيديك بود. مادرش، باثشبا، دختر يك خاخام بود. زمانی كه سينگر سه ساله بود خانواده به ورشو نقل مكان كردند، جايی كه پدرش سرپرستی يك دادگاه خاخامی را بر عهده داشت. جايی كه او به عنوان يك خاخام، قاضی و رهبر روحانی عمل می‌كرد. سينگر سال‎های بسياری را نيز در بيلگورای ـ يك دهكده يهودی سنتی ـ سپری كرد. او آموزش‎های سنتی يهوديان را فراگرفت و با قانون يهودی به زبان عبری و از روی متون ارمنی آشنا شد. همه در خانواده مي‌خواستند كه داستان بگويند و سينگر نيز در سن بسيار پايين شروع به ساختن داستان‌های خودش كرد.

سينگر در ۱۹۲۰ وارد مدرسه‌ی علوم دينی خاخام‌ها ـ تاچكموني ـ شد اما بعد به بيلگورای بازگشت و به تدريس زبان عبری پرداخت. در ۱۹۲۳ سينگر به ورشو رفت و در آن‌جا به عنوان تصحيح كننده‌ی (خواننده‌ی دست‌نويس‌ها) برای "Literarische Bleter" كه برادرش I.J.Singer ويراستارش بود مشغول به كار شد. سينگر تريلرهای آلمانی و آثار نويسندگانی چون كانت هامسان، توماس مان و اريك ماريا رمارك را به عبری ترجمه كرد. از ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۵ ويراستار همكار "Globus" بود. 

به عنوان يك رمان نويس سينگر كارش را با «شيطان در گورای» آغاز كرد كه در ۱۹۳۲ در لهستان منتشر شد. اين كتاب به روش زبان‎شناسانه و معناشناسانه به صورت تقليدی از كتاب‎های عبری قرون وسطايی تاريخچه‎ای نوشته شده بود. داستان عموما بر اساس حوادثی شكل گرفته بود كه برای مسيح تقلبی قرن ۱۷ ـ شاباتانی روی ـ اتفاق افتاده بود و پرتره‎ای از تب مسيحی‌گری را رنگ آميزی می‌كرد. در كار بعدی‌اش «برده» (۱۹۶۲)، سينگر دوباره به قرن ۱۷ باز می‌گردد. اين بار با يك داستان عاشقانه درباره‎ی يك مرد يهودی و يك زن غير اهل كتاب كه رابطه‎شان به دليل پس‎زمينه‎های متفاوت‌شان تهديد می‌شود.

در ۱۹۳۵ سينگر به عنوان خبرنگار خارجی به كاركنان "Jewish Daily Forward" پيوست. برای فرار از ضد سامی‌گری، سينگر در ۱۹۳۵ به آمريكا رفت و از همسر اولش راشل و پسرش عزرائيل كه به مسكو و سپس به فلسطين رفتند، جدا شد. او در نيويورك ساكن شد، جايی كه برای روزنامه‌ی عبری زبان "Forverts" كار می‌كرد. در ۱۹۴۰ با آلما هيمن يك مهاجر آلمانی كه برای چندين سال در بخش انبار نيويورك كار می‌كرد ازدواج کرد. سينگر در ۱۹۴۳ يك شهروند آمريكايی شد. اولين مجموعه داستان او به زبان انگليسی «گيميل احمق» در سال ۱۹۵۷ منتشر شد. اين اثر توسط سال بلو ترجمه شده بود و در ۱۹۵۲ در "Review Partisan" منتشر شد. از بين داستان‎های منتشر شده در "Daily Forward" بعدها تعدادی انتخاب شدند و در دو كتاب به نام‌های «در دادگاه پدرم» (۱۹۶۶) و «داستان‎های بيش‌تری از دادگاه پدرم» (۲۰۰۰) به صورت مجموعه درآمدند. پدر سينگر برای‌شان تنها يك مرد پرهيزگار بود كه با خواندن تلمود (قوانين شرعی يهودي) خوشحال بود. مادرش عملگراتر بود و اميدوار بود كه شوهرش توجه بيش‌تری به پول و مشكلات هر روزه نشان دهد.

با انتخابش برای انستيتو ملی هنرها و نامه‎ها در ۱۹۶۴، سينگر به تنها عضو آمريكايی آن‎جا تبديل شد كه به زبانی غير از انگليسی می‌نوشت.خودش معتقد بود: «عبری زبان معقول و فروتن همه ماست، زبان ويژه انسانيت وحشت زده و اميدوار.» سينگر ۱۸ رمان منتشر كرد، ۱۴ كتاب كودك و تعدادی مقاله و نقد، اما در آمريكا احتمالا بيشتر از همه به عنوان يك داستان‎ كوتاه‎نويس شناخته شده است. هر چند آثارش در نسخه انگليسی‌شان شناخته شده‎اند، او در اصل انها را به زبان عبری نوشته است. سينگر با بسياری از متمرجمان برجسته همكاری كرده است، كه در ميان آنها سال بلو هم وجود دارد اما بيشتر از همه سيسيل هملی ديده می‌شود. بسياری از داستان‎هايش با نام مستعار «ايساك باشويس» منتشر شدند و برای روزنامه‎نگاری از نام «وارشوفسكي» استفاده می‌كرد. از فيلم‎هايی كه بر اساس داستان های او ساخته شده اند می‌توان به اين موارد زير اشاره كرد: جادوگر لوبلين (۱۹۷۹) به كارگردانی مناهام گولان. "Yentl" (۱۹۸۲) ساخته باربارا استرايسند. دشمنان: يك داستان عشقی (۱۹۸۹) به كارگردانی پل مازورسكی و با شركت آنجليكا هيوستن و لينا اولين. مازورسكی فيلمنامه را با همكاری راجر.ال.بيمن نوشت. قهرمان داستان يك روشنفكر يهودی است كه برای فرار از مرگ در آدم سوزی برنامه ريزی می‌كند. او در بروكلين ساكن می‌شود و بعد از ازدواج مجدد می‌فهمد كه همسر اولش نيز فرار كرده و به آمريكا آمده است.

از معروف‌ترين كارهای سينگر «خانواده موسكات» (۱۹۵۰) است كه اولين رمان منتشرشده از او به زبان انگليسی‌ست. حماسه‌ی خانوادگی در «ملك اربابي» و «ملك» ادامه پيدا كرد. «جادوگر لوبيلن» كه به زبان‎های مختلفی ترجمه شد، درباره‌ی يك جادوگر قدرتمند و زوال اوست. «شوشا» (۱۹۷۸)، يك داستان عاشقانه است كه در سال‎های ۱۹۳۰ در لهستان اتفاق می‌افتد و سينگر در آن به خيابان‎های دوران كودكي- كروچمالنا- برمی‌گردد. مجموعه‌ی داستان‎های كوتاه سينگر شامل «يك دوست كافكا» (۱۹۷۰) و «مرگ متوسالج و داستان‎های ديگر» (۱۹۸۸) می‌شود. رمان‎های شبه اتوبيوگرافی او مثل «در دادگاه پدرم» و «عشق و تبعيد» (۱۹۸۸) اغلب روی تربيت و پرورش «هاسيديايي» سينگر در لهستان و نتيجتا شورش او عليه آن‎ها تمركز دارند. رفتار شخصيت‎های سينگر در قبال مذهب ثابت نيست، خود نويسنده نيز از تعصب ايدئولوژيكی دوری می‌كرد.

رمان‎های سينگر ساختار و وضع ظاهری طبيعی و اجتماعی واقع‎گرايانه‎ای دارند. سينگر توجه زيادی به طرح داستان و شخصيت‎ها می‌كند، خصوصا به شهوت‌های جنسی‌شان. اما از طرف ديگر با حقايق معنوی و جادوی فراروی زندگی روزانه نيز سر و كار دارد كه همين مسأله داستان‎هايش را از واقع‌گرايی سنتی جدا می‌كند. خودش معتقد است: «به نظر می‌رسد كه آناليز شخصيت‎ها بالاترين سرگرمی انسان است و ادبيات آن را بر خلاف غيبت، بدون اشاره به اسم‎های واقعی انجام می‌دهد.» (از مصاحبه‎ای با ريچارد بورگين در نيوورک تايمز در ۲۴ نوامبر ۱۹۷۸)

سينگر به‌عنوان يك نويسنده نقش و تاثيرگذاری خود را حاشيه‎ای می‌داند يا همان‌طور كه خود توضيح می‌دهد: «نويسنده‎ها می‌توانند ذهن را به حركت درآورند اما نمی‌توانند آن را هدايت كنند. زمان چيزها را تغيير می‌دهد، خدا چيزها را تغيير می‌دهد، ديكتاتورها چيزها را تغيير می‌دهند اما نويسنده‎ها نمی‌توانند چيزی را تغيير دهند.» در بيش‌تر ۱۴ سال آخر زندگی‌ دوورا تلوشكين كه او را در ۱۹۷۹ زمانی كه ۲۱ ساله بود ملاقات كرد، دستيار سينگر بود. بعدها تلوشكين کتابی نوشت به نام «استاد روياها» (۱۹۹۷) که درباره‌ی رابطه‎اش با اين نويسنده‌ی بزرگ بود. سينگر در ۲۴ جولای ۱۹۹۱ درگذشت.

 

فهرست کتابخانه

topñ

Google

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: 

HOME
بازنشر چاپی آثار بدون اجازه، به شدت ممنوع است و لينک دادن، آزاد.
اگر نويسنده و يا مترجم هستيد و پيشنهادی برای انتشار اثری داريد، ايميل بزنيد.
shokrollahi[at]khabgard[dot]com