۲۱ اسفند ۱۳۸۳
زندگی ادامه دارد
يا
چگونه ياد گرفتم يک انسان معمولی باشم و به زندگی عشق بورزم
:: هرگز پا به دنيا نگذاريد؛ ولی اگر گذاشتيد، بعد از کمی گريه آرام بگيريد و سينهی پرشير مادرتان را بچسبيد.
:: تلاش کنيد کودک باقی بمانيد و بزرگ نشويد؛ ولی اگر بزرگ شديد، به آدم بزرگها نگاه کنيد و بازی کردن را از آنها ياد بگيريد.
:: به هيچوجه به مدرسه نرويد؛ ولی اگر رفتيد، خوب درس بخوانيد و تنبلبازی درنياوريد.
:: هيچوقت به خانوادهی خود پايبند نباشيد؛ ولی اگر پايبند شديد، فرزند ـ برادر ـ خواهر نمونهای باشيد.
:: اگر جنگی پيش آمد؛ فکر جنگيدن را از سر بيرون کنيد؛ ولی اگر جنگيديد، خود را هميشه يک قهرمان بدانيد و سرتان را بالا بگيريد.
:: هرگز به سراغ مطالعه نرويد؛ ولی اگر رفتيد، يک کتابخوان حرفهای شويد و تفننی برخورد نکنيد.
:: با هيچ دختر ـ پسری دوست نشويد؛ ولی اگر شديد، دهنش را سرويس نکنيد و گند نزنيد.
:: عضو هيچ انجمن و گروه اجتماعی و سياسی نشويد؛ ولی اگر شديد، با آرمانهای انجمن ـ گروه خود وفادار باشيد.
:: به هيچوجه به سراغ هنر ـ چه برای تحصيل و چه جز آن ـ نرويد؛ ولی اگر رفتيد، چُسان فِسانش را رها کنيد و بر مبلغ خويش بيفزاييد.
:: برای خودکشی تلاش کنيد؛ ولی اگر موفق نشديد، ديگر بههيچوجه به آن فکر نکنيد و آن را حماقت و دون شأن خود تلقی کنيد.
:: در هيچ اقدام سياسی شرکت نکنيد؛ ولی اگر کرديد و دستگير شديد، زير هيچ شرايطی پشيمان نشويد.
:: هيچ شغلی برای خود دستوپا نکنيد؛ ولی اگر شاغل شديد، در شغل خود پايدار و آزاده بمانيد و از آن لذت ببريد.
:: در ايران زندگی نکنيد؛ ولی اگر مانديد، سرتان را بالا بگيريد و از کيان آن به هر شکل ممکن دفاع کنيد.
:: مطلقا ازدواج نکنيد؛ ولی اگر ازدواج کرديد، همسر خود را از جان و دل دوست بداريد و همسری ايدهآل باشيد.
:: مواظب باشيد وبلاگنويس نشويد؛ ولی اگر شديد، به دام روزمرگی نيفتيد و از ابتذال در انديشهورزی و انديشهنگاری بپرهيزيد.
:: به مادر خود دلبستگی نداشته باشيد؛ ولی اگر داشتيد و از دنيا رفت، تا میتوانيد گريه و بیتابی کنيد و تا میتوانيد خاطرهاش را حفظ کنيد.
:: خيال بچهدار شدن را از سر بيرون کنيد؛ ولی اگر بچهدار شديد، خوب نگاهش کنيد، آرام اشک بريزيد، لبخند بزنيد، اسم خوبی مثل «پارسا» برايش انتخاب کنيد، در آغوشش بگيريد، عاشقانه دوستش بداريد، مراقب مادرش باشيد و به ادامهی زندگی بهخاطر او و مادرش فکر کنيد.
:: [ادامهی اين يادداشت را احتمالا چند سال ديگر بايد بنويسم...]
[۰۷:۵۷] هرگز وبلاگخوان نشويد؛ ولی اگر شديد، کامنت فراموشتان نشود! (۱۱۳)
عليرضا دوستدار alirezaNOSP@Mdoostdar.com
تبريک میگويم حسابی!!!
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۰۸:۱۲
مينا mahdv_ma@yahoo.ca
هرگز به اينجا نيامده بودم و اینجا را نخوانده بودم ولی حالا که آمدم ديگه هميشه خواهم آمد :)
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۰۸:۲۰
Yasha yashaa@gmail.com
سيد جان يکی از بهترين مطالبی بود که تو خوابگرد خوندم... من(خود) سيدرضا شکراللهی حسابی توش نمايان بود :)
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۰۸:۲۷
محمد جواد طواف ranginkamaan2000@yahoo.com
توصیه های بسیار اساسی ای بود!..
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۰۹:۱۵
عليرضا سيف الدينی
سلام دوست گرامی آقای شکراللهي ازاين که به مطلب من لينک داده ايد ممنونم اما اجازه بدهيد جمله ای هم من به اين سياق بگويم:اگروبلاگ نویس شديد هرگزلينک ندهيد واگرداديد ازکسی اجازه نخواهيد.بازهم ازتوجه ومحبت شما ممنونم.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۰۹:۴۱
شرتو shartooo@yahoo.com
چقدر سخت بود. هم اينوريهاش هم اونوريهاش. اولش هم که دست خودت نيست. پس بايد چکار کرد؟ ولی مثل اينکه کامنت گذاشتن چندان هم سخت نيست ها!
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۰۹:۴۳
پارسا صائبى
آقاى شکر اللهى عزيز، خوشحالم که فرزند شما همنام بنده است! از حسن انتخاب شما سپاسگزارم! با تقديم احترام
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۰:۲۵
شار parviz@gmail.com
کامنت ننويسيد و اگر نوشتيد تا می توانيد مرتبط بنويسد . . . نه که خيلی مربوط نوشتم!
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۰:۵۰
شهسواری shahsavari@khabgard.com
رضا جان! پس از تبریکات شفاهی اینک بدین وسیله و به صورت کتبی پدر شدن شما را تبریک گفته و خواهشمند است این امر را به فرزند گرامی خویش ابلاغ فرمایید.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۰:۵۸
سجاد issoleimani@gmail.com
فعلن اگه شد این سایت ما را ملاحظه بفرمایید...
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۱:۱۶
سجاد issoleimani@gmail.com
:: وقتی پیر شدید، اگر در جوانی وبلاگ داشته داشتهاید، یادداشتهایتان را مرور کنید
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۱:۱۸
مسعود برجيان (وبلاگ پيام ايرانيان) borjian@gawab.com
خوابگرد عزيز درود. بسيار بسيار از اين يادداشت لذت بردم به خصوص از آن قسمت همهاش!
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۱:۳۶
جواد ـ ق javad1483@yahoo.com
دست و پا بزنيد که به دنيا نياورندتان اما اگردست و پایتان از رمق افتاد پارسا باشيد و پسر سيد خوابگرد ...
مبارک باشد برادر جان .
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۱:۳۷
بیلی و من assad@mail.dk
طلبه نشيد اگر هم شديد دين را تو سياست دخالت نديد.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۱:۴۳
جاويد javied1364@gmail.com
آقا قدم نورسيده مبارک باشه...از طرف من روشو ببوس....
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۱:۵۳
شیوا مقانلو shiva_moghanloo@yahoo.com
سلام. خیلی تبریک می گم. از حالا به بعد دیگر واقعا شب ها خوابگرد خواهید بود!
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۲:۰۰
آشپزباشي ashpazbaashi38@yahoo.fr
کامنت شيوا مقانلو بطور دربست تاييد ميشود. حس شيرينيست نه؟!
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۲:۱۴
ف ل ش ehsanabedi@yahoo.com
خیلی باحال بود سید.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۲:۱۹
پيمان اسماعيلی
مبارک باشد ... لطف کنيد و به جای بنده گوشه لپش را فشار مختصری بدهيد...
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۲:۳۰
رکگو rokgoo@gmail.com
هرگز در وبلاگها کامنت نگذاريد ولی اگر گذاشتيد سعی کنيد به نوشتنش بهارزد. (نه مثل اين يکی)
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۲:۳۶
مجتبا MojtabaGol@gmail.com
خيلی باحال بود! به زندگی به خاطرِ او و مادرش ادامه دهيد! بله، آقا تبريک و تسليت میگم.
راستی يک مورد ديگه:
اگه خوابگرد مینويسيد به کسی لينک ندهيد، امّا اگر داديد به درنگ حتماً لينک دهيد! ؛)
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۲:۴۶
نوشا bazoosoltan@yahoo.com
آقای شکراللهی عزيز. تبرييييييييييک.
اما يه جمله هم با اجازه تان من اضافه کنم.
:: هرگز عاشق نشويد. ولی اگر شديد اجازه بدهيد معشوق به راحتي نقش خودش را بازی کند و تلاشی برای تغيير سناريوی شخصيتی اش نکنيد. و باور کنيد حتی اگر سخت(!) که او همين است...
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۳:۳۴
بينش bineshmoaaser@yahoo.com
عالی بود همشهری عزيز
راستی در حال تلاش هستم تا درست بنويسم.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۳:۳۶
آليوس ماکسيموس alius_maximus2004@yahoo.com
درود بر شما آقای شکراللهی عزيز و سلام بر پارسا... خوشآمدی پارسا جان!...
پايدار باشيد...
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۳:۴۰
پيام يزدانجو payam_yazdanjoo@hotmail.com
نورسيده ي نازنین که با اين نوشته ی نغز می آيی، خوش باشی.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۳:۵۰
بابک غفوری آذر
رضای نازنين...
ببخش که اينجا و اينچنين بايد پدر شدنت را تبریک بگویم.
مراقب پارسا باش.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۳:۵۳
داريوش و الهه dariushm@malakut.org
چه عجب بالاخره اين حضرت آقا رضايت دادند تشريف بياورند! ما ديگر داشتيم دق میکرديم از اين همه ناز! قدماش مبارک. حيف که خودت گفته بودی ماجرا را لو ندهم و گر نه اين مطلب سوخته بود ها!. القصه، تا ما برسيم به آن ولايت حتماً ديگر اين پارسا، تبديل به رند شده است و دوران زهد و پارسايی را سپری کرده. ولی ما از حالا برایاش میخوانيم:
برو ای فقيه دانا، با خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسايی، من و عاشقی و مستی
حتماً اين غزل سعدی را برای پسرت زياد بخوان که: همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستی . . .
میبیينمت و میشنويمت به زودی.
با مهر و تبريک به خودت و پسرت و مادر پسرت!
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۳:۵۶
مهدی مرعشی
پس بالاخره پدر شدید! یک تبریک شدید! خوابگرد را از این پس باید دید!
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۴:۰۰
سپینود 3pnood@gmail.com
پا در وادی شگفتی گذاشتی. وادی گذشتن از خود برای دیگری. پدر و مادر فرقی نمیکند زیباست و تازه حالا می توانی بگویی پخته شدی. پارسایت سلامت.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۴:۱۳
زهرا zahrahb@gmail.com
سلام خوابگرد جان:)
این نوشته یکی از زیباترین نوشته هایی بود که اخیرا توی وبلاگستان خوندم.
فکر کنم من بیشتر از شما ذوق کردم.
من از صمیم قلبم و به قول بابام حسابی بهتون تبریک میگم.
امیدوارم سالهای سال زنده باشید و زندگیتون هر روز شیرین تر از قبل باشه:)
بیش از پیش مراقب خودتون و پارسا کوپولوی خوشبخت باشید
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۴:۳۰
ايليا negarestan2@yahoo.com
با قضيه وبلاگ موافق نيستم. چون تنها جايی هست که اگه انديشه نگاری آزادانه انجام بگيره ابتذالی در آن نيست. و ازدواج...نبايد ازدواج کرد اما اگر کسی به همچين اشتباه بزرگی دچار شد ...ماهی رو هروقت از آب بگيری تازه ست!
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۴:۳۳
اسد a.zamini@gmail.com
به اجبار حكمي كه داده بودي (هرگز وبلاگخوان نشويد؛ ولی اگر شديد، ...) اومدم توي صفحه كامنت و تازه متوجه قضيه شدم.
تبريك ميگم حضور پرتوان و زيباي پارسا رو. اسم لينك شما رو فكر كنم بايد به خوابگرد پارسا تبديل كنم، چون هر چند ما بابا ننه ها ميگيم صاحب فرزند شدم ولي در واقع اونا صاحب و فرمانرواي ما ميشوند، حتي اگر ۵۰۰ گرم بيشتر هم وزن نداشته باشند... بازم هزار بار تبريك و آقاي پارسا شكراللهي را يك بار هم از جانب ما ببوسيد و حضورش را تبريك بگوييد:)
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۵:۳۶
پائيز ghoshzad
هرگز پارسا نشويد ولی اگر شديد پارسائی نورزيد...
بلای عشق تو نگذاشت پارسا در پارس/
يکی منم که ندانم نماز چون بستم.
تولدش مبارک
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۶:۲۸
صوفی soophi06@yahoo.co.uk
خيلی لذت بردم زيبا بود. ادامه اش را به عنوان عيدی سال ۸۴ بنويسيد شايد تا چند سال ديگه ما زنده نباشيم . بازم ممنون.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۶:۳۳
ماهزاده امیری mahzamiri@yahoo.com
داشتم فکر می کردم به جمله های قصار پدرانه که آخر مطلب ؛ دستگیرم شد.قدمش نو و مبارک .
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۷:۰۶
پويان info@pouyanian.com
سلام رضا جان! قدم نورسیده مبارک!
در مورد کم بودن تعداد کامنتها، یکی از اصلیترین علتها، خود وبلاگنویسانی هستند که خود به توجیهی آن را رها کردهاند و یا نظرخواهی زیر مطلبشان را بستهاند و یا نسبت به نظرها بیتوجهاند. البته این ادعا دلایل و توضیحاتی هم دارد که باشد برای بعد!
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۷:۲۷
وحيد info@vahidthinktank.com
تولد پسرتان مبارك! سبك جالبي را براي نوشتن انتخاب كرديد. اما بيش از حد بوي وعظ و خطابه و پند و اندرز مي دهد. فكر كنم علي رغم ميل شما بيشتر افراد در همان بخش اول جملات قصار باقي بمانند.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۷:۳۹
علی alisoltani13@gmail.com
سلام.من تا حالا اينجا نيامده بودم ولی .....
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۷:۴۶
کوروش پورزرتشت
۱.درود و فرخنده باد.۲.هرگز وبلاگ خوابگرد را نخوانيد اگر خوانديد هرگز برای ترک کردنش تلاش نکنید که ترک خواندن خوابگرد سختتر از ترک کردن هر چیز دیگر است. پاینده باشی.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۸:۳۰
محمد mohamad_e11@yahoo.ca
می خواستم مثل بقيه دو کلمه ای بنويسم و تولد شازده را تبريک بگم ولی بعد گفتم چطور است دو کلمه هم بنويسم، چون با اينکه به وبلاگ شما تازه واردم ولي مي دانم به چه اندازه به عقايد خوانندگانتان توجه مي کنيد.
روسو می گويد «انسان آزاده زاده میشود، اما همهجا در زنجير است» جامعه برای همه ما مقيداتی بوجود آورده که در اکثريت موارد نمی توانيم از شر آنها خلاص شويم. بايستی از قواعد، شرايط و ضوابط جامعه پيروی کنيم و از قوانينی که بنظرمان غيرعادلانه می آيند اطاعت کنيم. خواسته های ما با آنچه قادريم انجام دهيم و آنچه جامعه برای ما معين کرده که انجام دهيم می تواند از زمين تا آسمان فاصله داشته باشد. تنها زمانی می توان به زندگی واقعاً عشق ورزيد که از شر محدوديتهای جامعه خلاص شد و فارغ از اين مقيدات آنطور زندگی کنيم که می خواهيم که اينهم محال است.
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۸:۴۷
پادساعتگرد
ای جان! عمو شدم؟!<br>
رضا جان يک دنيا تبريک... منِ کندذهن تا آخر يادداشت نفهميدم داستان از چه قراره! حالا چون طبق دستور نمیدونم شمارهی چندت (:: در ايران زندگی نکنيد...) ازت دورم، فقط میتونم بدوم تا تلفن تا صدای پدر و مادر و سيد«پارسا» را بشنوم! خيلی خوشحالم. :)
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۱۹:۲۵
حمیدرضا
سيد جان از خانه ويرانه؛ ويرانهترم. من ديوانه را درياب
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۲۲:۱۶
Yasha yashaa@gmail.com
سيد جان مثل اينکه يه تبريک بدهکاريم... از قرار معلوم اکثريت رفتن تو مود نوشته و پيامت رو نگرفتن... خلاصه که قدم نورسيده مبارک... :))
۱۳۸۳/۱۲/۲۱ | ۲۳:۰۷
امیرحسین سام amir_h_sam@hotmail.com
سید خوابگرد داده نوید:
پارسازادهای ز راه رسید!!
من را هم در شادی خود شریک بدانید.
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۰۰:۲۱
مرجان caligula_1984@yahoo.com
تولد کوچولو مبارک. ۱.انچه درباره اش نمیتوان سخن گفت می باید درباره اش خاموش ماند.(ویتگنشتاین).۲.چرا باید یرای خودکشی تلاش کنیم؟۳.چرا اگر موفق نشدیم دیگر به ان فکر نکنیم و ان را حماقت و دون شان خود تلقی کنیم؟
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۰۰:۳۱
هزار حرف نگفته alinonline_hhn@yahoo.com
هرگز بلاگر نشوید ولی اگر شدید مثل خوابگرد وسواسی و مفید بنویسید .
با مهر
علی
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۰۱:۱۸
سجاد
: وقتی بزرگ شدید به خاطر اینکه پدرتان وبلاگ نداشته و ارتباطی با ذهنیات او ندارید ناراحت باشید [اگر هم داشته کلی کیف کنید]
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۰۱:۳۸
زیتون z8un@z8un.com
آقا٬ قبول نيست:) تازه اسم وبلاگتون تو بلاگرولينگ اومده بالای بالا و اونوقت اينهمه کامنت:))
نوشتهتونو خوندم و خوندم.. هی کيف کردم تا رسيدم به پاراگراف آخرش... حسابی غافلگیر شدم ....:)) آقا ٬ مبارک!! خوابگرد ما حالا واقعا بابا شده...چه اسم قشنگی هم انتخاب کردهايد...به شما و همسرگرامیتون تبريک میگم :) خيلی خبر شيرينی بود!!! خيلی دلم میخواد هميشه از پسر کوچولوتون در وبلاگتون چيزی بخونم..بالاخره پارسا اينهمه خالهخونده و عموخونده داره:)
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۰۲:۵۰
میعاد miad.bg@gmail.com
مطمئنم پارسای عزیز به پدر خود افتخار می کند و شما نیز پدر خوبی برای او خواهید بود ... شاید هم در ۲۰ سالگی اش مثل من نشد که وبلاگ نویس شود و مطالبش بوی ابتذال بدهند و به زردی بروند و حرفی برای اندیشه ورزی نداشته باشد ...
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۰۳:۲۲
سيبستان mehdijami@hotmail.com
آقای برادر اين سبک حضرتت اعتيادآور است لذا من هم به نوبه خود می گويم سعی کنيد هرگز رضا شکراللهی نشويد ولی اگر شديد پارسای عشق و زندگی و وبلاگ باشيد. تبريکات اسفنديه هم تقديم.
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۰۳:۵۰
سعيد fallosafah@hotmail.com
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی ... آقای شکراللهی قدم نورسيده مبارک!
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۰۵:۰۱
نوشين.. nooshin333@london.com
حوابگرد عزير.
بعد از مدتها امدم سلامی بدهم و بگويم هنوز هستم. اگر خدا هم با آدميانش همچو خوابگردسخن ميگفت... بایددر بهشت و دوزخش را را بايد گل ميگرفت.. .
چون تو اگر خدا بودی بندگانت را بين خير شر مخير ميکردی... من در ان صورت ترا دوست نداشتم.. چون راهی برای سرپيچی نداشتم .. خوشبختانه که خوابگرد خدا نیست!! ولی يک چيز در فرامینت تو دوست دارم که فرامین تو به بدی ها متمايل تر است...!!
مفدم خوابگرد کوچولو گرامی باد
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۰۶:۴۳
پاکسيما
سلام. با مزه بود.
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۰۸:۲۷
نوشين
خوابگرد عزيز، قلمت گاهی غوغا میکند.
پای يادداشتت گريستم، مبارک باشد .
خيلی مبارک باشد. عکس پارسا را برايمان نمیگذاری؟؟
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۰۹:۱۶
پژمان(*) dawnsbird@hotmail.com
سلام...
اول اين که قدمِ نورسيده مبارک...
دوم اين که شايد بد نباشد اين را هم اضافهکنيد:
سعىکن تا مىتواني در باره ديگران قضاوتنکنى، ولي اگر قضاوت کردى تا جايى که مىتواني انصاف داشتهباش...
:)
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۰:۱۹
روزبه rouzbeh220@gmail.com
به به قدم نو رسيده مبارک ..تبريکات مخصوص خدمت آقای شکراللهی بزرگوار .فقط يه سوال استاد؟شما خودت تا حالا برای هيچ وبلاگی کامنت گذاشتی؟؟؟
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۱:۰۵
امیر مهدی haghighat_amirmehdi@yahoo.com
من هم تبریک می گم. و خوشحالم که به زودی رمان همنام رو می خونی، چون شب تا صبح مجبوری بچه به بغل راه بری که خوابش ببره. مگر اینکه آقاپارسا از خراباتیان باشه، و نه از مناجاتیان. باز صمیمانه تبریک می گم .
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۱:۵۷
فرشته a_fereshteh@yahoo.com
سلام وتبريک برای پدر شدن که احساس شگفتی است و ادم رو تا مدتها توی بهت می بره من که هنوز از بهت مادر شدن در نيومدم . از طرف من و سام(پسرم) پارسا رو ببوس.
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۴:۲۳
فرنوش fvahidnia@yahoo.com
بكوشيد هرگز پدر نشويد. اما اگر شديد از بيدار شدنهاي شبانه نترسيد و از مادر خسته به خوبي حمايت كنيد.خيلي تبريك مي گويم.
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۵:۴۰
طوفان tofanpv@yahoo.com
هرگز خوابگرد نشويد و اگر شديد حتما نمیتوانيد مطلبی به اين زيبائی بنويسيد .
تبريک بابت پدر شدن که زيباترين لحظه زندگی مرد زمانی است که پرستار خبر سلامتی اولين فرزند و همسر را می دهد.
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۵:۵۸
پژمان(*) dawnsbird@hotmail.com
باز هم سلام... معذرت که قدرى بىربط به اين نوشته و حال و هواي آن است ولى فقط محض اطلاع: در موردِِ نظرِ پادساعتگرد در موردِ نوشته دو پست قبلت و نظرِ ديگرى که در پاسخِ نوشته من در وبلاگش نوشتهبود (و تو به آن لينک دادى) مطلبى در بخشِ نظرخواهىِ وبلاگِ خودِ پادساعتگرد مطلبي نوشتم. شايد دوست داشتهباشي براىِ دنبال کردنِ بحث به آنجا رجوعکنى.
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۶:۳۵
نوشی nooshi.joojehash@gmail.com
پس اسمش پارسا ست؟... تبريک فراوون.
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۶:۳۸
راوی قصه های عامه پسند pulp.blog@gmail.com
خب ... حالا که بايد کامنت گذاشت ميگم : تبريک !
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۹:۰۷
هادی
هرگز عاشق نشويد ولی اگر شديد بدانيد که فقط رنج خاهيد کشيد
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۹:۳۱
هادی
اشتباه تايپی:( خواهيد
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۹:۳۲
نگار negar_182000@gmail.com
سلام جالب بود موفق باشيد ....
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۱۹:۴۴
مستانه
؛......ادامهی اين يادداشت را احتمالا چند سال ديگر بايد بنويسم...؛] خوابگرد.. پس ار همي خالا بايد منتطرفرزند دوم. باشيم..تولد هر دو انها را تبريک ميگويم..
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۲۰:۲۷
دنیای یک ایرانی semaho_h@yahoo.com
هرگز نخوابید، ولی اگر خوابیدید، خوابگردی کنيد! :) . سید جان. مطلب زیبایی بود.
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۲۱:۰۴
نوشين شاهرخی noshin.shahrokhi@noufe.com
هرگز وبلاگنویس نشوید، اگر شدید دیگر در آن وقفه نیاندازید.
هرگز خوابگرد نشوید، اگر شدید همواره خوابگرد بمانید
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۲۲:۱۹
ميترا الياتي mitra_elyati.yahoo.com
سلام
اكثر اوقات به شما سر مي زنم و از مطالب آن استفاده مي كنم . نمي دانم شما هم به وبلاگ من سر مي زنيد يا نه / دوست دارم رد پايتان را در آنجا ببينم . كامنتي ‘ چيزي ‘ ...لينكي به مطالبم يا اشاره اي به پنجره ام . ..
به هر حال بر قرار باشيد.
۱۳۸۳/۱۲/۲۲ | ۲۳:۵۹
مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا bahare_iran2002@yahoo.com
راست ميگوييد البته غير از مورد سيزدهم
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۰۱:۰۴
آرش arash_nasiri@yahoo.com
جناب شکرالهی از خواندن وبلاگ جنابعالی بسيار لذت بردم. به خاطر توصيه ها ممنون !!
منم ميخواستم يه جمله اضافه کنم که
هرگز سعی نکنيد بشتر از اندازه لازم بدونید ولی اگه بشتر از اندازه لازم دونستید پای عقايدتون بایستید.
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۰۲:۴۳
زیتون z8un@z8un.com
دوباره سلام...راستی مگه چند وقت پیش خبر پدر شدن شما رو نشنیدیم و تبریک نگفتیم؟:) شاید هم هنوز دنیا نیومده بوده:) در هر صورت تبریک مبارکی میاره:)
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۰۲:۵۵
محمد mbnc76@yahoo.com
اسم قشنگيه. اسم پسر من هم پارسا هست. اميدوارم قدمش مبارک باشه.
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۰۸:۴۰
داريوش
اين روزا چقدر پارسا فراوون شده ! ما كه ۴ سال ِ پيش تجربه يكيشو داشتيم كه براي هفت پشتمان كافيست! نميدوني چه بر ما گذشت! پيرمون در اومد جان ِ شما! الانه با گذشت ۸ سال از ازدواج و ۴ سال از پارسا حتا خيال ِ دوميشو در سر نداريم! بر آنايم كه اصلن پروژه رو تعطيل كنيم!
داشت يادم ميرفت ... مباركه آقا!
در ضمن از قول بنده و خانم بنده صميمانهترين تبريكات را براي بهدنيا آوردن پاكترين موجود دنيا (مخصوصن كه پارسا هم هست :) ) به همسر گراميتان عرض بفرمائيد!
(بقيه همش به شما تبريك ميگن چرا؟ انگاري خوابگرد زائيده :) )
و در پايان صبر جزيل براي هر دوي شما خواهانايم! :) پيرتون در ميآد! ولي خب شيرينه!
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۰۹:۲۷
آتوسا
قدم نورسیده مبارک - حالا که هم ازدواج کردین و هم صاحب فرزند شدید امیدوارم که در سالهای آینده از همسر بودن و پدر بودن خود راضی باشید
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۰۹:۵۱
آتوسا
ادامه مطلب قبلی - به همسرتون بابات حس زیبا و بینظیر مادر شدن تبریک می گم
تجربه اش کردم و بسیار لذت بخش و شیرین و عالی یافتمش است
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۰۹:۵۶
زمینی zamini_1@hotmail.com
حسابی تبريک. خيلی حس قشنگيه، در عين کوچکی و آسيب پذير بودن، بسيار شگفتانگيز و بزرگ است. و به تمام زحمتها و بیخوابیهايش می ارزد. خيلی خوشحالم و از صميم قلب تبريک. پارساتون را به جای من عميق نگاه کنيد و سلام برسونيد. همينطور تبريک میگم خدمت همسر گرامی.
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۱۰:۱۳
ازاده
سلام
من نوشته شما را خواندم
در انتهامتوجه شدم مخاطب شما اقايون هستند!
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۱۴:۰۰
Morteza Motamedi mortezaa@gmail.com
هرگز کامنت ندهيد اما اگر داديد نشينيد ۸۰ کامنت قبلی را بخوانيد.
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۱۵:۲۴
حميد رضا زندی hzandi@gmail.com
قدم نورسيده مبارک خوابگرد جان.
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۱۸:۲۲
سفید sefid.tr@gmail.com
تبريکککککککککککککککککککککککککککککک
چون خودم ۳عدد خواهرزاده پسر دارم! میدونم که اساسی با پارسا، ملوسک، خوش میگذرونيد! ;)
و اما... اگر بچهدار شديد، کامپيوترتان را از خانه منتقل کنيد، ولی اگر نشد، سعی کنيد به اعصابتان مسلط باشيد، چون در برابر فسقلیهایتان، کاری از دستتان برنخواهد آمد. :D
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۱۸:۲۶
مهدی azizvz@yahoo.com
نظر خاصی در اين باره ندارم جز اينکه بگويم هر بار که خالی به اينجا می آيم پر بار برميگردم. گرچه من در وبلاگم چيز بدرد بخوری نمينويسم ولی دلم ميخواهد آنرا مانند يک کلبه کوچک شسته و روفته از خودم داشته باشم تا تنهائيم را در آنجا بگذرانم.ميگوئيد آنرا واگذار کنم؟ با سپاس
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۱۸:۴۶
مهتاب
از وبلاگ بيلی و من با شما آشنا شدم. چند وقتی است سر ميزنم. برايم جالب بود که نوشته بوديد به نظرات ديگران نياز داريد. هر چند نوشته هايتان آنقدر زيباست که از نظر دادن چون منی بهره ی زيادی نميبريد. ولی باز گفتم چيزی گفته باشم .....
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۲۰:۴۷
مهتاب
راستی يادم رفت تبريک بگم ........ مبارکه
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۲۱:۰۷
پدرام رضایی زاده
سید جان ! ماکه شفاهی باهم صحبت کرده ایم و فکر نمی کنم حرف تازه ای برای گفتن باقی مانده باشد ؛ فقط این کامنت را گذاشتم که بگویم نورسیده ما هم بعله...!
۱۳۸۳/۱۲/۲۳ | ۲۳:۴۶
سام اسماعيليان samuell@gmail.com
خوابگرد بسيارعزيز تبريک من را هم بپذير٬خيلی خيلی مبارکه!
۱۳۸۳/۱۲/۲۴ | ۰۰:۵۱
smh
درود . به اين نشانی برو و دلت خواست حال کن يادم شد فقط اسمش هست پل چرخی
و اين ادرس
delbaraneh.persianblog.com
۱۳۸۳/۱۲/۲۴ | ۰۵:۴۶
smh
مبارک باد اين جور خبرا شيرينی داره
۱۳۸۳/۱۲/۲۴ | ۰۵:۴۹
نوشين nnn1356@yahoo.com
خوابگردی که پدر شده بازم مرتب مینويسه؟
يه شش ماه ديگه؟ من که ترجيح ميدم ننويسيد ولی به پاسا کوچولو خوش بگذره!!!
۱۳۸۳/۱۲/۲۴ | ۰۹:۲۱
احسان عابدی ehsanabedi@yahoo.com
سید جان تولد پارسا کوچولو رو بهت تبریک می گم. آرزوی سلامتی برای او و خانواده ات می کنم. امیدوارم همیشه خوشبخت باشی.
۱۳۸۳/۱۲/۲۴ | ۱۲:۰۲
روحی farajzadeh_r@yahoo.com
خوشحال ميشم اين نقد درباره گل يخ رو بخونين
http://bidad.persianblog.com
۱۳۸۳/۱۲/۲۴ | ۱۴:۱۹
hima
يعنی ها آخر اين وبلاگستان از وبلاگ روشنفکرانه اش - البته به ظاهر - تا وبلاگ سکينه سبزی پاک کن منتهی ميشه به حرف ها و نوشته های خاله زنکی. موفق باشيد. و ميلاد نو رسيده بس مبارک و ميمون.
۱۳۸۳/۱۲/۲۴ | ۱۴:۲۰
حسين عباسی
خيلی خيلی مبارکه.
۱۳۸۳/۱۲/۲۴ | ۱۹:۴۱
ازامروز amir2002afshar@yahoo.com
عالی نوشتی خوابگرد عزيز، تبريک و تبريک و تبريک...
۱۳۸۳/۱۲/۲۴ | ۲۰:۴۱
قصه گو javhfar@yahoo.com
نتیجه شرطها را بر یک جهت بنویسید بهتر است
فارسی تر وزيباتر بنويسيد کلمه های عربی را کمتربکار بريد و جمله های شرطی بر یک نتیجه اخلاقی باشند بهتر است و بهتر می دانم از الگوبرداری از نثر طنز نويسانی مانند ابراهيم نبوی استفاده نکنيد خود شخص تان با فکر آزاد آنرا خلق کنيد ارآنچه که می توانيد و می دانم که می توانيد
سرکی به ما نیز بزن که سخت محتاجیم که چند ز این دستورها وقوانین اینترنت هنوز اول راهیم خامیم
http://ghesehha.persianblog.com/
جواد قصه گو
۱۳۸۳/۱۲/۲۴ | ۲۲:۵۲
پرستو papar11@yahoo.com
دير شده؟
ببخشيد اما نمی شد ننویسم:
خيلی زياد مبارک باشه!
۱۳۸۳/۱۲/۲۵ | ۰۱:۱۴
سیما sima_gzs@yahoo.com
هرگز به وبلاگ خوابگرد پا نگذارید، ولی اگر گذاشتید، بعد از آن هر روز سری به آنجا بزنید و کامنت را فراموش نکنید!
دوست عزیز، بار اول است که از طریق زیتون نازنین به اینجا می آیم. مطلب عالی بود. و در ضمن قدم کوچولویتان بسیار مبارک!
۱۳۸۳/۱۲/۲۵ | ۰۷:۱۴
سيد يوسف منيری symoniri@gmail.com
فكر كنم يككم ديره برای تبريك، ولی قدم نورسيده مبارك. همهی حرفها دربست قبوله، چون دركتون میكنم كه چه لذتی میبريد، ولی حالا مونده!
۱۳۸۳/۱۲/۲۵ | ۰۹:۳۸
فاطمه fatemeh@gmail.com
مبارک باشه. خدا حفظش کنه و شما رو هم براش نگه داره.
۱۳۸۳/۱۲/۲۵ | ۱۰:۳۳
ronak kajall_s@yahoo.com
سيد جان قدم نورسيده مباركه . اميداست باآمدن پارسازندگيتون هميشه سبزو بهاري باشه . وحضورش درتمام لحظات . درضمن سال نوراتبريك ميگم .
۱۳۸۳/۱۲/۲۵ | ۱۶:۲۴
خسرو نقيبي naghibi@gmail.com
كمي دير است مگر نه؟ من عادتم شده اين ديرشدن ها؛ به هرحال تبريك. پارسا را محكم ببوس...
۱۳۸۳/۱۲/۲۸ | ۱۴:۳۳
سعيده
قدم نو رسيده مبارک
(پارسا خوابگرد) عجب اسم با مسمايی
خدا براتان نگهش داره
۱۳۸۳/۱۲/۲۹ | ۰۱:۳۶
رضا paeez822000@gmail.com
بابا اي ول تو هم كه مثل ما بيانيدشي عزيز .
سال نو مبارك هميشه شاد و پيروز باشي.
۱۳۸۳/۱۲/۲۹ | ۱۸:۳۸
sadaf sadafnd@yahoo.com
khosh behale khanoomet
۱۳۸۳/۱۲/۳۰ | ۰۱:۰۵
علی پاکروح alipakrooh@hotmail.com
پارسای عزیز،
خوش آمدی. حسابی مواضب مادر و پدرت باش،که خیلی دوستشان داریم. تو را هم ندیده بیشتر دوست داریم. نوروز همگیمان هم پیروز.
۱۳۸۳/۱۲/۳۰ | ۱۷:۰۲
علی پاکروح alipakrooh@hotmail.com
در ضمن مواظب را اینطوری می نویسند. بگو عموجون.
۱۳۸۳/۱۲/۳۰ | ۱۷:۰۵
بهاره
با نوشته ات کلی حال کردم<ای ول>ولی:
خستگان را چو طلب باشدو قوت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود
۱۳۸۴/۰۱/۰۲ | ۱۳:۱۷
داريوش duur144@yahoo.com
اينقدر گفتن که نميدونم چی بگم
فقط ميگم قشنگ بود
۱۳۸۴/۰۱/۰۹ | ۰۹:۳۲
حامد ashe2000e@yahoo.com
از نوشته ها تنها دوستار آن ام که با خون خود نوشته باشد... آن که با خون و گزين گويه مينويسد نخواهد که نوشته هايش را بخوانند بل مي خواهد از بر داشته باشند
سال خوبی داشته باشی
نگران هيچ چيز هم نباش
برای نوشته دیگر ات هم شتاب نکن
۱۳۸۴/۰۱/۱۲ | ۱۸:۱۳
نسيم
عجيبه.چند بار خوندمش و بعد گريم گرفت.سخته بخوام توضيح بدم چرا پس باور ميکنم ميفهمی.
۱۳۸۴/۰۱/۱۷ | ۱۲:۵۹
دوچرخه
سلام. مطلب فوق العادهای بود
خوشحال ميشم از وب منم ديدن کنيد.
يا علی
۱۳۸۶/۰۸/۱۷ | ۰۷:۵۰
©
2009, Khabgard.com. All rights reserved.
بازنشر مطلب و عکس فقط با ذکر مأخذ آزاد است.