بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

سردار سعید قاسمیخواندن سخنان سردار قاسمی در جمع برخی دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)، برای من بسیار جذاب و تأمل‌برانگیز بود. ما بیش‌تر، یا سخنان نمایندگان لایه‌های فرودست را که پیرامون خودمان زندگی می‌کنند، می‌شنویم یا به نظرگاه‌های امرا و صاحب‌منصبان بالادستی که در ساختار قدرت هستند یا به آن بسیار نزدیک‌‌اند توجه می‌کنیم. شنیدن حرف‌ها و خصوصاً تحلیل‌های افراد مربوط به لایه‌های میانی طیفِ مقابل سبزها، که هم به بالادستی‌ها کمی متصل‌اند و هم با پایین‌دستی‌ها رفت و آمد نزدیک دارند، زاویه‌ی نگاه آدم را بازتر می‌کند و چشم‌انداز پیش رو را روشن‌تر می‌کند. مثلاً اگر محمد نوری‌زاد را نمونه‌ای از این آدم‌ها در میان سبزها بدانیم، شخصیتی چون سردار قاسمی که یقیناً زحمات بسیاری هم در طول هشت سال جنگ کشیده، برابرنهاده‌ی نوری‌زاد در آن سوی خط است. بخش‌هایی از سخنان او را به نقل از خبرگزاری ایلنا، در این‌جا با دقت بخوانید.

سردار قاسمی با اشاره به اعتراضات پس از انتخابات و جنبش سبز گفت: هنوز سایه‌ی بنی‌صدر بالای سر این جنبش مستدام است. قاسمی با اشاره به سخنان فرزند شهید همت و انتقادات وی از اوضاع فعلی که روز گذشته در یکی از روزنامه‌ها منتشر شد، اظهار داشت: وقتی فرزند همت این حرف‌ها را می‌زند باید شب‌ها خون گریه کنم، البته من مقصرم ولی وقتی که در دانشگاه‌ها آن‌ها راچیزخورشان می‌کنند چه می‌توانم بکنم؟

این سردار دفاع مقدس با اشاره به سخنان حجاریان، شریعتی و عطریانفر در یک نشست تلویزیونی در هفته گذشته و یاد کردن از آن‌ها به عنوان «سه تفنگدار» گفت: آن‌ها به کتب علوم سیاسی و اساتید مسموم دانشگاه‌ها اشاره کردند که نتیجه‌ی آن درگیری کف خیابان‌هاست و اگر نظام این اشکال را بپذیرد و ما بتوانیم به دانشگاه بیاییم، این‌ها را توضیح خواهیم داد و این همان چیزی ست که حضرت آقا فرمود در ده سال گذشته عده‌ای می‌خواستند فقط اسم جمهوری اسلامی را باقی بگذارند و آن را از درون پوک کنند، لذا باید مرکز فساد را خشکاند و مگر دیوانه‌ایم که کف خیابان بیاییم و با چوب و چماق برخورد کنیم که البته در موقع لازم و هنگام خطر امنیت کشور آن کار را هم می‌کنیم.

وی با مقایسه‌ی حوادث پس از انتخابات با جنگ‌های سه‌گانه‌ی حضرت علی(ع) ابراز عقیده کرد: اتفاقاتی که در زمان انتخابات افتاد فقط مناظره نبود، بلکه یک براندازی بود که از بیرون طرح آن کلید خورد و در داخل هم پیگیری شد و جای سوال دارد که اگر صرفاً مناظره بود چرا با جورج سوروس که به همراه یک یهودی به نام جین شارپ برای انقلاب مخملی برنامه‌ریزی می‌کند، هماهنگی بود؟ چرا دو میلیارد تومان از پول ملت بیچاره برای NGO هزینه شد؟ چرا از دانشگاه آزاد خرج شد؟ و اگر فقط یک انتخابات بود، گرفتن پول از کشورهای عربی برای حزب باران چرا؟

قاسمی با اشاره به سخنان اخیر مجید مجیدی در دیدار با رهبر انقلاب گفت: همان کسانی که تا دیروز دو میلیارد تومان برای کارهای خود پول می‌گرفتند امروز سمفونی ای کاش می‌نوازند! عزیزم مجید مجیدی! درست است که پیش آقا گریه می‌کنی، آقا هم در پاسخ فرمودند این تلخی‌ها زمان جنگ هم بود... اما باید بگوییم آن روزی که با هنرنمایی خود فیلمی را در مقابل احمدی‌نژاد ساختی، کمر جبهه‌ی اسلام شکست و گاف دادی و برای یک عمر باید جواب خدا را بدهی.

قاسمی با اشاره به فیلم ۹۰ سیاسی که در ایام انتخابات منتشر شد و بیان این‌که آن فیلم پای خیلی‌ها را لرزاند گفت: در آن شب‌های فتنه می‌خواستیم تصمیم بگیریم که به چه کسی رأی دهیم و حتا از این بالاتر در روز یکشنبه پس از انتخابات و تجمع نیروهای حزب‌اللهی در میدان ولیعصر، پسرعموی جانباز را دیدیم که همراه با گروه دیگر قصد رفتن به صداوسیما را داشت و زانوهایم بخاطراین تفاوت‌ها لرزید. این فتنه همان فتنه‌ای ست که عاملان آن حتا اگر نتوانند آن را ادامه دهند پیروز میدان هستند، زیرا دیگر در داخل کشور کسی حواسش به فلسطین و لبنان نیست. وی با اشاره به شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» تصریح کرد: می‌گویند دو میلیون نفر در این تظاهرات شرکت کردند؛ بالأخره ساواکی‌ها،‌ اعضای سازمان مجاهدین خلق و... به همراه خانواده‌هایشان هم در این کشور زندگی می‌کنند و بخشی از جامعه را شامل می‌شوند.

این سردار جنگ با اشاره به این‌که رهبری فرمودند در جنگ نرم اعتقادات ما را می‌گیرند و در حوادث اخیر این گونه هم شد، ادامه داد: در تهران غالب آراء پشت سر [...] نبود که [...]. اعتراضات کسانی که در مناطق بالای پارک‌وی می‌نشینند، چندان مهم نیست، ولی اگر روزی دیدیم که اهالی شوش و... هم پشت سر ما نبودند باید فرار کنیم.

قاسمی معترضانه گفت: در کجای دنیا این‌گونه است که استاد سکولار در کلاس درس دانشگاه حضور یابد و در نتیجه‌ی آن حتا فرزند شهید هم در مقابل آقا قرار گیرد؟ وی در پایان سخنان خود با تاکید بر اینکه بصیرت داشتن در چنین روزهایی بسیار سخت‌تر از همیشه است، هشدار داد: اگر کسی کف خیابان‌ها بیاید، نظام موظف است که با او برخورد کند که البته امیدواریم این‌گونه نشود، ولی افرادی که در خیابان‌ها آمدند باید بفهمند که مسموم شدند و این قضایای اخیر داستان یک براندازی بود که قلب ولایت فقیه را نشانه گرفته بودند و به همین دلیل هم امام(ره) فرمودند که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.


نظرات خوانندگان
۱۴:۴۸ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ 250 گرم عشق ته قلبم بود که آن هم وارد بطن چپ شد و به سیاهرگ راه یافت!
وزن کم کرده ام
کاش ترازوی زندگی دیجیتالی بود تا مجبور نشویم عقل را در کفه ای و احساس را در کفه ی دیگر قرار دهیم
هر کدام وزن خودش هرکدام جای خودش!
اینجا صدها سال پیش است و ترازو ها دو کفه دارند.
اینجا . . .
شعری است یا قطعه ی ادبی!
مهم نیست تو معنا را بچسب
به تو چه که کار نیست !
نان نیست!
آب نیست!
مهم این است که وقتی میگویی چه خبر؟
همه بگویند : سلامتی ر؟بر !
این که(( دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم ))به جای خود
به خدا شاملو هم کم میاورد اینجا!
۱۵:۱۲ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ این افراد متصل بین جریان های بالا دستی و پایین دستی از جنس همان رییس [...] اند که با کمی توجه و چند بار لینک دادن اراجیف و تخیلاتشان یک بار به حود می آیی میبینی از یک [...] به یک غول تبدیل شده و به نام آن چه نباید مترصد خون جوانان این مملکت است.
۱۵:۵۹ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ هركس با ما نيست در نتيجه برماست
۱۶:۴۲ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ سلام
من یه سوال دارم از این سردار که در قرارگاه خاتم....
در این کلاس هایی که ایشون میگن اگه دقت میکردن میدیدن که آدم هایی هم پیدا میشدن که از اول تا آخر کلاس تیکه های بی نمک می نداختن و بحث های مسخره ای بپا می کردن و اگه بیشتر دقت می کردن میدیدن که بچه های شهدا و خوانواده های مذهبی هم نشستن اما اونها کجا و این آقایان کجا!!!
از این ها که بگذریم ، اون استادا چطوری تونستن حلال زادگانی همچون بچه های شهدا رو منحرف کنن که در کانون توجه از طرف خانواده هستن ولی اون آقایون سینه چاکده [...] بودن رو نتونستن؟؟!!!!
۱۷:۴۲ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ در این تفکر نفرت هست که حرف اول می زنه.. به چشمهای احمدی جلو دوربین نگاه کردین ؟؟ هرکسی با ما نیست روبروی ماست.. یا ما یا هیچ کس.. حاصل 30 سال انقلابی که سرچشمه اش تنفر بود اینه.. برا همین هست که دیگه نباید این اشتباه کرده بشه و این جنبش به خشونت روی بیاره..
۱۹:۲۴ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ "مگر دیوانه‌ایم که کف خیابان بیاییم و با چوب و چماق برخورد کنیم که البته در موقع لازم و هنگام خطر امنیت کشور آن کار را هم می‌کنیم."
البته ایشان یادشان رفته در ادامه این مطلب توضیح بفرمایند که اگر هنگام خطر آن کار را کردیم از روی دیوانگی آن کار را کرده ایم یا از روی چیز دیگری ؟
۱۹:۵۴ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ سلام آقا رضا یه نمونه ی ترس دیگه:
تو بعضی از مدارس به بچه ها گفتن حق استفاده از دستبند یا انگشتر سبز رو ندارن.
۲۰:۲۳ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ همان طور که میدانید مهدی کروبی کاندید جایزه صلح نوبل شده است. شما میتونید از آدرس
http://www.myanonymity.com/index.php
برای عبور از فیلتر استفاده کنید
و سپس در قسمت آدرس
http://www.gopetition.com/online/30888/sign.html
را وارد کرده و به شیخ اصلاحات رای بدهید تا به پیروزی او کمک کنید.
این پیام را به تمامی دوستان خود ارسال کنید...
جمعی از حامیان میرحسین
۲۰:۴۴ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ خداييش اين افاضات دست ما طنزنويسهارو از پشت بسته..
۲۲:۵۵ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ این حرفهای یک آدم [...] و بدون اندیشه هستش
بالا دستی های این افراد سواد شان بر ما در این چند سال ثابت شده حالا این یارو که نوچه هستش
اگه به اینا باشه "کل دانشگاه ها رو باید بست چون مراکز فساد بر روی زمین هستند دانشگاه ها از کاواره ها هم بیشتر فساد ترویج می کنند"
۲۳:۰۳ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ جالب بود. یک خواهش دارم ازتان. کاش می‌شد همان‌طور که از طرفِ مورد ظلم واقع‌شده حرف زده می‌شود، رفتارهای طرفِ مقابل هم نقد بشود. مثل کاری که الآن شما کرده‌اید. این وقایع تمام نمی‌شوند، اگر آن طرفِ ماجرا نقد نشود.
آن‌ها هم خوب یا بد جزئی از همین جامعه هستند و باید دید چه شده که به این عقاید رسیده‌اند.
۲۳:۴۲ ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ در کجای دنیا این‌گونه است که استاد سکولار در کلاس درس دانشگاه حضور یابد و در نتیجه‌ی آن حتا فرزند شهید هم در مقابل آقا قرار گیرد؟
تو رو خدا ببین اینها دنیا رو چطور می بینن. انگار همه دنیا حکومت مذهبی دارن و یه آقا که همه دائم باید مواظب باشن کار ی نکنن قلبش بشکنه.
خدا ما رو از شر این آدمهای کوتاه فکر که دنیا رو از یک سوراخ تنگ نگاه می کنند نجات بده.
۱۲:۲۹ ۱۳۸۸/۰۷/۰۹ خرافاتی که موسوی میگفت همین جاست:((آنها را در دانشگاه چیزخور میکنند...))دانشگاهی که اساتیدش همه بسیجی های مدرک آکسفوردی شده اند با چه چیز ما را چیزخور میکند؟این ها همان کبک هایی اند که سرشان زیر برف است.در ضمن اینها قشر متوسط و بالا ندارند ادبیات وطرز فکر همه شان همین است.
۱۳:۰۴ ۱۳۸۸/۰۷/۰۹ سردار را بگو در اين گير و دار فتنه خدا را شاكر باش كه خودت سبز نشدي. فرزندان شهدا پيش كش.. بالاخره هزينه هاي ميلياردي عموسام دل مي لرزاند و پاي سست مي كند. پيشاني بندت را ببوس كه دلت را چنين محكم داشته و پايت را استوار . سخت است خيبري بماني حاجي
۱۳:۲۶ ۱۳۸۸/۰۷/۰۹ مقاله ای با عنوان عملیات سرخ پوست جدید در فلسطین از روزنامه نگار عربی فهمی هویدی ترجمه کرده ام. به وبلاگم سری بزنید و نظر دهید
۱۰:۱۷ ۱۳۸۸/۰۷/۱۰ می خواستم یک پیشنهاد بدم
قبلن وبتون شکل دیگه ایی داشت حالا فقط تبدیل به سیاسی شده اونم حول یک محور
نمی گم بده
ولی ای کاش به غیر از لینکده دو بخشش می کردید نگاه انتقادیتون به فرهنگ هنر ادبیات و .......
را هم ادامه می دادید نگید همه در دل این سیاسته
مطالب سیاسیتون رو توی یک بخش می نوشتید ادبی و هنری و .......راهم گوشه دیگری
یک کم خسته کننده می شه این جوری
۱۳:۴۴ ۱۳۸۸/۰۷/۱۰ فعلا جنگ را با دانشگاه شروع کرده اند . جایی که همیشه از ان می ترسیده اند و به روی خود نمی اوردند . جنگ با قلم و فکر چگونه جنگی باید شود قلم در برابر چماق ! همیشه بوده اما این بار پنهان کاری را کنار گذاشته اند . همین هم خوب است .
۲۰:۴۹ ۱۳۸۸/۰۷/۱۰ یاد زمانی افتادم که خلخالی به قاضی [...] منتصب شد و با هرکسی [...]به نام خدا و اسلام....
بگذریم
یک خبر خوب برای نویسندگان تحت تعقیب در ایران
شهر ادنسه زادگاه نویسنده محبوب بچه ها هانس کریستین اندرسن دانمارکی بعنوان شهر ازاد نویسندگان اعلام شد
شهر دار این شهر از بودجه اختصاصی خود به نویسندگان تحت تعقیب در اقساط نقاط جهان پناهندگی ازادی قلم اهدا می کند و هم چنان ضمن تامین مخارج انها در دانمارک و اقامت در چاپ کتاب هایشان هم کمک خواهد کرد امیدوارم این خبر به گوش نویسندگانی که به کمک احتیاج دارند برسد از شما می خواهم اطلاع رسانی بکنید متشکرم
۲۳:۲۳ ۱۳۸۸/۰۷/۱۰ نمی خواهم بخوانیدم . اینبار می خواهم فقط گوشم کنید
۲۳:۵۵ ۱۳۸۸/۰۷/۱۰ خوشبختانه، این حرفها امروزه دیگر حتی ارزش اظهارنظر و نقادی هم ندارند. محتوای کلام ،خودش بیانگر گسترش جزم اندیشی و تعطیلی عقل است و خوب متاسفانه مخاطبش خودش را پیدا میکند. مخاطب «صم و بکم» که البته لاجرم «فهم لا یعلقون» !
۱۱:۳۸ ۱۳۸۸/۰۷/۱۱ این میدون شوش چه پتانسیلی داشته و ما نمی‌دونستیم.
مرد مختصر.
۱۱:۵۵ ۱۳۸۸/۰۷/۱۱ روزی کسی به آمریکا گفته بود عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. حالا هم گویا دوست دارند به ما بگویند مسموم باشید و از این مسمومیت بمیرید شاید هم بمیرانیمتان!!
۰۹:۴۷ ۱۳۸۸/۰۷/۱۲ سلام
من با روحیات اشخاصی مثل سردار قاسمی از نزدیک بسیار آشنا هستم.
بعضی ها برای از دست ندادن آن چیزی که دارند به هر دستاویزی چنگ می زنند.
سالهاست که تنها دارایی این مردان آرمان ها و ارزش هایی ست که هر روز برایشان دیکته می کردند و می کنند. فکر میکنید اینان با خودشان هم تعارف دارند؟
نخیر!
بخوبی می دانند که استحاله ی جامعه ی ما بسیار بدیهی و به موقع است.
۲۱:۲۰ ۱۳۸۸/۰۷/۱۳ بامزست واقعا،يعني ايشون واقعا فكر ميكنن2 ميليون ساواكي و مجاهد و ... فقط تو تهران هست؟
۲۳:۱۸ ۱۳۸۸/۰۷/۱۶ هم میخندم و هم حرص میخورم وبعد هم نگرانتر میشم
چقدر بیچاره ایم به خدا
این آدم با چه صلاحتی سخنرانی میکنه و به چه حقی در مورد آدم های بزرگ قضاوت میکنه
چرا اینها دچار این توهم وحشتناکند که بر حق اند
۱۲:۵۵ ۱۳۸۸/۰۷/۱۷ *
متاسفانه به نظر می‌رسد که این صحبت‌ها تحریف شده. متن کاملی که منتشر شده را اینجا می‌توانید ببینید:
http://www.edalatkhahi.ir/005326.shtml
به عنوان نمونه این بخش را ببینید و با خبر ایلنا مقایسه کنید:
«کار به کجا می رسد؟ انحراف یک‌دفعه چنین زاوایه ای نمی گیرد، اول فاصله کم است، بچه مسلمان است، همسایه ات است. عناد می کند و روی تفکرات باطلش لجاجت می کند. ناراحتی امروز برای پسر شهید و یا همسر شهیدی که در جبهه مخالف تو قرار گرفته چیز جدیدی نیست، از چه ناراحتی؟ این، یک جریان تاریخی است. اگرچه از این بابت که امروز در روزنامه اعتماد پسر عزیزم، پسر دلبندم حاج همت این مطالب را نوشت و یا از قولش نوشتند و آن حرف‌ها زده شد باید بروم چندین شب خون گریه کنم. به هرحال یک بخشی از آن را هم من مقصرم که بچه رفیقم را رها کردم اما چه‌کار می توانستم بکنم؟ وقتی که در دانشگاه به بچه مطالب نادرست یاد می‌دهند، تا کجا دنبال او باشم؟ ندیدی دیشب آن 3 تفنگدار را در تلویزیون آوردند، صحبت می کردند. می دانید که چه کسانی بودند؟ وقتی نشانشان می داد گفت ما باور نمی کنیم آقای حجاریان و آقای عطریانفر شما به‌عنوان علمداران این جبهه یک دفعه در طول 20 روز برگشتید، چه اتفاقی افتاد؟ راست می گویند آنجا چیزخورتان کردند؟! این چیزهایی که کروبی می گوید؟ این اتفاق‌ها که افتاده؟ براساس این چیزها نظر شما برگشت. گفتند نه، تفکرات وارداتی ما ناشی از ماکس وبر و کوپر و امثالهم بود که خودشان مسموم هستند. با این تفکرات نمی شود یک خم این انقلاب را گرفت و آن را زمین زد. کتب درسی دانشگاه های ما مسموم، اساتیدی که خود ما باشیم مسموم، این کتاب‌ها را به خورد دانشجوان خودمان در طول سال‌ها دادیم، نتیجه آن هم کف خیابان، درگیری است. اگر دولت و نظام این تقصیر و پوزش ما را بپذیرد، می گوییم برای شما که این اتفاق برای چه چیزی افتاد.»
خبر ایلنا: «قاسمی با اشاره به سخنان فرزند شهید همت و انتقادات وي از اوضاع فعلي که روز گذشته در یکی از روزنامه‌ها منتشر شد، اظهار داشت: وقتی فرزند همت این حرف‌ها را می‌زند باید شبها خون گریه کنم، البته من مقصرم ولی وقتی که در دانشگاه‌ها آنها را چیزخورشان می‌کنند چه می‌توانم بکنم؟!
اين سردار دفاع مقدس با اشاره به سخنان حجاریان، شریعتی و عطریانفر در یک نشست تلویزیونی در هفته گذشته و یاد کردن از آنها به عنوان ”سه تفنگدار“ گفت: آنها به کتب علوم سیاسی و اساتید مسموم دانشگاه‌ها اشاره کردند که نتیجه آن درگیری کف خیابان‌هاست و اگر نظام این اشكال را بپذیرد و ما بتوانیم به دانشگاه بیاییم، این‌ها را توضیح خواهیم داد»
۱۹:۱۶ ۱۳۸۸/۰۷/۱۸ مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی
بگو اگرچه به جایی نمی رسد فریاد
کلام حق دم شمشیر می شود گاهی
از آن روزی، که تیغ شمشیر، سر علی را در محراب ... .
از آن روزی، که سم زهر، جگر حسن را در خانه اش ... .
از آن روزی، که حسین در بیابان بی کسی، در بیابان بی وفایی کوفیان و نه کربلا، با لشکر ابن مرجانه، روبرو شد و عاقبت ... .
فهمیدم سیاست کثیف است، کثیف تر از آنچه فکرش را بکنم! چرا که نه محراب محل جنگ است، نه خانه.
وای بر روزی، که کمر قلم ها بوسیله شمشیرها شکسته و شمشیر بر اندیشه، چیره شود.
وای بر آن روزی که، لبانی با نخ و سوزن، به هم دوخته شوند و حرفی در دلی(ذهنی) بماند.
بدگمانی در رگ ها جریان دارد و واژه ها، معنی خود را از دست داده اند.
هنوز صدای حسین در تمام دنیا شنیده می شود: کجاست یاری کننده ای که مرا یاری کند؟
این روزها، کلام حق، در کدام قصابی ذبح می شود؟
من نگرانم. نگران این ادبیات ... ادبیاتی که به آن عشق می ورزم و مظلومانه در چنگال کثیف سیاست، در حال جان کندن است.
از همان روزهای آغازین مدرسه رفتن، نمره بیست گرفتن در دیکته را دوست داشتم و دیکته ام خوب بود؛ در عین حال، از اینکه کسی بخواهد تفکر یا انجام عملی را به من دیکته کند (این کار را بکن! ... اینطوری فکر نکن!) نفرت داشتم ... با وجود گذشت سال ها، من هنوز همان اخلاق را دارم!
من از سیاست متنفرم، سیاستی که یقه ادبیات را چسبیده است!
۰۰:۲۸ ۱۳۸۸/۰۷/۱۹ به کوری چشم تو من بچه ی ته شاپورم
شاپور میدونی کجاس ؟
میدونی از محله ما چقدر تا پارک وی راهه؟
ولی من فریاد میزنم ازت متنفرم از تو و اندیشه ی ناپاکت
بعد هم مگه بالای شهر نشین ایرانی هموطن و یک شهروند نیست؟
شما اگر خیلی دلتون شور مارو میزد روز به روز فقیرتر و بدبخت تر نمیشدیم ازگردنت معلومه خوب میخوری اما ما مدتهاست گوشت کیلویی16هزار تومنی نخوردیم
خوب یادمه زمان انتخابات گوشت کیلویی11 تومن بود
یعنی تقریبا ماهی هزار تومن رفته روش تورم 12درصدی احمدی نژاده دیگه
ننگ بر دروغگویان
ننگ بر ظالمان
ننگ بر دین فروشان
زنده باد اسلام حقیقی وناب
زنده باد آزادی بیان
زنده باد زندگی بدون ترس از شما
۰۰:۳۰ ۱۳۸۸/۰۷/۱۹ و اینکه من به گور خودم بخندم اگر به عنوان یک جنوب شهری پشت تو و امثال تو باشم
استغفرالله
۰۱:۵۶ ۱۳۸۸/۰۷/۲۲ منم بچه ی جنوب شهرم
حالم از تو و اندیشه های افراطی و چندش آورت به هم میخوره
من اتفاقا بچه شوش هستم خیابان شوش و نزدیک به خیابان وحدت اسلامی
همین!
۰۱:۵۷ ۱۳۸۸/۰۷/۲۲
خون گریه کن تا جونت در بیاد بلکه جون و مال و ناموس و امنیت و آسایش و شخصیت و هویت مردم بهشون برگرده

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.