چاپ

۲۹ آذر ۱۳۸۸
سلام آشیخ‌ حسین‌علی

نمی‌توانم ننویسم. نمی‌توانم هم بنویسم. از صبح که ویران شده‌ام با خبر آزاد شدن‌ات، ذهنم را پرده‌ای فراپیش آمده از آن همه داستان تلخ که من فقط گوشه‌ای از آن را تماشاگر بودم در آن‌سال‌ها. نمی‌توانم بنویسم آشیخ‌ حسینعلی. فقط آمده‌ام تابه جای آیت‌الله منتظری، همچون آن سال‌های دور انگار که پدرم را صدا کنم، تو را به همان نام محبوب و محلی، آشیخ حسین‌علی بخوانم؛ شاید این دل کمی آرام بگیرد.

آشیخ عزیز
پدرت حاج‌علی را یادم می‌آید که شماری از هم‌نسلان من در نجف‌آباد، شاگرد درس اخلاق و احکامش بودیم. همو که معلم اول خودت بود، اما هیچ‌گاه عمامه بر سر نگذاشت. همو که با مقام استادی‌اش، پشت سرت به نماز می‌ایستاد. همان حاج‌علی رعیت که وقتی برای قائم‌مقامی‌ات صلوات فرستادند، پیغام داد که بگریز حسین‌علی از این هیاهو. یادت می‌آید آشیخ عزیز؟ وظیفه می‌دانستی ماندن و ایستادن را. و ماندی و ایستادی. نه برای هیاهو و حفظ قائم‌مقامی، که برای اصلاح امور. نشد آشیخ‌حسین‌علی، نگذاشتند...

آشیخ حسین‌علی
بیست سال پیش را یادم می‌آید. زمانی که تبر مهدی هاشمی را بر اندام درخت استوار بیت‌ات کوبیدند. فرو نریخت. فرو نریختی. حسینیه‌ات را شکستند و برهم زدند و بستند، اما در اتاق کوچک‌ات نشستی و لبخند زدی به ما آشوب‌دلان، و گفتی: می‌گذرد این روزگار،  غصه نخورید، خداست که آدم را نگه می‌دارد، به شرطی که فقط پرهیزکار باشید.

یادت هست آشیخ؟ بعدتر همان در کوچک خانه‌ات را هم بستند به روی ما و به روی تو آشیخ. چند سال آن تو ماندی آشیخ؟ یادت مانده؟ یا مثل همه‌ی آن سال‌های ۱۳۴۰ تا آبان ۱۳۵۷ تبعید و زندان، همه را به خاطر مبارزه با ظلم حق‌طلبی‌ات در آن روزگار فراموش کرده‌ای؟ از زندان تهران تبعید به مسجد سلیمان، از آن‌جا به قم، از قم به نجف‌آباد، از نجف‌آباد به زندان قصر، از زندان قصر به قم، و از قم باز به نجف‌آباد، و از نجف‌آباد به طبس، و از طبس به خلخال، و از خلخال به سقز، و از سقز باز به زندان اوین و شش ماه سلول انفرادی، و پس از آن باز ده سال محکومیت...

آشیخ سربلند
دلم می‌گیرد وقتی یادم می‌افتد آن روز را که با لبخند گفتی: حصرخانگی هم لابد قاعده‌ای دارد، فقط نمی‌دانم چرا شب‌ها روی پشت‌بام راه می‌روند و پای‌شان را محکم می‌کشند، برای همین کم‌خواب شده‌ام. آشیخ سربلند، لابد آن لالایی شبانه‌ی چندساله را هم از یاد برده‌ای، نه؟

آشیخ حسین‌علی
یادت هست چه کردند تا محو شوی از ذهن‌ها و کتاب‌ها و خیابان‌ها و شهرها و رسانه‌ها؟ حالا می‌بینی آشیخ که نام‌ات چه‌قدر بلند شده است؟ آشیخ، هیچ می‌دانی آن‌ها که برای تو سینه‌چاک‌ترند، حتا سن‌شان هم آن‌قدر نیست که اصلاً خاطره‌ای از آن همه رنجی که کشیدی داشته باشند؟ آشیخ، انبوه این جوان‌های سبزاندیش در فکر و پی ادای احترام به پدر معنوی جنبش‌شان هستند و شمار انبوهی هم چون من، در پی آبی هستیم تا بر آتشی که با رفتن‌ات بر جان‌مان افتاده بریزیم. آشیخ، کجایی تا باز بخندی و پیش‌ات کم بیاوریم؟

آشیخ حسین‌علی
صبح که خبر آزادشدن‌ات را شنیدم، فکر کردم در چه غربتی با تو وداع خواهیم کرد، اما اکنون که روز به آخر رسیده، مبهوتِ فضای باشکوهی هستم که جوان‌ترها مهیای خداحافظی با تو کرده‌اند. آشیخ، هیچ می‌دانی بر چه قلب‌های پرشمار و پرشوری حکومت می‌کنی؟ حالا دیگر نمی‌دانم از یتیمی‌ ست که اشک می‌ریزم یا از شوق این همه ستایشی که می‌بینم و می‌شنوم.

یادت هست آشیخ، که نوزده سال پیش به گویش نجف‌آبادی‌ات «سیدچی» خطابم کردی؟ می‌دانم یادت نیست. آن روز چنان امیدواری‌ام دادی که انگار به فرزندت، و از سال‌هایی گفتی که خواهند آمد و همه چیز روشن خواهد شد و همه چیز درست خواهد شد. یادت هست گفتی پی تو نباشیم؟ یادت هست گفتی فقط پی‌جوی حق باشیم؟ آشیخ، «سیدچی»‌ها و «آدم‌چی»های حالا بسیارند و پرشمارند و بیدارند و همه با هم‌اند. آشیخ، ماندی و دیدی که همه چیز روشن شد، اما نماندی تا ببینی همه‌چیز درست هم خواهد شد.

خوب بخوابی حالا آشیخ...


[۱۸:۴۰] نظر؟ (۵۰)


دوست amir_h_sam@hotmail.com
آمد خبر: مجاهد نستوه، درگذشت/ آن پیر ایستاده چنان کوه، درگذشت/ آزاد بود و شاد و سبکبال، ای دریغ/ ما را گذاشت در غم و اندوه، درگذشت
۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۱۹:۱۴

1
فکر می کردیم همین روزها آزاد شید نه این جوری
تنها کسی که به پاک بودنش هیچ شکی نیست

۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۱۹:۳۱

ناجی
تسلیت.گمار هم به روز است با "به روح حسینعلی صلوات بفرستیم یا نه؟"
۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۱۹:۵۸

اشکان ashkan.nayyeri@gmail.com
عکس‌های نجف‌آباد را می‌بینم... خبر راه افتادن مردم به قم را می‌شنوم... احترام زورکی آقایان دستک دنبک‌دار را می‌بینم... متن شما را می‌خوانم... گریه‌ام می‌گیرد... من مذهبی نیستم... سنم هم به مصائب شیخ قد نمی‌دهد... اما چه زیباست این حقیقت که... هرکسی که با مردم بود در چشم مردم عزیز است... حالا فرقی نمی‌کند آقایان با چه راه‌هایی خواستند او را از ذهن و حافظه‌ی مردم دور کنند... اما به نظرم می‌آید این مصداق همان آیه است: «تذل من تشاء و تعز من تشاء». ... حالا فرقی نمی‌کند خدا بخواهد یا مردم بخواهند... خدا و مردم دست‌شان در این زمینه در یک کاسه است!
یا حق
۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۲۰:۰۷

ava shams.boshra@gmail.com
روحش شاد و یادش گرامی.
بسیار سپاس از این متن بسیار زیبای شما.
۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۲۱:۲۴

سجاد
بسم الله الرحمن الرحيم
اطلاع يافتيم كه فقيه بزرگوار آيت‌الله آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري رحمة الله عليه دارفاني را وداع گفته و به سراي باقي شتافته اند. ايشان فقيهي متبحّر و استادي برجسته بودند و شاگردان زيادي از ايشان بهره بردند. دوراني طولاني از زندگي آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظيم الشأن گذشت و ايشان مجاهدات زيادي انجام داده و سختي هاي زيادي در اين راه تحمل كردند. در اواخر دوران حيات مبارك امام راحل امتحاني دشوار و خطير، پيش آمد كه از خداوند متعال مي‌خواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خويش بپوشاند و ابتلائات دنيوي را كفاره آن قرار دهد. اينجانب درگذشت ايشان را به همه بازماندگان بويژه همسر مكرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسليت مي‌گويم و رحمت و مغفرت الهي را براي وي مسألت مي‌كنم.
سيد علي خامنه اي

۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۲۱:۲۵

امید زمانی
حدیثی است که بهشت جایگاه آدمهای ساده است به نظرم آقای منتظری در عین دانایی مظهر سادگی بود و اوج سادگی او در آن بود که با توجیهات و تکلفات کلامی و فقهی بدیهی ترین حقوق و ارزشهای انسانی را زیرپا نگذاشت و دین را برای انسان میخواست و نه انسان را برای دین.
۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۲۱:۳۵

mahela mahela777@gmail.com
بعد از خوندن این مطلب برای چندمین بار از اول روز حسابی گریه کردم
یادش سبز
۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۲۱:۴۷

میم razfar1362@yahoo.com
والله تعز من تشاع،و تذل من تشا...
چقدر خدا نزدیک است و ماست و ما فراموشکار...
خدایش بیامرزد،چه با عزت رفت،چون خدا خواسته بود که با عزت برود...
۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۲۲:۰۵

شهرزاد
من امروز مطمئن شدم که عزت وذلت آدمها دست خداست .آیت الله منتظری در اوج عزت وبا کارنامه ای روشن از دنیا رفت.بدا به حال کسانی که دست هایشان آلوده به خون ملت ایران است.
۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۲۲:۲۹

فروغ
آشیخ حسینعلی خدایت بیامرزد که حد انسانیت را تا نهایت بردی...
۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۲۲:۵۷

وبگرد
جناب شکرالهی عزیز به نظر می آد این سایت ماهیتش کاملا سیاسی شده خب عزیز من اون توضیح عنوان سایت هم عوض کن و به جای فرهنگ،هنر و ادبیات بنویس سیاسی اجتماعی!
زبونم لال فهمتون از ادبیات بیش از ماست و معنای واژه ها و کلمات و بهتر از ما می فهمید! نا سلامتی جز داورای منتقدین مطبوعاتی!!
۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۲۳:۳۸

راوی
ممنون از این متن زیبا.روحش شاد وبه امید پیروزی
۱۳۸۸/۰۹/۲۹ | ۲۳:۵۷

کاوه
آقای ولگرد! برای مدت طولانی دهنت را ببند. سیاست و ادبیات باهم آمیخته اند. اگر کور نیستی، چشمت را خوب باز کن و ببین. مصداق خروس بی محل تو هستی و امثال تو...
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۰۰:۰۷

مجید mmmaaajhjh@yahoo.com
روح بلند واقعی ترین روحانی ایران شاد. در ضمن در پاسخ به وبگرد باید بگم این کار آدم های پست و ذلیله که به بهانه عدم ارتباط به موضوع کاری و دوری از سیاست، چشمشون رو بر نیکی های مردمان بزرگ، بدی های مردم نا به کار، و مصایبی که بر مردم میره، می بندند و به زیور ها و خوشی های زندگی پست دنیوی دلشون رو خوش می کنند.
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۰۰:۱۹

...!!
امام خميني در تاريخ 6/1/68 طي نامه اي خطاب به منتظري نوشته بودند:
"براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند. و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد.
از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد.
شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد.
تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام."

۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۰۰:۴۴

شادی
متعجبم که درد و پریشانی پشت این یادداشت را نمی‌بینید جناب وبگرد؛ وگرنه انسانیت حکم می‌کند که در همچین وقت‌هایی، زبان اضافه را به دهان گرفت و حرف مفت را نگه داشت. متاسفم برایتان
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۰۰:۵۰

سینا samorai_sin7@yahoo.com
تسلیت.
امشب میرداماد-شریعتی عزای مردی بود که آشنا نبودیم با زخم هایش ولی در این چند صباح آشنا شدیم از رفتارش. جوان هایی که می گفتند :عزاس عزاس امروز/ملت سبز ایران صاحب عزاس امروز.
ببینید پاکی از دروغ و فریب چه سرنوشت زیبایی را برای او رقم زد.
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۰۱:۵۳

سارا asiredel_yht_s@yahoo.com
آخر شبی دوباره اشک آلوده مان کردی.
با عزت رفت، عرضه می خواهد عزیز بودن و در دلها ماندن.
کار هر ......
روحش شاد و قرین رحمت باد
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۰۲:۵۳

کازیمودو
سلام
تمتم عمرش به خاطر سوء استفاده بعضی ها درحبس بود حالا دیگه ازمرگش سوء استفاده نکنید درضمن امام خمینی وخامنه ای رهبری را ازنظریه های ایشون دارند.پس ای کاش تسلیت بهتری می گفتند
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۰۷:۳۸

رضا قوچانی gex@gawab.com
شیرین عبادی:
پدر مرا به بخش که در سال‌های سختی که علیه رژیم ستم شاهی‌ مبارزه می‌‌کردی ترا یاری نکردم زیرا ابلهانه می‌‌پنداشتم، حکومتی که مجهزترین ارتش خاور میانه را دارد با فریاد چند روحانی ساقط نخواهد شد - حتما به یاد می‌‌آوری که حتی تا چند ماه مانده به پیروزی انقلاب، تعداد روحانیونی که مخالف شاه بودند، تا چه حد اندک بود- شاید هم از ترس چنین می‌‌اندیشیدم و می‌‌خواستم بی‌ تفاوتی خود را توجیه کنم.
پدر مرا به بخش، زمانی‌ که پس از تحمل سال‌ها زندان و شکنجه، آزاد شدی برای تبریک به دست بوست نیامدم زیرا که جاهل بودم. نمی‌‌دانستم در زندان تو تنها پناهگاه زندانیان بودی. نمی‌‌دانستم چه نقش مهمی‌ در نزدیک ساختن گروه‌های مسلمان مبارز و چپ انقلابی‌ داشتی.
پدر مرا ببخش، زمانی‌ که همراه آیت الله خمینی به تهران آمدی و مهم‌ترین مشاور سیاسی رهبر انقلاب بودی، درایت و تیزهوشی ترا نادیده گرفتم و معنای سخنانت را نمی‌‌فهمیدم.
پدر مرا به بخش، هنگامی که در آذر ماه ۱۳۶۴ طبق تصمیم مجلس خبرگان رهبری، به عنوان جانشین امام خمینی و رهبر آینده ایران انتخاب شدی، برای تبریک نزدت نیامدم زیرا می‌‌پنداشتم که دین را به دنیا فروخته‌ای. بیشتر دوست داشتم ترا مجاهد و مبارز ببینم تا حاکم.
پدر مرا به بخش، در سال‌های ۶۶ و ۶۷ که به کشتار زندانیان سیاسی اعتراض کردی و انتقادات خود را به عملکرد غلط حکومت علنا بیان کردی، هر چند سخنانت را شنیدم، اما واکنشی در خور نشان ندادم.
پدر مرا به بخش، سال‌ها در حبس خانگی بودی ولی‌ به علت سکوت مرگباری که ایران را فرا گرفته بود و خفقانی که گلوی ما را می‌‌فشرد، مظلومیت ات را فریاد نزدم و ستمگران را رسوا نکردم.
پدر حلالم کن، که هر گاه از پاسخ در می‌‌ماندم، از خرمن دانش تو توشه بر می‌‌گرفتم، حتی در آخرین روز عمر پر عزتت نیز از تو استفتأ کردم.
ترا پدر می‌‌خوانم، زیرا حمایت از زندانیان سیاسی را از تو فرا گرفتم که بخاطر آنان از کلیه مناصب دولتی و حتی رهبری حکومت جمهوری اسلامی ایران چشم پوشیدی- ترا پدر می‌‌خوانم زیرا از تو آموختم چگونه از مظلوم دفاع کنم بدون آن‌ که علیه ظالم دست به خشونت زنم- از تو یاد گرفتم که سکوت مظلوم یاری رساندن به ظالم است و نباید که ساکت بنشینیم- پدر فراوان از تو آموختم، هر چند که رسم شاگردی و فرزندی را به جا نیاوردم.
تو پدر "حقوق بشر" در ایران هستی‌ و میلیون‌ها چون من فرزند و مرید داری. نیازی هم به قدر دانی‌ و سپاس ما نداری. اما همه ما در حق تو کوتاهی کردیم و مقصریم.
پدر ما را به بخش که تو بزرگواری. پدر کوتاهی فرزندانت را تاریخ جبران خواهد کرد. تاریخ در مورد ستمی که بر تو رفت و آزاده گی تو کتاب‌ها خواهد نوشت. تو در یادها زنده هستی‌ تا عدالت و انسانیت زنده است.
یکی‌ از میلیون‌ها مرید و شاگردت

۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۰۸:۳۹

نسیبه
برای ما نسل سومی ها خیلی خیلی سخته باور اینکه درست وقتی به آیت الله منتظری و بیانیه های به جایشان نیاز داریم دیگر نیستند. ولی خوب آنچه باقی می ماند نام نیک، نیت خیر و آزادگی آنان است که از افراد در تاریخ جاودانگی می سازد.روحشان شاد ،راهشان مستدام باد.
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۰۹:۱۶

ارژنگ
چنگ می‌زنی سید... چنگ می‌زنی به دل آدم
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۱۰:۱۷

ناصر / س.م.ي.ل
ديروز را در مسجد كلي گريه كردم. البته ما را چه گريه كردن به روح آن بزرگ. من به حال خودم گريه كردم. نه اينكه خبر وفات را شنيده بودم؛ نه بلكه براي ماه محرم گريه كردم. نه اينكه براي حسين بلكه به حال خودم گريه كردم. اصلا چه معني دارد آدم خودش را درگير گفتن حقيقت كند. تا بهش خروس بي محل و خانه نشينش كنند. من به اينها گريه نكردم بلكه به حال بزدل خودم گريه كردم. نوحه خوان ديشب ماهر نبود بلكه من دلم پر بود. به دروغ مثل سگ گريه نمي كردم. سگ نه روباه. به دروغ لبيك نمي گفتم. فقط گريه مي كردم به حال خودم.
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۱۱:۱۵

شازده
سلام
دیروز صبح برایم یک پیامک آمد که ((حسینعلی منتظری درگذشت. )) برای یک لحظه مانده بودم که این حسینعلی منتظری کیست که خبرگزاری ها خبر مرگش را بصورت ویژه ارسال کرده اند؟!
کمی که گذشت. حسابی جا خوردم.
تازه بعد از فوتش بود که فهمیدم نامش حسینعلی ست. هیچ تصویری هم از ایشان ندیده بودم تا اینکه دیروز دیدم.
هم نسلان من هرگز او را نشناختند. یعنی نگذاشتند که بشناسیم. کاملا محوش کردند.هرگز بما یاد ندادند خودمان قضاوت کنیم. بلکه گفتند: ما قضاوت میکنیم شما هم بپذیرید. حاضر و آماده. چی ازین بهتر؟
دیروز پدرم میگفت: ابوموسی اشعری زمان هم مرد!
با درماندگی نگاهش کردم و گفتم: لابد شما هم ابوذر یا سلمان فارسی زمان هستی؟ یا شاید هم مالک!
شماها نمی خواهید دست از همانندسازی بکشید؟
گفت: تاریخ تکرار می شود دخترم.
گفتم: بله تکرار می شود. انقلاب امام حسین با یاران اندکی که داشت در مقابل خلیفه زمان امیر المومنین یزید!
هیچ معلوم نیست اگردر آن روزگار زندگی می کردیم ، در کدام صف ایستاده بودیم.
گفت: صف یاران حسین!
گفتم: مطمئنی؟
نگاهم کرد. سرشار از سرزنش.
گفتم: با جو و تبلیغات توتالیتری که یزید راه انداخته بود که حسین شورشی ست و از ولایت زمان خروج کرده و .... باز هم طرفدار اقلیت معترض می شدی؟ حج را رها می کردی پرچم سبز می گرفتی و با او به کربلا می رفتی؟ نه پدرم. تشخیص برای تو سخت می شد. بسیار سخت.
گفت: چرا اینطور فکر میکنی؟
گفتم: بگذریم.
و گذشت.
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۱۱:۳۰

مهرنوش
خوابگرد جان من هم اندوهگین شدم
جز خاطره ای گنگ و مبهم از مردی که یکروز عکس هایش به سرعت از همه جا ناپدید شد، چیزی به یاد نداشتم.
دیشب مصاحبه اش با باقی را دیدم. و درک کردم چطور صفای باطن وضمیر پاک انسان را قوی میکند.
پیرمرد، با آنهمه فشاری که کشیده بود چه شادمانه لبخند می زد! مرجع تقلید بزرگ چه صادقانه از جوک هایی که مردم از او می گفتند گفت! و چقدر زیبا می خندید.
غیر قابل مقایسه است با کاهنان جمهوری اسلامی!
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۱۲:۰۳

بسیجی
آقای متظری فقیه بزرگی بود ولی در خصوص مسائل سیاسی عقل و فهمش به کودکی خردسال شبیه بود .
خداوند اورا ببخشد به خاطر همه ضربه هایی که به انقلاب زد .
و خداوند برای شما و همه کسانی که از صاده لوحی این فقیه سوء استفاده کردید عذابی عظیم بفرستد
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۱۳:۰۷

آوین akbarian.f@gmail.com
گفت و گوی عمادالدین باقی را با آیت الله از بی بی سی می دیدم جایی که از طنزهای که در موردش ساخته شد پرسید و منتظری جواب داد مردم به من می گویند گربه نره.از نصویرهایی که از آن موقع در ذهنم حک شده یکی همین طنزی بود که خود اشاره کرد و دیگری تصویر و صدای خمینی که عزل او را از قائم مقامی اعلام می کرد.زمانی که بچه بودم و گمان می کردم خبر درست یعنی آنچه در قاب تلویزیون قرار دارد و هیچ نمی دانستم از این دنیای سیاست اما اکنون...
به گمان حیف شد که رفت .الان همه نیاز داشتیم به او که موجب پشت گرمی مان بود اما رفتنش هم خیر و برکت دارد.همین قطع اینترنت ،هراس از تاسوعا و عاشورا از سوی حکومت.حیف شد که رفت اما زمان خوبی رفت.
روحش شاد
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۱۳:۱۴

حمیده
بسیار زیبا و اثرگذار. روحش شاد
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۱۳:۱۴

بهار سبز
خدایا امیدمان به توست
فردی بیشتر عمرش در انزوا گذشت و ترور شخصیتی و پشت سر گویی ها طرد شدن ها همه ی اینها گذری بود و مهم این بود که این رسم را انجام ندهی خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو شجاعت می خواهد
نمیدانم در اوج بهت و ناراحتی لبخندی گرم بر لبانم می نشیند که خواست خدا و دست خدا بالاتر از همه است .
چه خوب است حتی کسی با مرگش بتواند زندگی جنبشی سبز را سبزتر کند
به امید روزی که رنگ خدایی بگیریم و هیچ وقت اسیر رنگهای دیگر نشویم مجبور نباشیم برای دفاع از کسی حق را زیر پا بگذاریم
چون سرو آزاده باشید

۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۱۳:۳۰

حمیدرضا
این که می‌گویند بهترین دعاها «عاقبت به خیری» است پر بی‌راه نگفته‌اند. این‌که تو به زهد و تهجد مشغول باشی اما دم دمای غروب عمرت چنان عنان و اختیار از دست بدهی که تمام آن چه در این مدت اندوخته‌ای به طرفة العینی تباه شود. مردم دوستت نداشته باشند و آرزوی مرگت کنند. معیشت الهی است. خلق خدا را چرا بی‌خدا کنیم ای مرد خدا. عکس این قضیه را هم بارها دیده‌ایم و خوانده‌ایم.
مرحوم آیت الله العظمی منتظری، مرجع بزرگ جهان تشیع، نایب رهبر فقید جمهوری اسلامی، تدوین‌گر نظریه ولایت فقیه، کسی که آیت الله العظمی خمینی در آخرین نامه‌ای که به ایشان نوشت: او را حاصل عمر خود نامید. کسی بود که عاقبت به خیر شد. این‌ حکمت خداست که به او عمری چنین دهد تا زنده بماند. این روزها را ببیند. خروش انقلابی نسل انقلابی دیگری. مجتهد محبوب نسلی شود که نه برای احکام خمس و نماز بلکه برای استفتا از او در مورد آزادی و رهایی از استبداد با جان و دل قبولش داشته باشند. چه نمازی بالاتر از این‌که برای آزادی انسان از زیر بار زور و ظلم تلاش کنی. خدایش بیامرزد. خدایمان رحمت کند.
آیت الله العظمی حسینعلی منتظری پس از 87 سال مجاهدت در حالی با زندگی وداع گفت که تا آخرین لحظات زندگانی پرافتخار خود، مردانه در برابر ظلم ایستاده بود و هیچ‌گاه و به هیچ قیمتی حاضر نشد تا در برابر ظالم سر خم کند. و این ظالم بود بالاخره به احترام او سر تعظیم فرود آورد.
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۱۵:۰۵

سلام
سید سیاست بسه دیگه. کمی به ادبیات توجه کن. تو که استادی.
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۲۰:۲۶

پیام payam.salami@gmail.com
خیلی خوب و تاثیر گذار نوشته بودی
روحش شاد
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۲۰:۳۶

hosein hoseinkyc@yahoo.com
من با خوندن متن اشک تو چشام جمع شد
۱۳۸۸/۰۹/۳۰ | ۲۳:۰۳

سحر سبز
لینک شد با اجازه
۱۳۸۸/۱۰/۰۱ | ۰۰:۳۱

همسایه
او کسی بود که به قدرت و دنیا پشت پا زد تا همانند مولایمان حسین آزاده باشد
منتظری قطعا رهبر بعد از خمینی بود اگر لب فرو می بست و از اشتباهات نظام انتقاد نمی کرد
و اگر دین فروش بود امروز بسیجیان و سپاهیان و انصار او را بت کرده بودند و به جای خامنه ای می پرستیدند
اما او لبخند خدا را به چاکری بی مغزه عده ای خوارج مسلک ترجیح داد
روحش شاد
۱۳۸۸/۱۰/۰۱ | ۰۲:۰۳

رضا reezza67@yahoo.com
برای مردم با شعور قم یک معجزه بود
۱۳۸۸/۱۰/۰۱ | ۰۹:۵۱

محمد رضا reza.maqsudlu@gmail.com
ای وای زندانی ها نا امید شدند و یتیمان واقعن یتیم. اگر سیاست را تاب چنین وارستگانی نیست گو بمیرد سر تا به پا. تف بر این لجنزار سیاست. ازون بالاها هوامونو داشته باش اشیخ حسینعلی.بدرود
۱۳۸۸/۱۰/۰۱ | ۱۳:۵۳

عسل
آقای بسیجی خداوند گوش به فرمان شما نیست که برایش تععین تکلیف کنید برای کی عذاب عظیم بفرستد و برای کی نفرستد! از مرده اش هم دست بر نمی دارید؟ بروید و به فکر عذاب خودتان باشید.
۱۳۸۸/۱۰/۰۱ | ۲۰:۵۷

مریم maryam.weblog@gmail.com
خیلی زیبا و خوب نوشتید. اشک در چشمانم حلقه زاده بود وقتی میخواندمش
۱۳۸۸/۱۰/۰۲ | ۰۱:۱۲

محمد رضا گیوه ئی M_Giveea@Hotmail.com
اذامات العالم ثلم فی الاسلام ثلمه لایصدها شی ء

ارتحال جانگداز ابوذر زمان و یادگار سلف صالح و مرجع و زعیم عالیقدر تشیع در جهان اسلام ، شیخ الفقها و المحدثین حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ حسینعلی منتظری «حشره الله مع سمیه المعصوم الشهید» را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر«عج» وعموم شیعیان جهان و رهروان حقیقی طریقت و سبز اندیشان و دوست داران احقاق حقوق بشر و آزادی خواهان جهان تسلیت عرض می نمایم .
جبل هوی لو خر فی البحراعتدی من ثقله متتابع الازباد ماکنت اعلم قبل حطک فی الثری ان الثری یعلواعلی الااطواد
محمد رضا گیوه ئی

۱۳۸۸/۱۰/۰۲ | ۰۲:۲۹

سوده
دلم ريش شد. پر پر شد. شكست.
۱۳۸۸/۱۰/۰۲ | ۰۸:۰۸

س
من شناختی از آقای منتظری نداشتم دیشب که برنامه اش رو با اقای عمادالدین باقی دیدم واقعا ازش خوشم اومد.

۱۳۸۸/۱۰/۰۲ | ۱۴:۱۷

فاطمه سادات
هر که از پول گذشت از پل گذشت
منتظری از قدرت و پول و موقعیت عالی که میتونست داشته باشه چشم پوشید تا حقیقت رو فدا نکنه
آیندگان بهتر خواند شناخت شیخ را
بله شیخ بود تا روشن شدن قضایا رو ببینه که که کاره خدا بود اما نموند تا درست شدنش رو ببینه که باز هم خدا کمک خواهد کرد
آمین
۱۳۸۸/۱۰/۰۳ | ۰۰:۱۳

غزل
دلم شکست حتی به عزا دارار هاشم اجازه عزاداری ندادند من تو قم بودم کتک کاری بود حقش این نبود
۱۳۸۸/۱۰/۰۷ | ۱۰:۲۱

علی
خدا بیامرزش
انشالله حق طلبی ایت الله العظمی منتظری دیر یا زود به سرانجام خواهد رسید
۱۳۸۸/۱۰/۰۷ | ۱۷:۰۲

سلام
اشائا... خداوند ما را به راه راست هدايت کند
۱۳۸۸/۱۰/۰۹ | ۱۴:۲۵

Fatëmëh gloria070@gmail.com
هنوز نمی توانم باور کنم . . .
دلم برای خنده ها و قولیچی گفتن هایش تنگ است . . .
۱۳۸۸/۱۰/۰۹ | ۱۵:۴۰

حسین
روحش شاد ویادش گرامی
۱۳۸۸/۱۰/۱۲ | ۲۳:۱۰

حسین
روحش شاد ویادش گرامی
۱۳۸۸/۱۰/۱۲ | ۲۳:۱۱

© 2009, Khabgard.com. All rights reserved.

بازنشر مطلب و عکس فقط با ذکر مأخذ آزاد است.