بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
عکس‌آن‌لاین دوشنبه

برخی آشنایان
پنجره پشتی
یادداشت‌های ادبی محمدحسن شهسواری

چنگی بر چند حکایت
خبر لغو مجوز چاپ پانزدهم رمان یگانه‌ی «نیمه‌ی غایب» در شهر پخش شده و من توان رفتن به سمت تلفن و زنگ زدن به «حسین سناپور» را ندارم.  



هفتانک

پیشنهاد

سایت‌ها
هفتان دوات ۳۰نما جن و پری زمانه بی‌بی‌سی پارسیک تابناک اعتماد کارگزاران روزنا جام‌جم همشهری بالاترین کارگاه هنر عکاسی مگیران ایران کیهان بلاگ‌نیوز حیاتِ نو

سایت‌های دیگر
انسان‌شناسی و فرهنگ رخداد مرور ماندگار فیروزه ۷سنگ فروغ قفسه کافه داستان دیباچه نصور آتی‌بان

دیروز ۱۸ آبان‌ماه، سالگرد اعدام سیدحسین امامی بود که پنج روز پیش از اعدام یعنی در ۱۳ آبان‌ماه عبدالحسین هژیر، وزیر دربار را ترور کرده بود. خلاصه‌ی ماجرا از این قرار بود که ۶۰ سال پیش یعنی در سال ۱۳۲۸دکتر مصدق و یارانش در اعتراض به شیوه‌ی برگزارى انتخابات مجلس شانزدهم تحصن کردند و هژیر فرستاده‌ی شاه بود برای مذاکره با متحصنان. نگرانی عمومی این بود که با دخالت دربار و نظامیان در این انتخابات، مجلسى کاملا مطیع شاه تشکیل شود. مذاکره سودی نبخشید. و سرانجام پس از  انتقال صندوق‌ها به عمارت فرهنگستان (دانشکده‌ی معقول و منقول) در رده‌بندی حائزان بیش‌ترین آرا در میان نمایندگان تهران به مرور تغییرات محسوسی به وجود آمد و نامزدهای «جبهه‌ی ملی» که تا پیش از حرکت صندوق‌ها، جزء ۸ نفر اول بودند، جای خود را به وکلای دولتی دادند. در این میان برخی معتقد بودند که عامل اجرایی این تقلب خود هژیر است و تنها اوست که می‌تواند نقش مهمی در جلوگیری از ورود نمایندگان مستقل و غیردرباری ایفا کند.

مورخان می‌گویند سیدحسین امامی از فدائیان اسلام، خودش در مسجد سپهسالار عوض کردن آرا را دیده بود. گروه فداییان اسلام تنها راه چاره را در ترور هژیر دید و به تصمیم گروهی، این وظیفه به عهده‌ی سیدحسین امامی گذاشته شد. در روز سوم محرم برابر با ۱۳ آبان ۱۳۲۸ دربار مراسم عزاداری در مسجد سپهسالار برگزار کرد و محمدتقی فلسفی به منبر رفت. هژیر هم در راهروی مسجد ایستاد و به هر مداحی که می‌آمد یک خلعت می‌داد. امامی همین که وارد شد گردن هژیر را گرفت و یک تیر به او شلیک کرد. اما به تصور این‌که کار هژیر تمام نشده یقه‌ی او را گرفت و دو تیر دیگر به او زد و همان‌جا کار تمام شد و نعش هژیر بر زمین افتاد.

بعد از دستگیری امامی، او بی‌درنگ اعتراف کرد و گفت چون زنده ماندن هژیر را به زیان مملکت می‌دانسته او را ترور کرده است. دادگاه نظامى، امامى را به اعدام محکوم کرد و سحرگاه روز ۱۸ آبان او تیرباران شد. فردای آن روز که چنین امروزی باشد، نخست‌وزیر وقت دستور تجدید انتخابات تهران را صادر کرد و این گونه شد که دکتر مصدق، حائرى‌زاده، حسین مکی، نریمان و شایگان از نیروهای ملی و مذهبی توانستند به نمایندگى از مردم تهران وارد مجلس شوند و «فراکسیون جبهه‌ی ملى» را در مجلس شانزدهم تشکیل دهند. همین!

پی‌نوشت:
ببینید از چه تاریخ سرخی، به چه تاریخ سبزی رسیده‌ایم! حالا دیگر تاریخ هم اگر تکرار می‌شود، در عرصه‌ی رفتار زورمداران است که تکرار می‌شود، و گرنه «پرهیز از خشونت» که شعار و آرمان و شیوه‌ی جنبش سبز است با این گستردگی و همگرایی حیرت‌انگیز، بعید می‌دانم مابه‌ازایی در تاریخ معاصر داشته باشد.


نظرات خوانندگان
۱۲:۰۵ ۱۳۸۸/۰۸/۱۹ چنين مطلبي از جانب شما برايم عجيب بود. نمي‌دونم چرا! ولي خوب بعد از اين همه آگهي براي جلسات نقد و بررسي كتاب، خوب بود.
۱۲:۱۶ ۱۳۸۸/۰۸/۱۹ این متن و نامه بهمن قبادی شد خوراک ذهنم تا...
دارم تو کوچه‌پس‌کوچه‌های 30، 40 سال آینده قدم می‌زنم.
هجمه.
مرد مختصر.
۱۲:۱۹ ۱۳۸۸/۰۸/۱۹ ... با اين تفاوت که اگر امروز يکی «هژبر زمانه» را ترور کند، مطمئناً انتخابات تجديد نمی شود، بلکه کودتای نظامی رخ خواهد داد. خون و خونريزی به پا خواهد شد و جنبش مسالمت آميز مردم هم بدنام می شود و خدا می داند که باز کی چنين جنبش گسترده مردمی با اين خودآگاهی که امروز شاهد آنيم دوباره پا بگيرد. پس خواهش می کنم که از اين گونه يادآوری های تاريخی کمتر بنويسيد و اگر می نويسيد با مسئوليت بنويسيد.
۱۳:۳۲ ۱۳۸۸/۰۸/۱۹ اتفاقاً منظورم این بوده که ببینید از چه تاریخ سرخی، به چه تاریخ سبزی رسیده‌ایم! حالا دیگر تاریخ هم اگر تکرار می‌شود، در عرصه‌ی رفتار زورمداران است که تکرار می‌شود، و گرنه «پرهیز از خشونت» که شعار و آرمان و شیوه‌ی جنبش سبز است با این گستردگی و همگرایی حیرت‌انگیز، بعید می‌دانم مابه‌ازایی در تاریخ معاصر داشته باشد.
۱۴:۱۰ ۱۳۸۸/۰۸/۱۹ جنبش سبزي كه من ديده ام و قبو ل دارم و مي شناسم هيچ سنخيتي با اين تندروي هاي به قول شما سرخ ندارد . اين روزها هركه را مي بينم كه دم از جنبش مي زند اما خشونت و نفرت و ناسزاگويي پيشه كرده به نفوذي بودنش يقين پيدا مي كنم . تشخيص خودي از غير خودي اين روزها شايد كمي سخت شده باشد اما با چند امتحان ساده مي توان به نتيجه رسيد . جنبش سبز فقط نقاب سبز و دستبند سبز و شعار سبز نيست ! جنبش بايد در رگ و ريشه ايراني نفوذ كرده باشد كه با اعمال خشونت آميز بي حاصل و بدفرجام سالهاي پيشين تفاوت داشته باشد . آنكه در يك گروه كوچك تغييري سبز مي آفريند شايد تأثيري به مراتب بيش از يك جوگير تندروي پرادعاي فرصت طلب داشته باشد . كاش از سطح سبز به عمق سبز برسيم و بدانيم همه تلاش جنبش سبز و بالاتر از آن دليل شكل گيريش رسيدن به چنين تغيير بزرگي بوده . يك تغيير همه جانبه و پايدار . همين !
۱۶:۱۷ ۱۳۸۸/۰۸/۱۹ چشم سید
24 ساعته انجام میشه
۰۱:۵۲ ۱۳۸۸/۰۸/۲۰ سلام غرض مزاحی بود معطوف به نظرات دوستان که ابراز نگرانی کرده بودند از اینکه آن ((همین!)) آخر متن شما پیشنهاد تکرار تاریخ باشد. خواستم به مزاح شعبان بی مخی کرده باشم و اطاعت امر در فرمایش خشونت، که گویا هم گنگ گفتم و هم حالا که نگاه می کنم می بینم به نسبت نا به جا
پوزش و سپاس
اما!
امشب قصد داشتم ایمیلی به شما بزنم که پیش دستی شد. در باره هفتان.
با گسترش آنتی فیلترها به سبب وضعیت چند ماهه اخیر فکر نمی کنم فیلترینگ رسمیت هفتان را تهدید کند. البته من از تهدیدها و گرفتاری های این امر برای شما بی خبرم. و البته اینکه در این اوضاع تعطیلی نسبی فرهنگ هفتان چه جایگاهی دارد اگر نخواهد و یا نگذارد که تبدیل به پایگاهی اندیشه مدار اما به شدت سیاسی و علیه وضع موجود باشد.این سوال ها در کنار حسرتی که به دل مانده جای خود را دارند والبته می دانم که برای خود شما چقدر حسرت بزرگتری است که هیولایی مثل هفتان تنها آرشیوی ژرف و هولناک باقی بماند.می دانم پاسخی قاطع دارید بی شک، اما گمان کردم نام بردن از این درد مشترک رسم خویشی و رفاقت است. سبز و برنا بمانید.
۱۴:۴۰ ۱۳۸۸/۰۸/۲۰ ترور همه جورش گنده ...
۱۸:۲۰ ۱۳۸۸/۰۸/۲۰ لطفاً این گونه مطالب را ترویج نکیند. من باور داشتم و دارم که با ترور هیچ کار اصلاحی پیش نمی رود ولی مطلب شما چنین القا می کند که ترور هم بله، ممکن است راهگشا باشد.
مهم ترین ترورهای تاریخ سیاسی ایران را در نظر آورید، از ناصرالدین شاه و چندین نخست وزیر محمد ضا پهلوی تا همین ترورهای 30 سال اخیر، کدامشان منافع ملی را تضمین کرده اند؟
۲۰:۲۵ ۱۳۸۸/۰۸/۲۰ آقای شکرالهی به عنوان یک شهروند که گاه و بیگاه در وبگردی های خود توشه ای نیز از اینجا با خود می برد . پیشنهاد می کند . این نوشته خوبتان را هم که در پاسخ کامنتی نگاشته اید . به عنوان پی نوشت به مطلبتان افروده شود تا احیانا برخی دوستان که ممکن است کامنتها را نخوانند برداشتی متفاوت با منظور شما نداشته باشند
"اتفاقاً منظورم این بوده که ببینید از چه تاریخ سرخی، به چه تاریخ سبزی رسیده‌ایم! حالا دیگر تاریخ هم اگر تکرار می‌شود، در عرصه‌ی رفتار زورمداران است که تکرار می‌شود، و گرنه «پرهیز از خشونت» که شعار و آرمان و شیوه‌ی جنبش سبز است با این گستردگی و همگرایی حیرت‌انگیز، بعید می‌دانم مابه‌ازایی در تاریخ معاصر داشته باشد "

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.