بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

درود و مهر
عاقلانه‌تر آن بود که بيش‌تر صبر می‌کردم تا منحنی اين زندگی کمی اوج بگيرد و خيالم آسوده‌ شود، ولی گفته بودم که حتا کمی هم اگر از نقطه‌ی صفر فاصله بگيرد، برمی‌گردم. (يقين ندارم، ولی) گمان می‌کنم به چنين وضعيتی رسيده‌ام. خيلی خوشحال‌ام؛ دست‌ِ‌کم برای اين که در مورد خوابگرد، ديگر بدهکار خودم نيستم. می‌ماند بدهکاری به خيلی از شمايان که آن هم آهسته آهسته!

اين عکس را خيلی دوست دارم. عنوان عکس «زندگي»‌ست. به جای انبوهی حرف‌های آن‌چنانی و اين‌چنينی، شما هم مثل من چند لحظه‌ای نگاهش کنيد:

زندگی


نظرات خوانندگان
۰۰:۴۳ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ سلام! سلام! سلام! خوش برگشتيد آقای شکراللهی عزیز. ما هم خيلی خوشحالتريم از اینکه برگشتید. جايتان حسابی خالی بود.
۰۰:۴۴ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ و تولدی ديگر!!!!!!!
۰۰:۴۷ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ اميدوارم اين آدمن را رفتنی نشايد!!!
هوم؟؟؟؟
( يه متن سورئاليستی ويژه بازگشتت هم طلبت . مينويسم زوده زود..شايد!)
۰۰:۵۵ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ سلام / بازگشتتون رو تبریک میگم / واقعا عکس خوبیه / خسته نباشید / یا حق / پسرک!!!!!!!!!!!
۰۰:۵۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ خوشحالم که دوباره برگشتی...
۰۱:۰۴ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ انشالله اين منحني هر چه زودتر و بقدر کافي اوج بگيرد پسر عمو جان!
خيلي خوشحالم که برگشتي، در مورد بدهکاري هم حق السهم هر که را قسط بندي مي‌کني بکن اما بالاغيرتا سهم ما را يکجا بپرداز که منحني‌مان بطرز اسف باري رو به فرود است و به صفر نزديک مي‌شود.
ضمناً ۵ عد نيم فاصله هم در اين پيام زديم که معادل دلاري‌اش را به بدهکاريت بي‌افزا ! ;)
۰۱:۱۵ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ عالی بود . خيلی عالی بود . زيباترين عکسی بود که تا حالا ديده بودم . راستی معذرت می خوام سلام . منتظر حضورتان هستم . بدرود
۰۱:۴۳ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ در صدد بودم ازت تقاضا كنم برگردي. پيش دستي كردي. سلام!
۰۲:۰۲ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ آقا خيلی خيلی خوش آمدی. بسيار مايه‌ی مسرت بود!
۰۲:۰۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ بر این مژده گر جان فشانم رواست!
خیلی خیلی خوشحالم از آمدنتان و امیدوارم دیگه هیچ وقت فاصله نیفته. خیلی جای شما خالی و محسوس بود.
۰۲:۲۳ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ باز گشت رو تبريک ميگم . خيلی خيلی خوشحال شدم ( به شرط اينکه گير ادبياتی بهم ندين (: )
۰۴:۳۶ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ سيد خوابگرد خوش آمدی صفا آوردی. راست می گويی اگر بی پا بتوان نشاط بازی داشت چرا با دست و پا و تن سالم نتوان زندگی کرد و از آن در وبلاگ نوشت؟
۰۴:۴۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ من عکس را نگاه کردم. بله زندگی ادامه دارد... شبیه زندگی خیلی از ماست. گل زدن با چنين وضعيتی ارزشمندتر و مردانه‌تر از حالت طبيعی است. خوشحاليم که دوباره به بازی برگشتيد.
۰۷:۰۱ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ چه عالی!
خوشحالم که دوباره می نويسيد.
چه صبح خوبی!
۰۷:۱۹ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ خوش آمدید. چقدر جاتون خالی بود.
۰۷:۴۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ منتظرتان بوديم...خوش آمديد.
۰۸:۲۵ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ پرواز را به خاطر بسپار... خوش اومدی. :)
۰۸:۴۲ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ تبريک می گم. هم به خاطر اوج گرفتن دوباره منحنی و هم به خاطر بازگشت. شخصا از نوشته های شما لذت می بردم.
۰۹:۱۳ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ نا اميدانه مثل روزهای قبل سر زدم ولی ايندفعه به دربسته نخوردم تا سرکی از پنجره پشتی به اين تو بياندازم،
خوشحالم که منحني کذايی رو سر بالايی ميرود،‌ به اميد رشد روزافزونش.
۰۹:۲۵ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ خوشحالم و منتظر
۰۹:۳۴ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ انتظار داشتم حرفهاي ديگري را هم بخوانم اينجا . اما اصلا مگر اهميتي هم دارد ديگر ؟ خوشحالي ام را نمي توانم پنهان كنم ، درست مثل سرخوردگي ام از...بگذريم !
۰۹:۳۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ برای ما هم آمدن شما يک اتفاق فرخنده است بايد به اين وبلاگها جدی بينديشيم
۰۹:۵۳ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ اول صبح که آمدم و اين نوشته را ديدم به قدری خوشحالش شدم که حد وحصرنداشت...باورکنيددرتمام اين مدت هرروزفکرمی‌کردم امروزاست که دوبار برگرديد و بنويسيد...تبريک می‌گم و ممنونم....
۰۹:۵۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ خوشحالم از اينکه باز مي نويسد..!‌
۱۰:۲۱ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ خوش خبر باشی، خوش آمدی، خوشحالم کردی.
۱۱:۰۷ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ سلام سید. خوشحالم که برگشتی.
۱۱:۱۰ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ بسی مشعوف شدم!
۱۱:۲۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ خيلی خوشحال شدم خوابگرد عزيز !
۱۱:۳۴ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ آخ جووووووووون!
۱۱:۵۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ دوست عزيز، بازگشت مبارک. شاد باشيد.
۱۱:۵۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ خوب کردی که دوباره نوشتن از سر گرفتی.
۱۲:۰۶ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ تبريک خوابگرد عزيز.روزی که با خوابگرد شروع شد٬مطمئنن روز خوبی خواهد بود.
۱۳:۱۰ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ عکست کفايت همه چيز است
۱۳:۱۴ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ با أمدنت بوي بهار آوردي چه خوش كردي كه دوباره مرا شاد كردي همواره خوش باشي
۱۳:۱۷ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ منحنی ها هی بالا پايين ميرود .نگذار ید ما هم با آن بالا و پايين برويم. بنویسید مدام
۱۳:۲۱ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ لاگیدن مجددت ما را از فقر سایت فرهنگی نجات داد...
۱۳:۲۴ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ از آمدنت اگر خبر داشتمی ... خوش آمدید.
۱۳:۴۳ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ سلام ...اميدوارم منحنی زندگيتون هر روز بيشتر اوج بگيره...بهش می گن عشق زندگی ...عشق فوتبال
۱۳:۴۹ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ با سلام خيلی خوشحالم که برگشتيد. لطف کنيد کارگاه قصه نويسی داير کنيد.
۱۴:۴۶ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ چه خوب شد که آمدی، جایت خالی بود. بروم لینکت را بگذارم
۱۷:۳۶ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ واقعا سلام عرض می کنم و واقعا خوشحالم و واقعا ممنون و واقعا متشکرم و واقعا ووو ! رفتن تان ناراحتمان کرد و برگشتنتان دوایی از ما درمان نمی کند که خود نیک می دانید!
۱۷:۴۰ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ بازآمدنتان را خوش آمد می گويم. جايتان خالی خالی بود.
۱۷:۵۹ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ خوش آمديد.
می دانستم می آييد. لينکتان محفوظ مانده بود.
۱۸:۲۰ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ واقعا خوشحالم كه برىشتين
۱۸:۲۰ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ واقعا خوشحالم كه برىشتين
۱۹:۰۳ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ بازگشت مجدد را تبريک می گويم. جايتان حسابی خالی بود.
۱۹:۴۰ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ خوشحال شدم که دوباره برگشتين. قلمتون همواره پايدار!
۲۰:۵۱ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ پالايش زبان پارسی در تارنمای www.parsi-l.com
بيوسان (=منتظر) پيام‌گذاری شما در تارنگار خود هستم.
پيروز باشيد.
۲۰:۵۲ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ سلام آقا. خوش شدم از بازگشتن شما!
۲۰:۵۹ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ من هم خوش حالم . . مگه چند نفر از روی عشق و فکر می نويسن؟ قامتت راست و دلت روشن . .
۲۱:۰۹ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ آن پريشاني شبهابی دراز و غم دل
همه در سايه گيسوی نگار آخر شد
سيد عزيز بهاری کردی زمستانم را خير مقدم .
مير سعيد
۲۱:۲۲ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ خيلی ذوق کردم. احسان عابدی بهم گفت که برگشتيد. خوشحالم که از نقطه صفر فاصله گرفته ايد و اميدوارم که اين فاصله روز به روز بيشتر شود.
۲۱:۲۳ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ سلام . خوشحالم اومدی . آخه قبلنا هم بهت سر ميزدم .مستفيضمان کن
۲۱:۳۲ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ سهند جان اينجا را به گند نکش جان پدرت! اينجا يک سايت فرهنگی است و خواننده های فرهنگی دارد. فضای اينجا را با عقده های بی پایانت و فحشهايت آلوده نکن. و آقای شکراللهی را از نوشتن پشيمان نکن.
۲۱:۵۱ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ دوست عزیز حضور مجددت خوشحالمان کرد.
بغض رفتنت رهایمان نکرده بود. جای قلم آخته ات خالی بود.
حوش آمدی.
۲۲:۴۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ كوري چشم عدو را روي در روي حبيب/خاك ره بر فرق اعدا كن كمال اين است و بس.
خوش آمدي سيد خوابگرد.
۲۳:۰۷ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ خوابگرد عزيز خيلی خوش آمديد.
۲۳:۰۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ در وبلاگستان کم هستند کساني که برای غنای فرهنگي صرف وقت کنند. شما يکي از آن معدود افراد هستيد. خوشحالم که بازگشته ايد.
۲۳:۴۶ ۱۳۸۳/۱۰/۰۸ درود...خيلی خوشحال شدم که برگشتيد...سرخوش و سرمست باشيد!!!
۰۰:۵۱ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ بهترین خبر هم حضور توست
اقای شکر اللهی خبر بازگشت شما خبر بسیار خوب و امیدوار کننده ای هست
آرزو می کنم یکبار دیگه با مطالب ارزشمندتون این وبلاگستان نحیفو یاری کنید
۰۰:۵۴ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ امروز صبح که از خواب بيدار شدم، پشت کامپيوتر نشستم و نوشتم: «مدت‌هاست احساس می‌کنم جای يک نفر شديدا خالی‌ست، کسی که توان جريان‌سازی دارد، صادق است، اهل معامله نيست، قلمش را به هيچ قيمتی نمی‌فروشد، فرمان نمی‌برد، نوچه نمی‌شود، با نام کسی خود را بالا نمی‌کشد، کيف‌کشی نمی‌کند، غرورش را بر شانه دارد، اتهام نمی‌زند، اعتبار کسب می‌کند، و حالا لابد دارد عرق می‌ريزد که از پس خودش برآيد... هر روز در وبلاگ‌ها دنبالش می‌گردم و ... ديگر دلم براش تنگ شده، کجايی خوابگرد عزيزم؟...» و خيلی چيزهای ديگر نوشته بودم که وقتی شب برگشتم پای اينترنت بگذارمش توی صفحه‌ام، همان لحظه ديدم يکی ما را آچمز کرده: "بازگشت خوابگرد".
خبرم که نه، طرح موضوعم سوخت. خوشحال شدم. ديگر همينجا تکه‌ای از خوشحالی‌ام را بپذير.
۰۱:۲۶ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ من هم خواب‌گرد گرامی تبريک می‌گويم. به هر روی هر چه از شما رسد نيکوست.
۰۱:۳۵ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ سيدرضا شکراللهی شايد خودش نداند و يا از سر بزرگواری ناديده انگارد که او، يکی از موثرترين و پروزن‌ترين وب‌نگاران فارسی‌زبان است. وبلاگ خوابگرد، از معدود مکان‌هايی‌ است که وبلاگ‌نويسانی حتا با صدوهشتاد درجه اختلاف‌نظر را به‌هم پيوند می‌زند. دليلش را عباس معروفی -مختصر و مفيد- نوشته است.
هيچ‌وقت به خودم اجازه نداده‌ام که وقتی نويسنده‌ای عزم رفتن کرد، از او بخواهم که بماند. فکر می‌کنم لابد بر حسب مشکلات و دلايلی‌ست که نمی‌تواند بماند و نبايد برايش معذوريت ايجاد کرد. ولی اگر می‌دانستم که رفتن خوابگرد به ايجاد خلأيی چنين ژرف در فضای وبلاگستان فارسی می‌انجامد، در حد توان مانع‌اش می‌شدم!
۰۱:۴۳ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ گفتنی ها را دوستان گفتند . خلاصه خوش آمدی به خانه ات . پس از ديدن اين عکس خيلی ياد شيرين عبادی افتادم . اينها قربانيان مين هستند . برچيدن مين های ايران آرزوی بزرگ شيرين عبادی بود.
باشد که اين آرزو محقق شود
۰۲:۱۵ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ سلام. درود صميمانه من را پذيرا باشيد. :)
۰۲:۴۷ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ خوابگرد جان خيلی خوشحالم می نويسی باز.جان خالی بود واقعا.
۰۵:۵۶ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ با سلام و عرض ادب ... چند روزی لينک شما را ، به روز شده می ديدم ... اما مدام از پنجره پشتی سر در می آوردم ... تا اينکه قبل از اينجا به خانه ی قبلی تان سری زدم ... و حال که دارم اينجا را می بينم : شرمنده از کامنتی که گذاشتم :) ... اميد که دوران پرباری را گذرانده باشيد ... شاد و سلامت و سرشار باشيد
۰۹:۱۴ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ سلام دوباره.سفر بودم و بی خبر از اتفاقات دشت مجاز. که ديدم خوابگرد دوباره به گل نشست. خوش‌حالم.
۱۴:۲۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ سلام شورگيلوی ... از بازگشتت شاديم ...
من الان دارم روی برف تو ي جنگل های بلوط قدم می زنم .... جایت خالی
شادزی
۱۷:۳۰ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ سلام. چه خوب شد برگشتيد :)
۱۷:۵۲ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ سلام و خيلی خوش‌اومدين.
۱۸:۰۳ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ سلام . با یه شعر جدید به روزم . منتظرم . بدرود
۱۹:۲۹ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ سلام از وبلاگ من ديدن کنيد
۱۹:۴۹ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ از اين که باز هم به وبلاگستان برگشتيد خوشحالم اميدوارم باز با نگاه انتقاديتان تلنگری به بلاگر هتا بزنيد
۲۱:۰۰ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ درود. آنقدر ديگران بازگشتتان را تبريک گفته‌اند که حرفی تازه برای گفتن نمی‌ماند...من هم مانند همه... اين وبلاگ يکی از اولين وبلاگهايی بود که خواننده‌ی ثابتش شده بودم... بايد لينکش را دوباره فعال کنم. پاينده باشيد.
۲۲:۰۱ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ چه عجب بالاخره تونستم بعد از دو روز کامنت بگذارم! گفته بودم که خوشحالم و تبريک و خدا به‌خير کند عاقبت شکمی‌نويس‌ها (از جمله خود کامنت‌گذار) را!
۲۳:۰۸ ۱۳۸۳/۱۰/۰۹ سلام مرد .. آمدی دوباره، خوش آمدی ....
۰۰:۴۴ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ خوشحالم كه برگشتيد. براتون آرزوي موفقيت دارم
۰۰:۵۰ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ گفته می شود خرج این سایت را صداوسیما تقبل کرده بوده. این آقای خوابگرد کارمند همان خراب شده است.اگر آن سازمان انقدر درک و فهم دارد که این آقا را با مواضعش پذیرفته و تحمل می کند که باید به مدارای آنها درود فرستاد. مثلا این آقای خوابگرد گفتگو با عباس معروفی را در سایتش گذاشت در حالی که معروفی بدترین توهین ها را به مقامات بالای مملکت نثار می کند.البته احتمال دیگری هم هست که شواهد نشان می دهد که قوی است.آن هم اینکه این آفا خودش عامل است و ...
۰۰:۵۷ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ بی محابا درباره همه چیز نظر دادن و موضع سیاسی علیه نظام گرفتن قطعا عواقب سختی دارد همچنان که برای عده ای از وبلاگ نویسان داشته است. حالا هم در این بگیر و ببند های وبلاگ نویسان سروکله این خوابگرد پیدا شده کمی تاقسمتی مشکوک است. در ضمن یادتان نرود که بازجوی بعضی از وبلاگ نویسان،خودوبلاگ نویس بوده. نقش صداوسیما هم در این ماجرا فراموش نشود
۰۱:۲۱ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ سلام آقاي شكرالهي عزيز
واقعا خوشحالم كه برگشتيد. بخصوص كه هشتم ديماه بود.روز تولد من! به فال نيك ميگيرم.
۰۱:۵۵ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ Shokr-allahi: Eshshak oghlu Eshshak: You need to answer me why did you delete my comment? I started calling you Mr., than Eshshak and will call you even worse if you do not stop discriminating against me. You are just a trash chauvinist.
۰۱:۵۵ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ “ gorbeyeh meskin agar par dashti…. tokhmeh gongeshk az jahan bar dashti “
I would rather to live in a prison of any kind but not in any country that people such as Abbas Maroufi, Majid Zohari, Seyyed Reza Shokr-allahi (khabgard, which after sleeping too much finally have woken up again), Farin Asemi (terezza), professor Dr. Mehdi Khalaj, homosexual Morteza Negahi, and male prostitute Nima Rashedan, psychotic Aramesh Dostdar and charlatan Mir- Ali Fatroos which have nothing but to insult Islam, the deep belief system of my people. Their cry for freedom and democracy is a fake one. Also none of them have a tiny bit of power, but they already act like Saddam
They talk about freedom of speech but cannot even tolerate single criticism over the Internet. If they get the power they would be nothing more than Massod and Maryam Rajavi. People are not stupid; they know, how to gauge people with how they act and not with what they say. None of them have integrity because they do not walk their talk. They look nice people because they do not have the power but when they get it, they will be like Saddam Hussein. People that do not respect their people’s deep-seated belief are not their friend but their enemy. ( Fati az bi tonbani to khoneh mondeh ast.”
۰۱:۵۶ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ Khanoom Elaheh: 1: If you are upset at my comment on the photo, you are dead wrong. I did not criticize anyone. That was sort of a wakeup call so that next time we may remember the bloods behind the diamond, which we may want to purchase. 2: If you are upset at words such as “ our stupidity” I must say that you are wrong again. I have not called anyone stupid. Terms such as “ my stupidity” or “ our stupidity “ are common when people want to address the transient, temporary gross mistakes of large population and not only politician but also Einstein has used it on himself. 3: If you are defending Mr. Javid, I advice you, to do your homework first, before jumping in the middle of some thing that you have absolutely no clue. This Javid Shah of you, in one of his post in his web log, had called khanoom Simin Daneshvar “ piir zaneh khereft” In spit of protest from others, not only he did not apologize for it but also he posted another one withher picture defending his stand on calling her a “ piir zaneh khereft.” There is so save heaven for this individual in this cyberspace. Any place I see him, I will ridicule him till to teach him a lesson so that next time would not call any body “ khereft.” Khanoom Simin Danashvar and others spearheaded Iranian culture and she deserve respect not an insult. 4: You have tried very hard to show off that you have a rather higher opinion on culture and you value it a lot, so as if you were the inventor of this culture. But the more I looked at your insulting, name calling comment , I did see everything except culture. I will forgive you for this time but please watch out your mouth, next time I am not going to be as polite as this one 5: Why you are treating Mr. Shokr-allahi as a child so that he might get upset and quit writing again. He is an intelligent, mature man and is aware of the kind situation. Do not worry about him, worry about yourself.
۰۲:۰۲ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ I think this Shokr-allahi was in drug rehabilitation center. As you might know he was an opium addict (teryaki)
۰۳:۴۲ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ می‌دانم که تازمانی که حرفی برای گفتن وجود داشته باشد برگشتن اجباری است. و می‌دانم آمده‌ای باز هم حرفهایت را بگویی.ما برای شنیدن همیشه آستین بالا زده‌ایم.موفق باشید
۰۳:۴۹ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ خيلی خوشحالم. همين. ديگر به صفر نرس. به عکس هم بيشتر نگاه کن...
۰۴:۰۲ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ تشکر از بازگشت و عکس زیبایتان ...
۰۴:۵۲ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ خوابگرد عزيز خوش قدم باشی.
کسانی هم که از اين وبلاگ و نويسنده‌اش دل خوشی ندارند لطفا تشريف ببرند به يک جای ديگر!!
۰۶:۳۹ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ گر مريد راه عشقی فکر بد نامی مکن....
۰۶:۵۳ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ به آنها که تير گمان می اندازند و مثلا خوابگرد را خراب می کنند بايد گفت با اين متر و معيار شما چه بسا خودتان عامل ايد و از بازگشت اين سيد دلتان خون است که اين تهمت ها را می زنيد. اين همه آدم که از بازگشت اين مرد به عرصه وبلاگ خوشحال اند کورند و تنها بينايان شمايان ايد؟! آخر اگر دکان شما کساد است چه حاجت به اين آفتاب به گل پوشاندن؟ برويد آدمیت بياموزيد. تا کی می خواهيد هر که از شما جلوتر افتاد پايش را بشکنيد؟ اگر هم در صدا و سيما بودن معنای خاصی دارد پس تکليف هزاران آدم که آنجا رفت و آمد و توليد وبازی دارند همين است که عامل اند؟ آخر مزخرف گفتن هم حد دارد!
۰۸:۴۱ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ از بازگشتت حوشحالم...
۰۸:۵۰ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ سلام خوش برگشتی!
لطفا مطلب جديد مرا تحت عنوان آقای منتظری لطفا فرضيه ولايت فقيه خود را پس بگيريد بخوانيد و در صورت امکان نظر خودتان را هم برايم بنويسيد.
متشکرم
۰۹:۵۲ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ چيزی به نام جسم معلول وجود ندارد.صرفا انديشه ها معلولند.اما منحنی:نهايت خوشبختی ما تو اين روزگار اينه که منحنی زندگی سهمی صعودی باشه
۱۰:۱۵ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ :) خوب است بودن‌ات در اين شهر شلوغ بی در و پيکر!
۱۱:۲۶ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ ما که به اين قهر و ناز جماعت انتلکتوئل عادت کرده ايم! تا نظر مخاطبان مهربون و بوقی چه باشد!
۱۱:۲۸ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ منتظر بودیم، بسیار...
۱۲:۳۳ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ زندگی خالی نيست: عشق هست/ ايمان هست/ ...تا شقايق هست زندگی بايد کرد....
۱۳:۴۹ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ عزيزم سلام
تبريک ميگم
لطفا ادامه بده
۱۶:۵۳ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ Goes around...Comes around
۱۸:۴۸ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ سلام و درود بر شما! خيلی خوشحالم که برگشتيد... جايتان واقعا خالی بود... درود بر شما.../ عکس فوق‌العاده بود...
۲۱:۴۰ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ Mr. Sahand,
Get a life you wipe-ass and don't try to bully people!
۲۳:۳۰ ۱۳۸۳/۱۰/۱۰ سلام آقای شکراللهی . خوشحالم که دوباره می نويسد. درود بر شما
۱۶:۰۴ ۱۳۸۳/۱۰/۱۱ بازگشتتون رو تبريک می‌گم آقای شکرالهی.
۱۷:۳۹ ۱۳۸۳/۱۰/۱۱ خوشحالم که برگشته ايد... حالا من هم يک وبلاگ دارم و به زودی لينک خواهم داد به شما.
۲۱:۰۲ ۱۳۸۳/۱۰/۱۱ نمی‌آمدی خوش‌حال‌تر بودم؛ این‌که باز ساکنین این لجن‌زار امثال تو را از خود بدانند و خوش‌آمد بگویند حال‌ام را به‌هم می‌زند... ولی نمی‌توانم شادی‌ام از خواندن دوباره‌ی دست‌نوشته‌های‌ات را نیز پنهان کنم!
۰۸:۳۶ ۱۳۸۳/۱۰/۱۳ اينجا دوباره راه افتاده ؟
چه عکس باحالي !!!
۰۱:۲۷ ۱۳۸۳/۱۰/۱۴ سلام.مثل اينکه ما دير خبر شديم.خيلی خوشحال شدم.باز هم تبريک می گويم.
۱۰:۲۸ ۱۳۸۳/۱۰/۱۵ خوشحالم که برگشتی . اما اين کامنت رو صرفا واسه اين گذاشتم که تعداد کامنت‌هات ۱۱۴ نباشه. آخه داشت به مقدسات توهين مي‌شد!!!
۰۰:۱۰ ۱۳۸۳/۱۰/۱۷ سلام آقا سيد ..خوشحاليم که دوباره شروع کردی ..
۰۲:۰۶ ۱۳۸۳/۱۰/۱۷ رسيدن به خير ... سلامتی در پيش .
۱۴:۲۱ ۱۳۸۳/۱۰/۲۰ سلام.عکس بسيار زیبائی است.موفق باشيد
۰۴:۲۳ ۱۳۸۳/۱۰/۲۱ ضمن عرض سلام و ادب :
در مورد اون تصويری که از ( بازی فوتبال نقص عضوها ) توی سايتتون انداختين بايد بگم که وقتی بچه بودم پدر بزرگم به من دائما ميگفت که نيما جان ! خواستن توانستن است - ولی افسوس که من هرگز نفهميدم او چه می گفت .
ولی امروز که به اين عکس نگاه ميکنم در کمال معرفت ميبينم معنی اين جمله را.
و اگر فرصت شود فردا سری به پدر بزرگم ميزنم و به او می گويم پدر بزرگ شما اشتباه ميکردی - به او ميگويم حالا ديگر به نظر من خواستن يک چيزی فراتر از توانستن است.
با سپاس فراوان از بابت عکسی که مي گويد : ( تا شقايق هست زندگی بايد کرد )
۰۸:۴۵ ۱۳۸۳/۱۰/۲۲ بيش و بيشتر از چند لحظه نگاهش کردم .. خوحالم که اين منحنی شيب گرفته !!
۱۹:۲۵ ۱۳۸۳/۱۰/۲۵ خب آره ... واقعا عکس فوق العاده ايه ... فکر کنم جزو ِ‌ بهترين عکسهای خبری ِ پارسال يا دوسال قبل هم بود ...
۱۹:۲۶ ۱۳۸۳/۱۰/۲۵ خب آره ... واقعا عکس فوق العاده ايه ... فکر کنم جزو ِ‌ بهترين عکسهای خبری ِ پارسال يا دوسال قبل هم بود ...
۱۹:۲۷ ۱۳۸۳/۱۰/۲۵ خب آره ... واقعا عکس فوق العاده ايه ... فکر کنم جزو ِ‌ بهترين عکسهای خبری ِ پارسال يا دوسال قبل هم بود ...
۰۲:۲۳ ۱۳۸۳/۱۰/۲۸ سلام... من تازه با سايت بسيار زيباي شما آشنا شدم ... واقعا از مطالب سايتتون لذت بردم ... عالي بود، مخصوصا مطالب مربوط به موسيقي ... پاينده و برقرار باشي...

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.