بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

تعبیر مکبث
می‌گذاریم اتفاق بیفتد.
مثل مکبث
می‌ایستیم کنار دیگ جوشان
گوشت و خون‌مان را تماشا می‌کنیم
و به جادوگرهای درون‌مان گوش می‌دهیم
که می‌گویند:
جنگل ژنده‌پوشان به راه خواهد افتاد
در دو راهی سرنوشت ما
به جنگل نیزه‌ها خواهد پیوست
و مرگ در شمایل کوتوله‌یی خندان
با ساز و برگ کارناوالی‌اش
بر مرکبی روی دوش آدم‌ها
برامان دست تکان خواهد داد و
از رومان خواهد گذشت.

ما کنار آتش دیگ‌دان می‌مانیم
با رعشه‌یی از قهقهه‌های جادوگران
و فکر می‌کنیم و فکر می‌کنیم
و می‌گوییم:
این هم خواب دیگری ست
که روزی ناگزیر از آن بیدار خواهیم شد.

و تا بیداری برسد
می‌نشینیم کنار دیگ‌دان
و جرعه‌یی سر می‌کشیم
از مذابه‌ی خون و عصب.

یکم خرداد ۸۸


نظرات خوانندگان
۱۸:۳۰ ۱۳۸۸/۰۳/۰۴ وقتی نویسنده ای شعر می گوید ، تلخی به نهایت می رسد .
به یاد گاوین بنتاک و احمد میرعلایی :
امروز بر کف دست راستم کپکی بود
*
ایکاروس ! ایکاروس!
چرا آن گاه که از میان ابرهای باران خیز به درون سایه های آن دریای سبز سقوط کردی /رساتر فریاد برنیاوردی ؟/چرا بر جایی نیفتادی که هیچ یک از ما /هرگز نتوانیم خون و استخوان های روی سبزه ها را فراموش کنیم؟/ایکاروس! ایکاروس!/ در سر چه داشتی وقتی به میان ابر باران خیز شیرجه می رفتی ؟و....
۱۸:۳۱ ۱۳۸۸/۰۳/۰۴ نوبهاره کاشته برداشت نمی شود .
حیاط خانه پرگل،نه چشم سوداره،نه پا برچیدن،نه نفسه بوئیدن .
آب پر .پر میکند،
باد میبرد .جائیکه دست نوازشگری بیابد.
۰۱:۱۵ ۱۳۸۸/۰۳/۰۵ چقدر زیبا بود ....مرسی
۱۴:۰۱ ۱۳۸۸/۰۳/۰۵ جناب سناپور عزيزم درود بر تو.
ما مردمي م. له شده در چنگال پليد خويش...
۱۷:۵۲ ۱۳۸۸/۰۳/۰۵ شاید من چندان شعر نمی‌شناسم... ولی شعرهایی را که لحنی شبیه بیانیّه‌های سیاسی دارند، دوست ندارم. داستان‌های سناپور واقعی‌تر و بی‌طرفانه‌تر است به گمانم!
۲۰:۰۸ ۱۳۸۸/۰۳/۰۵ یعنی واقعا شما با این برنامه های به شدت کلی میر حسین قانع می شوید؟ مثلا : تغییـر رویکرد به مقوله فیلترینگ در اینتـرنـت به منظور تامین آزادی بیان و حفظ حـریم شخصی افراد ..
من شخصا این را اصلا نمی فهمم.رویکرد؟کدام رویکرد؟نتیجه ی این تغییر یعنی چه؟ حفظ حریم خصوصی چه معنایی دارد؟ایا حریم خصوصی جامعه را هم شامل می شود؟ مگر همین اقای احمدی نژاد هم نمی گفت تلاش دارد که حریم خصوصی را حفظ کند؟ بعدا کاشف به عمل آمد که ایشان وبلاگ هایی را که همه ی ملت می توانند بخوانند را حریم خصوصی نمی دانند و بنابراین نویسندگان آن مسئول تمامی حرف هایشان هستند ! شاید جناب میر حسین هم همین دیدگاه را داشته باشند؟ چطور می تواند دیدگاهی واضح و قابل اعتماد داشته باشد وقتی هم خاتمی(اصلاح طلب) هم رفسنجانی(محافظه کار ) و هم ناطق نوری (اصول گرا ) پشت او هستند؟ چطور می توان به چنین شخصیت مبهمی اعتماد کرد؟
۲۱:۱۵ ۱۳۸۸/۰۳/۰۵ شنیده بودم حسین سناپور دفتر شعری دارد و در هزارتوهای ارشاد لنگ گفتن مجوز است،اما شعری ازش نخوانده بودم...مرسی به خاطر شریک کردن ما در لذت خواندن این سطرها
۲۰:۰۴ ۱۳۸۸/۰۳/۰۶ آب اگر راکد بماند چهره اش افسرده خواهد گشت وبوی گند میگیرد .(شفا)
عزیز از ماندن دایم شود خوار.(دقیقی)
زندگی برگردنت افتاده،شاد باید زیستن نا شاد باید زیستن .(بیدل هندی )
بنظرم موسوی لباس مردانه پوشیده .
با توجه بحضور لاشخورها دراطراف بهتر است ملت تا دیر نشده بخود بیاید.
۱۲:۴۰ ۱۳۸۸/۰۳/۱۰ به داستان نويسي ادامه بدهيد لطفاً

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.