بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

دو سه سالی ست که به‌جز شنبه‌های همیشه‌بد، چهارشنبه‌ها هم روز بدی شده؛ به‌خصوص عصرهایش. خبر توقیف کارگزاران را که می‌‌شنوم، ماسک بر دهان و چشم بر آسمان، در سکوتی نفس‌گیر از اندیشه‌ی آینده به خانه می‌رسیم. بازی با پسرم هم امشب بی‌فایده است؛ ذهنم را آسوده نمی‌کند. ساعتی ست باران گرفته. خانه خاموش می‌شود و آرام. به نهج‌البلاغه پناه می‌برم. در گوشه‌ی اتاقم روی زمین می‌نشینم و زیر صدای چک چک قطره‌هایی که از باریکه‌ی کنار کانال کولر بر کف اتاق فرو می‌افتند و نوید فردایی شاید پاک‌تر را می‌دهند، شروع به خواندن می‌کنم. خطبه‌ی ۱۲۹ نگه‌ام می‌دارد:

بندگان خدا! شما و آن‌چه از این دنیا آرزومندید، مهمانانی هستید که مدتی معین برای شما قرار داده شده. بدهکارانی هستید که مهلت کوتاهی در پرداخت آن دارید. و اعمال شما همگی حفظ می‌شود. چه بسیارند تلاشگرانی که به جایی نرسیدند و زحمتکشانی که زیان دیدند. در روزگاری هستید که وبی به آن پشت کرده و می‌گذرد. و بدی به آن روی آورده، پیش می‌تازد. و طمع شیطان در هلاکت مردم بیش‌تر می‌شود. هم‌اکنون روزگاری ست که ساز برگ شیطان تقویت شده، نیرنگ و فریب‌اش همگانی، و به دست آوردن شکار برای او آسان است. به هر سو می‌خواهی بنگر. آیا جز فقیری می‌بینی که با فقر دست و پنجه نرم می‌کند؟ یا ثروتمندی که نعمت خدا را کفران کرده و با بخل ورزیدن در ادای حقوق الهی، ثروت فراوانی گرد آورده است؟ یا سرکشی که گوش او از شنیدن پند و اندرزها کر است؟

و باز می‌خوانم تا به نامه‌ی علی (ع) به مالک اشتر می‌رسم:
مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده، و با همه مهربان باش. مبادا هرگز چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی. زیرا مردم دو دسته‌اند، دسته‌ای برادر دینی تو و دسته‌ی دیگر همانند تو در آفرینش‌اند. اگر گناهی از آنان سر می‌زند یا علت‌هایی بر آنان عارض می‌شود، یا خواسته و ناخواسته اشتباهی مرتکب می‌شوند، آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر، آن‌گونه دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد...

قطره‌ای نمی‌چکد. گوش تیز می‌کنم. از پشت پنجره صدای باران نمی‌آید. امروز که فردای چهارشنبه‌ای دیگر است، یک روزنامه‌ی دیگر منتشر نمی‌شود. کاش این هوای آلوده قدری پاک می‌شد...

شاید مرتبط: [+ و + و + و + و + و +]


نظرات خوانندگان
۰۴:۵۱ ۱۳۸۷/۱۰/۱۲ خوابگرد عزیز، این روزها خیلی فکر می کنم که در آشوب ارزشهای مذهبی چه ارزشهایی در این موارد باید مرجع قرار گیرد. کلام امام علی جای خود اما به نظرم کار حسابی بیخ پیدا کرده است. باید به دامن ارزشهای دیگری آویخت که هنوز می تواند ما را تکان دهد. این ارزشها که در نهج البلاغه هست سالها ست که مصادره شده است. ارزشهای مصادره نشده مان کجاست؟
۱۰:۲۸ ۱۳۸۷/۱۰/۱۲ کاش....(این کاش خیلی معنی ها داره ها. دست کمش نگیرین!)
کلا برا وضعیت ایران خیلی کاشها هست که میشه گفت.
۱۵:۲۷ ۱۳۸۷/۱۰/۱۲ سی سال است کهتمام روزها بدون استثنا روزهای بدی هستند
۰۲:۰۸ ۱۳۸۷/۱۰/۱۳ hossein عزیز سی سال نیست. دست کم از زمانی که اولین مهاجران ایرانی بعد از عصر رنسانس و انقلاب صنعتی، به اروپا مهاجرت کردند بعدش اومدند به مردم گفتند ما در وضعیت بدی هستیم. حالا قبل از اون دیگه بماند.
خدا بیامرزه ملکم و طالبوف و آخوند‌آزاده و کرمانی رو.
۱۶:۵۶ ۱۳۸۷/۱۰/۱۳ 1 هفه تا امتحانات پایان ترم باقی مونده، این روزها سعی می کنم با دنیای پیرامونم چندان آمیخته نشم، 15 سال دارم درس میخمونم هیچوقت تا ین حد نسبت به درس تنبلی نکرده بودم..
بگذریم اینارو گفتم که به الان، جمعه13 دی ماه،غزه،سال جدید میلادی ، ماه فروغ ،شاه و ...
برسم.4 شنبه از دانشگاه رسیدم خونه با کلی انرژی که این روزها با التماس از خودم برای درس ها قرض گرفتم ،برادرم گفت کاگزاران بسته شد؟
رفتم نت
همه سایت ها یک صدا داد میزدن اره ه
سعی کردم موقعیت رو عادی ببینم
تا رسید به امروز
خوابگرد متن زده
دوستان دیگه
همه داد می زنن بازم قفل؟
چقدر بی خاصیتم من
آره
سکوتی نفس گیراز اندیشه‌ی آینده و اکنون
یه خواب عمیق
مرد مختصر
۲۳:۳۴ ۱۳۸۷/۱۰/۱۳ سلام اينروزها نفس همه به شماره افتاده . اگر خودت از نفس نيافتي تو را از نفس خواهند انداخت . من هم در وبلاگم مطلبي نوشته در همين باب ،بستن روزنامه كارگزاران ، خوشحال ميشم نظر شما را بخوانم
۱۴:۵۲ ۱۳۸۷/۱۰/۱۴ ای ننگ بر زیستن در سرزمینی که برای ذکر علی گفتن باید احساس شرم کنی...
شما را نمی گویم سید...
حرف از این همه [...] است که دسته های عزاداری از کنارشان می گذرند. به عشق بخشش و بخشایش شاید.
قسم به نام علی که ذکر علی کردن در این روزگار دارد کفر می شود.
مواظب چهارشنبه هایتان باشید! باز شما در خلوت خانه تان، احساسی دارید که هنوز به خیلی چیز ها آلوده نشده.
۲۰:۲۳ ۱۳۸۷/۱۰/۱۴ من هم دلم گرفت از بسته شدن روزنامه‌ای دیگر، به ویژه روزنامه‌ی خوبی چون «کارگزاران» که نظیرش را دیگر در این شرایط بعید می‌دانم بشود پیدا کرد. «کارگزاران» به نظر من از هر نوع محافظه‌کاری به دور بود و به معنای واقعی کلمه «روزنامه» بود. اما از بابت این که با دیدن پست‌های جدیدی در این وبسایت احساس کردم کسالتتان برطرف شده، خوشحالم. مدتی نه چندان کوتاه، آخرین پست وبسایتتان «حس‌های سه‌نقطه‌ای» بود که فکر می‌کنم مربوط به دوران کسالتتان بود. امید که همیشه تندرست باشید.
۱۹:۰۲ ۱۳۸۷/۱۰/۱۶ یا علی کجایی که ببینی ما به جایی رسیده ایم که معظل فقیر ثروتمندی به حاشیه رفته و مشکلات توقیفی معظل اصلی مان شده .
کجایی که ببینی حاضریم گرسنگی بکشیم ولی نوشته هایمان را چاپ کنند ...البته میدانم زمان شما هم بهتر از این نبود . اصلا چرا جای دوری برویم همان کاری را عمر و ابوبکر و عثمان با احادیث پیامبر میکرد ، الان دارند با نوشته های ما میکنند .
برایتان چهارشنبه های تعطیل و شنبه های خوب آرزو میکنم .
یا علی مدد
۰۶:۳۶ ۱۳۸۷/۱۰/۱۸ دیگر عادت کرده ایم، خودشان هم این را فهمیده اند!
۱۸:۰۳ ۱۳۸۷/۱۰/۲۰ هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...
۱۵:۵۴ ۱۳۸۷/۱۰/۲۲ سلام آقای شکراللهی. احساس میکنم نسبت به روزهای اولی که باهاتون آشنا شدم کم کارتر شدید. چرا؟ مطالبتون کمتر شده و خسته به نظر میآیید. نگرانم.

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.