بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

وارد شدن حتا یک نفر از اصلاح‌طلبان به مجلس هشتم با «رأی من»، با همه‌ی نقدهایی که به ایشان دارم، برای من بسیار مهم‌تر از «پیش‌نمایش» اقتدارگرایان در بررسی صلاحیت‌ها، و بسیار مهم‌تر از تعبیرهای «بی‌ربط» و «بیهوده»‌ی ایشان از «رأی دادن» من است.

برای این که یک پست صرفاً سیاسی ننوشته باشم، حکایتی را که امروز در گلستان سعدی می‌خواندم، این‌جا می‌آورم. البته کاملاً آشکار است که این حکایت هیچ ربطی به هیچ چیز ندارد و فقط به سعدی علیه‌الرحمه مربوط است!

گلستان سعدی، باب اول، در سیرت پادشاهان، حکایت ۲۱، تصحیح دکتر محمد خزائلی
مردم‌آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجال انتقام نبود. سنگ را نگاه همی داشت تا زمانی که مَلک را بر آن لشکری، خشم آمد و در چاه‌اش کرد. درویش اندر آمد و سنگ بر سرش کوفت. گفتا: تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی؟ گفت: من فلان‌ام و این همان سنگ است که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت: چندین روزگار کجا بودی؟ گفت: از جاه‌ات، اندیشه می‌کردم، اکنون که در چاه‌ات دیدم، فرصت غنیمت شمردم.

ناسزایی را که باشد بخت یار | عاقلان تسلیم کردند اختیار
چون نداری ناخنِ درنده تیز |  با ددان آن به، که کم گیری ستیز
هرکه با پولاد بازو پنجه کرد | ساعدِ مسکینِ خود را رنجه کرد
باش تا دستش ببندد روزگار | پس به کام دوستان مغزش برآر


نظرات خوانندگان
۰۳:۰۴ ۱۳۸۶/۱۲/۲۳ کاش به همین راحتی خواندن حکایت گلستان بود. نوشته ام که آچمز شده ایم. حرکت کنیم؟ حرکت نکنیم؟ سعدی - علیه الرحمه - حکایتی در خور حال ما دارد؟!
مگر این گره را عرفان محی الدین بگشاید، یا تیغ هلاکوخان!
۰۴:۰۲ ۱۳۸۶/۱۲/۲۳ بسیار از این‌که رای می‌دهید و دیگران را نیز تشویق می‌کنید، خوش‌حالم... "تحریم"ای‌ها همان‌هایی خواهند بود که این مملکت را به جهالت برده و خواهند برد...
۱۴:۳۳ ۱۳۸۶/۱۲/۲۳ منم موافقم که باید رای داد. کاملا با مطلب و نظرت موافقم .
۱۴:۵۱ ۱۳۸۶/۱۲/۲۳ من هم... اصلن ولش كن!
۱۵:۰۶ ۱۳۸۶/۱۲/۲۳ mitarsam omre maa ghad nade va ruzi ke ruzegaar daste unhaa ro bebande maa nabashim !!!
۱۶:۳۶ ۱۳۸۶/۱۲/۲۳ درویش را اگر مجال انتقام نبود, حال و قال ِ ... هم نبود! بود؟!
۱۹:۰۵ ۱۳۸۶/۱۲/۲۳ متأسفانه با شما موافقم!
۲۰:۴۱ ۱۳۸۶/۱۲/۲۳ اصلاً موافق نیستم !.. رأی نمیدم !... تفاوت قابل توجهی بین تنها دو گروه موجود سیاسی کشور نمی بینم ... 3 با رأی دادم بسیار پشیمونم !...
۲۰:۴۲ ۱۳۸۶/۱۲/۲۳ مبادا نگاه انتقادی به کنش انتقامی میل کند!
۲۲:۴۵ ۱۳۸۶/۱۲/۲۳ دوست عزیز جناب آقای شکراللهی
شما دروغ می گویید که اصلاح طلبید و حتی اگر به اصلاح طلبان رأی هم بدهید، باز هم اصلاح طلب نیستید زیرا:
* شما نظرهایی را که برخلاف میلتان باشد از این سایت حذف می کنید و بدین ترتیب مانع از انتقاد از خودتان می شوید. حکومتگران ما مدتهاست که دقیقاً همین کار را می کنند و اصلاح طلب هم نیستند.
* شما از محفل خاصی حمایت می کنید و همراه با سایر هم محفلی هایتان دیگران را تخطئه می کنید. شما کارهای خودتان و دوستانتان را توجیه می کنید و دیگران را تخطئه. با این حساب، کار شما نوعی باندبازی است. اگر اینطور نیست چرا انتقاد از آقای محمدخانی و جلساتش را برنمی تابید؟
۰۰:۰۴ ۱۳۸۶/۱۲/۲۴ من هم رای می‌دهم چون به جز رای دادن راه حل دیگری برای پیشرفت دموکراسی در ایران نمی‌بینم. من رای می‌دهم چون ایران در وضعیت خطرناکی از لحاظ بین‌المللی قرار گرفته و من می‌خواهم در حد توانم مانع از گسترش قدرت تندروهای اقتدارگرا شوم. من رای می‌دهم چون نگران این هستم که یک مجلس یک‌دست اقتدارگرا قوانین جدید وضع کند که برای همیشه این شعله کوچک «جمهوریت» را هم خاموش کند. من رای می‌دهم چون اصولا اعتقادی به دست روی دست گذاشتن و ناله کردن ندارم، حتی اگر شانس موفقیتم کم باشد.
۰۰:۰۴ ۱۳۸۶/۱۲/۲۴ من هم همین تصمیم رو گرفتم.
راستی، یه حکایت دیگه هم هست که آخرش این‌جوری تموم می‌شه: ... و شیخ پس از آن سال‌ها با عزت بزیست!
۰۰:۴۶ ۱۳۸۶/۱۲/۲۴ برای از دست ندادن حقوق حداقلی خود اقدام کنیم.
۰۲:۰۹ ۱۳۸۶/۱۲/۲۴ سلام. دریغ که گاهی انتخاب های ما سنگین است. چقدر از سر اضطرار است. موافقم با نظرتان اما متاسفم که ...
۰۷:۲۰ ۱۳۸۶/۱۲/۲۴ آقای سعید توکلی عزیز: جای آدمها و حکومتها را با هم اشتباه گرفته ای. بدیهی ترین حق ما حمایت از محفل خودمان(نظر من و همفکرانم) است. مهم این است که حاکم از نظر من به ضرر شما حمایت نکند.
۱۲:۰۷ ۱۳۸۶/۱۲/۲۴ سلام. من هم رای می دهم تا انتخابم موثر باشد.
۱۲:۳۵ ۱۳۸۶/۱۲/۲۴ شدیدا موافقم
امیدوارم مردم از دو-سه تا انتخابات گذشته درس گرفته باشن که فکر نکنم گرفته باشن!
امیدوارم...
۱۵:۱۶ ۱۳۸۶/۱۲/۲۴ اما من دیگر مدتهاست که به انتخاب بین بد و بدتر اعتقادی ندارم!
۱۵:۱۶ ۱۳۸۶/۱۲/۲۴ - رای میدهم : با پلوخوری ترین لباسم : با شاداب ترین کراوات- به شلوغ ترین مرکز رای گیری نزدیک خانه میروم و رای میدهم.
- چند دقیقه وقت هم برای این آب و خاکم( حتی به اشتباه احتمالی-چه میدانم؟) : مدیونش هستم : چه عیبی دارد ؟ :
- ب - الف :
۱۹:۱۷ ۱۳۸۶/۱۲/۲۴ - آشتی ملی با سماجت دوست داشتن :
رای, لغت و بیان است – و ما : همان ملت فرهنگ دهه 50 هستیم؟ که صدایمان به بالاها نمیرسید :
لال نباشیم و رای دهیم :
۱۹:۲۸ ۱۳۸۶/۱۲/۲۴ پیام خصوصی : با سلام : ناشی اینترنتی هستم : پیام اولی فرستادم ولی چاپ نشده : با چنین مضمونی : نقد اپوزیسیون ها :
-- پیام دوم نیز ابتر شده است : و البته اعتراضی ندارم : ولی حکمتش را نفهمیدم :
-- بهرحال : ممنون و موفق باشید : (زنده باد شما).
: ب الف 86-12-24 ساعت 6.5 عصر
۰۳:۱۰ ۱۳۸۶/۱۲/۲۵ ... poste banamakist
۰۳:۳۵ ۱۳۸۶/۱۲/۲۵ راي دادن حق شماست و حق هر کس محترم است اگر حقي به رسميت شناخته شود.
من راي نمي‌دهم. من به خود احترام مي‌گذارم و در نمايشنامه‌ي انتخابات شرکت نمي‌کنم.
من به "اصلاح طلبان"ي که مانند ديگر بازيگران اين نمايش معتقدند راي و حرف يک تن بالاي حرف يک ملت است راي نمي‌دهم. من به شخصيت خود احترام مي‌گذارم. من عروسک نمايش آقايان نيستم.
۱۲:۱۹ ۱۳۸۶/۱۲/۲۵ اعتراض را چگونه می توان نشان داد؟
من فکر می کنم یکی از ساده ترین راه ها رای ندادن است
بچه تر که بودیم قهر که می کردیم غذا نمی خوردیم
درست است که خودمان گرسنه می ماندیم اما...
شاید حالا هم اگر قهرمان طولانی شود مجبور شوند نازمان را بخرند تا غذاهایشان گند نزند!!!
۱۹:۲۵ ۱۳۸۶/۱۲/۲۵ چرا که رای ندهید بالاخره باید کسانی هم پیدا بشوند که از سنگسار و اعدام نوجوانان و به شکنجه کشیدن مردان و زنان میهن حمایت کنند اگر شما شرکت نکنید و تحریم نمایید که جمهوری اسلامی باید کاسه و کزه اش را جمع کند و برود بعد من نمی دونم باید خرج بعضی ها از کجا تامین بشه!!!! پاینده باد ایران و ایرانی که در مقابل ستم و ظلم می ایستد ننگ بر[...]
۲۱:۱۰ ۱۳۸۶/۱۲/۲۵ -رعنا خانم فکر میکند خودش قهر کرده است ولی شاید به قهرش انداخته اند :
رعنا که قهر کند خرج و دردسر هم ندارد و …( تکنیک باصرفه والدین چوپان)
و مثلا تلوزیون در این سالها تشویق به رای میکرده یا دقیقا بالعکس ؟؟؟؟!!!!( ساده است : زبان طوطیا را بخوانید) .
- رعنا خانم , خارج از دور و بازی اند : رعنا اولا { نیست}, تا دوما اعتراضی باشد یا نباشد.
ب - الف : 25-12-86
۱۱:۰۳ ۱۳۸۶/۱۲/۲۸ رای دادم ولی حالا می فهمم اشتباه کردم. نه بخاطر اینکه نبردیم و از 30 به پائین شدیم. به خاطر اینکه احساس توهین شدگی می کنم اینکه ازم بهره برداری شد بازی خوردم احمق فرض شدم و هر کاری دلشون می خواست باهامون کردن. دیدید قیمت بنزین رو فردای انتخابات اعلام کردن. دیدید تعطیلی 9 نشریه رو بعد از انتخابات اعلام کردن. دیدید تعطیلی مدارس رو بعد از پایان رای گیری اعلام کردن... چقدر احساس توهین می کنم اونقدر که حتی دستم به نوشتن نمی ره و دلم می خواست می تونستم از این مملکت برم. امروز وقت صلح امام حسن نیست مثل امام حسین باید خونمون ریخته بشه تا بمونیم
۲۱:۴۷ ۱۳۸۶/۱۲/۲۸ - فروغ شاعر : {دلم برای باغچه میسوزد} :
- {ج م} ِ عزیز ؛ آیا ما پیروز محض این انتخابات نبودیم ؟ ( خداوکیلی- با هرجور حساب - بسیار ساده است) :
-» ما در بازی بودیم( نخودی بودن نمکش است؟ : چرا جوش میزنید عزیز؟- و مثلا اهمیتی ندارد اندک اشتباهی در تعیین صلاحیت یا شمارش) :
-»» مقایسه ای نمایید آن ملیونها ملس بی رای را- با خودتان( : جشن گرفته اند-جشن مدام سی ساله ؟ چه روهایی؟) . نکته ام , روشن و واضح نیست ؟
-»»» 5 مطلب نیز نوشته ام در : { http://forum.hammihan.com/showthread.php?t=13416&page=8 } :
-»»»» ( ساده تر و پس : روشنتر است( متوسطا حدود 3 سال از شما جوانترند-19 سال) ) :
--»» نکته : همیشه به پیش بینی هایم در انتخابات مفتخر بودم ولی ایندفعه را کور خواندم : چون مطمئن بودم که هر 30 نفر تهرانمان یکضرب انتخابند(شناسنامه ام شاید جای مـِهری ندارد- و اصلا سردر نمی¬آورم که این چندتا اصلاحطلب مزاحم سمج در این لیست مانده , چه میکنند؟ :) :
_____
--»» و اما در مورد غرور ها مان( توهین شدگی) : هه !
--»»» نکته : یک مشکل اصلی نویسندگان کامنتهای سایت , این است که بسیار… بسیار بیش از اندازه خودشان را {مهم-عظیم} حساب مینمایند؟
--»»»» ( : بازی عاقلان است و- ما روشنفکران عملا هیچوقت{موجود نیستیم-تاکید}- پس چرا ناله ؟ ).
--»»»» سیاست که خانه خاله نیست – توهی شدگی از چی؟ همین اینترنت بازی نیز شاید تخته گردد :
-»»»» بقیه نکات ساده ام احتمالا در عنوانی از وبلاگ خودم( : فقر فرهنگی ما روشنفکران) (: اینجا استعدادش نیست ).
- یک رای دهنده مفتخر - محترم . : موفق باشیم .
۱۸:۱۹ ۱۳۸۶/۱۲/۲۹ انتخابات زندگی :
نتیجه ای برای چند کامنت قبلی ام , در این بحث( اینجا و :www.forum.hammihan.comدر تالار سیاست- انتخابات-صفحات آخر ) :
وجدان اجتماعی : چقدر راحــــت یـا مفـتــخـر هستیم از رای ندادن های سالهامان ؟
________________
از سایت ابطحی : 23-11-86 : غــرور تحریم :
{ ... در فرانسه می‌گويند كسی كه هر انتخاباتی را تحريم كند، فقط ۲۴ ساعت احساس غرور و پيروزی فوق العاده ای می‌كند، ولی بعد از آن كه نتيجه انتخاب نكردنش را در عرصه اجتماعی حس می‌كند، آن غرور و پيروزی فرو می‌ريزد ......} .
__________________
زندگی زیباست- ساده- مهربان است زندگی :
۱۵:۱۲ ۱۳۸۷/۰۵/۱۴ سلام
خوب بار قبل من رای ندادم ومیدانم خیلیا مثل من بودن!!!؟
رو این حساب بعضی وقتا احساس میکنم که واقعا نباید از چیزی هم ناراضی باشم وناراحت!!!
اما اگه دفعه بعدی باشه وما هم !!.حتما شرکت
خواهم کرد .هر چند اصلا دوست نداشتم
تو هیچ انتخاباتی شرکت کنم!!؟
ممنون همه ایرانی ها میشم که در در بقیه
انتخابات .شرکت کنن
۱۵:۴۰ ۱۳۸۷/۰۵/۱۴ بازم سلام
ببخشید من از کلمه ما در ایمیل قبلی خودم استفاده کردم!!
خوب من خاک پای همه هموطنای عزیزم هستم و به عنوان یک در خواست از ادمی
که فقط هم وطناش داره درخواست کردم
ایشاالله که همه زنده باشن وسلامت و خدا
هم عمر به منم بده که تا اونموقع باشم

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.