بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
عکس‌آن‌لاین دوشنبه

برخی آشنایان
پنجره پشتی
یادداشت‌های ادبی محمدحسن شهسواری

چنگی بر چند حکایت
خبر لغو مجوز چاپ پانزدهم رمان یگانه‌ی «نیمه‌ی غایب» در شهر پخش شده و من توان رفتن به سمت تلفن و زنگ زدن به «حسین سناپور» را ندارم.  



هفتانک

پیشنهاد

سایت‌ها
هفتان دوات ۳۰نما جن و پری زمانه بی‌بی‌سی پارسیک تابناک اعتماد کارگزاران روزنا جام‌جم همشهری بالاترین کارگاه هنر عکاسی مگیران ایران کیهان بلاگ‌نیوز حیاتِ نو

سایت‌های دیگر
انسان‌شناسی و فرهنگ رخداد مرور ماندگار فیروزه ۷سنگ فروغ قفسه کافه داستان دیباچه نصور آتی‌بان

دهه‌ی شستی‌ها به طرز باورنکردنی‌ای، پیش‌بینی‌ناپذیرند و با همین خصلت، دهان دهه‌ی پنجاهی‌ها را نه یک بار که چند بار، با دقتِ کامل و در کم‌ترین زمان ممکن سرویس می‌کنند. اگر یکی از آن‌ها تا کنون چنین نکرده، منتظر بمانید، حتماً آن یکی هم خواهد کرد!

توضیح: حدودِ یک سال است که با پدیده‌ی عجیبی دست و پنجه نرم می‌کنم که اسم‌‌اش را گذاشته‌ام «دهه‌ی شستی»؛ خصلت‌های مشترکِ متولدان دهه‌ی شست. حدود یک سال است به رفتار ایشان حساس و دقیق شده‌ام، از این رفتار آن‌ها ضربه‌های سهمگین و ناسهمگین خورده‌ام و اعتمادم را روز‌به‌روز به ایشان بیش‌تر از دست می‌دهم. حدود یک سال است این کلمه در دهانم افتاده، به قدری که دیگر دوستان و نزدیکانم هم از آن استفاده می‌کنند. زین پس، گاهی فقط یکی دو خط در باره‌ی ایشان به شکلی که در بالا خواندید، خواهم نوشت. شاید به درد کسی نخورد، ولی به درد خودم می‌خورد بسیار!

واکنش‌ها:
:: جلال سمیعی: سیدجان؛ بی‌خیال تربیتِ ما شو!
:: حمیدرضا علاقه‌بند: سیدجان، مشکل دهه‌ی شستی‌ها، معرفتِ نداشته است.
:: فؤاد (راه من): ما دهه‌ی شستی‌های لعنتی
:: آقای تایمز: محصول آميزش شتابزدگی دنيای مدرن و آشفتگی و دنيای هاج و واج پس از انقلاب
:: الف‌با: ما شستی‌ها به متلک عادت کردیم
:: اراجیف مزمن: دهه‌ی پنجولی‌ها

:: وهم سبز: آقای شکرالهی عزيز!
شما جزو معدود کسانی بوديد که اين نسل بيچاره را ننواخته بوديد که شما هم نواختيد. دست‌تان درد نکند. اما اين را يادتان باشد که همه‌ی نسل‌ها با نسل‌ قبل و بعد از خودشان چنين رفتاری دارند. من نمی‌دانم چرا اين اختلاف و حتا خصومت به وجود می‌آيد. بدون شک عوامل جامعه‌شناختی و روانشناختی پيچيده‌ای دارد. اما يک چيز را می‌دانم. اين ستيزه‌جويی نسبت به نسل دهه‌ی شست از همه‌ی نسل‌ها بيش‌تر است. شايد چون اين نسل به اقتضای دوره و جامعه‌ای که در آن بزرگ شده، پيچيدگی‌های عجيب و شايد وحشتناکی دارد. اين را همه‌ حتا من متولد ۶۴ هم می‌فهمم و قبول دارم. من فکر می‌کنم تا دهه‌ی شستی نباشيد، نخواهيد فهميد بر اين نسل چه گذشت. شما را به خدا فکر نکنيد می‌خواهم آه و ناله کنم که نسل‌های قبل با ندانم‌کاری‌هايشان ما را بدبخت کردند. آن هم مسئله‌ی ديگری‌ است. ولی حرف من اين‌ است که اين نسل به هر دليلی زندگی تباه‌شده‌ای را پيش رو می‌بيند. و تباه شد‌گی را بدجوری دارد مزه مزه می‌کند.

اما... دليل اصلی ستيزه‌جويی اين نسل به نسل قبل از خود بدون شک جبهه‌گيری و طلب‌کاری شديد نسل‌های قبل از دهه‌ی شستی‌هاست. متأسفانه نسل‌های قبل معتقدند که چون انقلاب کرده‌اند و جنگيده‌اند و چه و چه و چه... ولی نسل جديد اين کارها را نکرده، پس نسل جديد حق آن‌ها را خورده و جوانی آن‌ها را دزديده و دارد مفت مفت در مملکتی که آن‌ها ساخته‌اند می‌خورد و می‌خوابد. من نمی‌دانم چرا همه فکر می‌کنند اين نسل جز خوردن و خوابيدن و مواد مخدر و سکس و این حرف‌ها هيچی سرش نمی‌شود. که حتا اگر هم نشود، بدون شک خودش مقصر نيست. مقصر کسانی هستند که آن‌ها را بزرگ کرده‌اند. هر کی از راه می‌رسد، چند کلمه‌ای بار اين نسل مفلوک می‌کند و می‌رود. انگار همه‌ی دنيا از اين نسل طلب‌کارند. آن‌قدر گفته‌اند که خودمان هم باور کرده‌ايم و به خودمان ۱۰۰۱ جور اتهام و انگ و وصله می‌چسبانيم. ممنون بابت اين عزت و احترامی که همه‌ی شما به نسل مثلا جوان مملک‌تان می‌گذاريد و هر روز اعتماد به نفس و غرورشان را بالا تر می‌بريد.



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.