خوابگرد - در جست‌وجوی سیما مافیها

بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

رمان‌های 



دانلود رایگان رمان‌های ملکوت


میم عزیزرمان «میم عزیز»
هفتمین کتاب و چهارمین رمان 
محمدحسن شهسواری . نسخه‌ی الکترونیک «میم عزیز» در آذرماه ۱۳۹۱ با ویرایش سیدرضا شکراللهی در خوابگرد منتشرشد.


برای دانلود و مطالعه‌ی مطالب مربوط به این رمان، 
ایـن‌جـا را کلیک کنید.




عروسک‌سازرمان «عروسک‌ساز»
نخستین رمان
مریم صابری  که نوشتن آن را در سال ۱۳۸۷ تمام کرد.

نسخه‌ی الکترونیک «عروسک‌ساز» در آذرماه ۱۳۹۰ در خوابگرد منتشر و از آن بسیار استقبال شد.

برای دانلود و مطالعه‌ی مطالب مربوط به این رمان، ایـن‌جـا را کلیک کنید.




برخی آشنایان
پنجره پشتی
یادداشت‌های ادبی محمدحسن شهسواری

ادبیات محفلی یا محافل ادبی
مصاحبه در مورد «محافل ادبی» و «ادبیات محفلی» ست که گویا بعد از سه چهار سال، برخی دوباره دوست دارند در موردش حرف بزنند.  



هفتانک

پیشنهاد

سایت‌ها
هفتان دوات ۳۰نما جن و پری زمانه بی‌بی‌سی پارسیک تابناک اعتماد کارگزاران روزنا جام‌جم همشهری بالاترین کارگاه هنر عکاسی مگیران ایران کیهان بلاگ‌نیوز حیاتِ نو

سایت‌های دیگر
انسان‌شناسی و فرهنگ رخداد مرور ماندگار فیروزه ۷سنگ فروغ قفسه کافه داستان دیباچه نصور آتی‌بان

بعید است کسی ترانه‌های «سيما مافيها» را نشنیده باشد، ولی درباره‌ی خودش چه می‌دانیم؟ شماری از خوانندگان آثار سنتی، بومی و ملی، در غبار زمان گم شده‌اند. یکی از آن‌ها «ناهید دایی جواد»، معروف به ناهید اصفهانی‌ست که از او در حدِ یک آلبوم بیش‌تر باقی نمانده و خیلی‌ها هم آن را نشنیده‌اند. او ترانه‌ی بسیار زیبایی دارد با نام «غروب کوهستان» که حدود دوازده سال پیش لالایی هر شبم بود و هنوز گاهی عجیب بر جانم می‌نشیند. به تصادف، از طریق یکی از آشنایانش فهمیدم که در آستانه‌ی شهرت، خوانندگی را رها کرد و به معلمی‌اش پرداخت و تا چند سال پیش هم در یکی از مدارس اصفهان هم‌چنان شاغل بود.

اما ترانه‌های سیما مافیها را همه‌ی ما شنیده‌ایم که مشهورترین‌اش ترانه‌ی «شب مهتاب» است که اگر این‌جا را کلیک کنید و بلندگوی کامپیوترتان روشن باشد، می‌شنوید. برای شنیدن ترانه‌های دیگر او هم به این‌جا بروید. بعد از تلنگری که امیرعباس ریاضی زد، زیر و بالای وب فارسی و انگلیسی را جست‌وجو کردم، ولی هیچ متن و خبری درباره‌ی او نیافتم. تا دل‌تان بخواهد ترانه‌هایش در وب دست به دست می‌شود، ولی دریغ از یک عکس، زندگی‌نامه، یک خبر از زندگی‌اش، اصلاً هنوز زنده است یا نه، در ایران است یا نه؟ هیچ... حتا دقیقاً نمی‌دانم از میان عکس‌هایی که در این صفحه می‌بینید، کدامش سیما مافیهاست؟ اصلاً در این تصاویر هست یا نه؟

چاره‌ای نماند جز این که در این جا از همه بخواهم هرچه درباره‌ی او، فعالیت، زندگی‌ و عاقبت‌اش می‌دانید و یا عکسی اگر از او دارید، همین جا بنویسید یا ایمیل کنید تا خانواده‌ای را از نگرانی برهانید!

نظرات خوانندگان
۲۳:۵۵ ۱۳۸۶/۰۵/۰۹ سؤالي را پرسيدي كه ۲۰ سالي است ذهن مرا هم مشغول كرده. خدا كند كسي پاسخي برايش داشته باشد و نشاني از صاحب آن صداي به‌يادماندني و البته اركستري كه با قدرت آهنگ‌ها را اجرا كرده، پيدا شود ...
۰۱:۱۰ ۱۳۸۶/۰۵/۱۰ چند سال پیش عکسی از سیما مافیها دیدم و فکر نکنم هیج کدوم از عکسهایی که بهشون لینک دادید مربوط به سیما مافیها باشه. تا اونجایی که یادمه خیلی جوون می زد، صورت گرد و بسیار زیبایی داشت، و موهاش هم فر بود.
۰۸:۴۸ ۱۳۸۶/۰۵/۱۰ سلام خوابگرد جان
ناهید دایی جواد را همچین ازش حرف می زنی انگار که دیگر نیست. ناهید دایی جواد هنوز هم در اصفهان تدریس خصوصی آواز می کند و بارها خواسته است که کنسرت بگذارد ولی نگذاشته اند. من هربار که می روم اصفهان می بینمش. کیوان قدرخواه که رفت مدتی در لاک بود . خبر دارم که بد نیست. روزگار می گذراند.
۱۷:۱۰ ۱۳۸۶/۰۵/۱۰ بعد می گویند چرانی فلانی گفته من فلانم و بهمان! این جا اگر هنرمند هنرش را در بوق نکند ،یکی نیست گوشش را تیز کند.
..
..
..
من این می گویم و دنباله دارد شب!
۱۲:۱۰ ۱۳۸۶/۰۵/۱۱ سلام سید جان!
چقدر دردناک بود این لینک آدم ربایی. با این که خواهر ندارم اما نمی‌تونم خودم رو نذارم جای برادری که خواهرشو با دست خودش داده به دست متجاوزا و فقط تونسته مبهوت بشه از این که جسم و روح و آبروی خواهرش اون‌قدر ارزش نداشته که پلیس مقتدر مملکت یکی از خودروهاشو راه بندازه....
هرچه‌قدر هم می‌گم هرچیز جای خود ولی باز یه وقتایی حرف فرهنگ و موسیقی علی رغم اهمیت همیشگیش برام، یک دفعه دور و پوچ و بی ربط و بی معنی می‌شه. تایید نمی کنم این حالت رو. این یه ضعفه، ولی فک می کنم چیزی که اتفاق افتاده و این بار باخبر شدیم ازش هم کم اهمیت نیست.
۱۴:۲۵ ۱۳۸۶/۰۵/۱۱ سیما مافیها از شاگردان کلاس خوانندگی بود که مرتضی حنانه در سالهای دهه پنجاه در رادیو ایران داشت، از جمله دیگر شاگردان این کلاس، هوشمند عقیلی، سروش ایزدی و بهرام گودرزی بودند. از سیما مافیها تنها یک آلبوم در سال ۱۳۵۷ بیرون آمد که محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. این آلبوم مجموعه ای از ترانه های سنتی بود که برخی از آنها، از جمله همین شب مهتاب که شما از آن یاد کردید یا ترانه هنگام می و دشت و چمن شد از عارف قزوینی با تنظیم یا آهنگسازی متفاوتی اجرا شده اند، تنظیم و سازبندی این ترانه ها بسیار زیبا انجام شده و نام تنظیم کننده را امیدوارم به یاد بیاورم تا بتوانم برایتان بنویسم.
۱۶:۳۶ ۱۳۸۶/۰۵/۱۱ آقا رضا مگر بيماري اعصابمان را خرد ميكني؟ دو سال است صفحه حوادث را نمي خوانم . خشونت هميشه همه جا بوده؛ حالا چرا ما بايد با خواندن اين جنايتها خودمان را اذيت كنيم؟ هنوز هم وقتي ياد كشته شدن اون دختر با بلوك بتي مي افتم اعصبم خط خطي ميشه . تو هم با اين لينك دادنت!
۲۳:۴۵ ۱۳۸۶/۰۵/۱۱ هیچ‌کدام از آن‌ها که در عکس هستند، سیما مافیها نیست. او قبلاً با اسم مستعار مرجان برای فرهنگ و هنر می‌خوانده که معروف‌ترین آهنگش:
من و تو کی ما می‌شیم، قطره قطره دریا می‌شیم
اگه که شب بگذره، روشنایی فردا می‌شیم
است.
این آهنگ حدوداً سال ۱۳۵۳-۵۴ منتشر شد و من آن‌را همان موقع از رادیو ضبط کردم. در آن سن چیزی از آهنگ نمی‌فهمیدم اما سال گذشته از برادرم خواستم که آن‌را برایم بفرستد. هنوز هم ترانه‌ی فوق‌العاده‌ای‌ست. یادم می‌آید که دو-سه‌سال از انقلاب گذشته بود که یک‌نفر از من درباره‌ی متن این آهنگ پرس‌و‌جو کرد و وقتی که گفتم خود آهنگ را دارم، طرف شوکه شد از این‌که توانسته آن را پیدا کند. او می‌خواست این ترانه را به عشق جدیدش تقدیم کند! از آن موقع بود که من پیام آهنگ را متوجه شدم.
حدود سال ۱۳۵۶ "کانون" دنبال کسی می‌گشت که آهنگ‌های قدیمی عارف و شیدا را با تنظیم جدید بخواند. ستار و هایده در ابتدا پیشنهاد شده بودند ولی آن‌ها به خاطر فعالیت‌هایشان در کاباره از لیست خط خوردند و به جایش مرجان انتخاب شد و کار را عالی انجام داد اما آلبوم درست در وسطِ آن اوضاع نابسامان بیرون آمد. در آن زمان، مرجان دیگر (بازیگری که بعدها خواننده‌ی بزرگی شد) فعالیت می‌کرد و مرجان قدیمی مجبور بود که با اسم واقعی‌اش، سیما مافیها، کار کند. سی‌بی‌اس آلبوم را با کیفیت بالایی ضبط کرد. پروژه‌های زیادی برای معرفی قدیمی‌ها به نسل جدید وجود داشت اما...
او باید یک‌جایی در این دنیای بزرگ باشد و احتمالاً برای خودش می‌خواند مثل خیلی از خوانندگان بزرگ. من فکر می‌کنم شما باید این موضوع را به یکی از این کانال‌های بی‌مصرف تلویزیونی (ماهواره‌ای) بکشانید. آن‌ها بعضی وقت‌ها از این کارها می‌کنند. یک‌مردی هم هست که در برنامه‌اش دنبال خواننده‌های فراموش شده می‌گردد. از او بخواهید.
امیدوارم که این‌ها کمک بکند و به زودی اخبار خوبی از سیما مافیها بشنویم.
۰۳:۲۸ ۱۳۸۶/۰۵/۱۲ سلام
اول اينكه بايد بگويم مطالب جالبي داريد استفاده كردم
بعد اش آنكه ديروز متوجه شدم ۲۰٪ بازديد هاي نشريه ما از سايت شما لينك شده . هم خواستم تشكر كنم هم اينكه اگه يه سري بزنيد خوشحال مي شم و هم اينكه بگم لينك شما رو در پيوند هام مي گذارم.
موفق باشيد.
۱۰:۳۱ ۱۳۸۶/۰۵/۱۲ اگر گمان می کنيد نظر اکاذيب است، لطفا آن را نشر نکنيد. من از يک راننده ی تاکسی چند سال قبل شنيدم که اعدام شده. در مورد تنظيم هم کاملن موافق ام. تنظيم بسيار درخشان است. از تنظيم های ديگر موجود کلاسيک تر بازخوانده شده. کيفيت واقعن خوب اش هم موجود است. خواستيد ندا بدهيد.
۱۲:۰۸ ۱۳۸۶/۰۵/۱۲ آقاي شكراللهي سلام!
اين لينك آخرين پيوند روزانه تون فيلتر شده! اگه يه لينك ديگه هست لطفا اون رو بذاريد! مطمئنا مطلبش جالبه (وصيت نامه لنكراني)
ياحق.
۱۲:۴۲ ۱۳۸۶/۰۵/۱۳ سلام، همیشه این کاست که از بچگی بهش گوش می کردم برام معما بوده. آقای علی رضا این آهنگ رو از کجا میشه پیدا کرد؟( من و تو ما نمیشیم..)
ممنون
۱۳:۳۶ ۱۳۸۶/۰۵/۱۳ سلام مثل همیشه مشتری مطالب زیبایتان هستم در این بازار تقلب کالای ناب خلوص را -گر چه مشتری اندک است و داد وستدش ممنوع و دارندگانش مجرم - خریدارم. که تازیانه جهل بر اندیشه اهل قلم سخت تر است از سوزانیده شدن عمر در کوره زندان استبداد . با توکل بر حق شمارا به فهرست دوستان افزودم تا به زنجیره اتحاد بر بی خردان چیره گردیم
۱۴:۰۴ ۱۳۸۶/۰۵/۱۳ سلام خیلی از شنیدن این آهنگ های قدیمی و با اصالت لذت بردم. خسته نباشی!
۱۵:۵۱ ۱۳۸۶/۰۵/۱۳ سلام. شايد باورتان نشود ولي داشتم ترانه شب مهتابش را زمزمه مي کردم که مطلب شما آمد. جايتان خالي پنجشنبه شب گذشته هم دعوت بوديم پيش دوستان که يکي از بستگان يه طور زنده با تار اين ترانه را اجرا کرد. ياد خانم مافيها گرامي.
۱۸:۳۷ ۱۳۸۶/۰۵/۱۳ با عرض سلام.
اينجانب مدت مديدي است كه با سايت شما آشنا هستم. سايتي همراه با مطالب زيبا و خواندني كه حاكي از وجدان كاري و اشتياق دروني است.
البته اين دفعه بابت لينكي كه به وبلاگ من داديد تشكر من را بپذيريد.
سيد مهدي توكل
وبلاگ آموزش زبان انگليسي آمريكائي
۰۸:۴۷ ۱۳۸۶/۰۵/۱۴ باز هم يک معرفی جديد برای کسانی که يک کم دور از مرکز زندگی ميکنند.
از موسيقی زيبا و صدای دلنشين و البته بيشتر دل انگيز سيما مافيها لذت بردم.
اميدوارم بلايی که با نامجو سرم اومد (مطالب وبلاگم يکی در ميون درباره نامجوست) تکرار نشه.
البته بلايی پربرکت بود.
۱۳:۳۰ ۱۳۸۶/۰۵/۱۴ مرجان (نمی‌دانم در چه سالی) با آقای علی‌محمدی (دوبلور) ازدواج کرد و بعدها طلاق گرفت.. اگر آقای علی محمدی را ديدم دوباره از ايشان سوال خواهم کرد....
....
سپاس از طرح اين موضوع...
۱۰:۳۳ ۱۳۸۶/۰۵/۱۵ استاد گرامي!
وبلاگ شما زير عنوان حاميان وبلاگ نظرسنجي فارسي لينک داده شد.
چنانکه تمايل به حمايت از اين حرکت داريد، لطفاً جهت گسترش اين حرکت و بالا رفتن تعداد نظردهندگان، به وبلاگ تخصصي نظرسنجي فارسي لينک دهيد.
با تشکر
۱۲:۰۳ ۱۳۸۶/۰۵/۱۵ سلام عمریست کز پیت دویده ام
وچون تو کس ندیده ام
قسم به عشق لحظه ای بمان
که من دگر بریده ام
جم-15/5/86 مشهد
بیا من نوشته ام منتظر نظر دوستانم[گل]
۱۵:۲۶ ۱۳۸۶/۰۵/۱۵ حاجی گفتم شاید ندونی که شرق توقیف شد!
۱۶:۳۳ ۱۳۸۶/۰۵/۱۵ درود!
آقا من نمي دونم چكار كنم!
حالا اگه شرق مصاحبه با ساقي قهرماني رو چاپ نمي كرد چيزي ميشد؟ مي دونن كه زمونه دست يه مشت قشري افتاده، ديگه چرا بهونه دستشون ميدن؟
فقط بايد گريه كرد!
ياحق.
۲۰:۰۱ ۱۳۸۶/۰۵/۱۵ یاد اون ایام که ما نبودیم واسه مون بخونه به خیر!!
۱۶:۳۷ ۱۳۸۶/۰۵/۱۶ ابراهيم حاتمي‌كيا فيلم‌ساز دفاع مقدس امروز شانزدهم مرداد ماه و در آستانه روز خبرنگار« رضا استادي» روزنامه نگار و وبلاگ نويس سينمايي ـ تلويزيوني را تهديد به شكايت كرد.
داوود عابدي وكيل اين فيلم‌ساز ارزشي روز گذشته با ارسال اظهارنامه‌اي براي اين وبلاگ نويس مدعي شد استادي با « انتشار خبري واهي و بدون دليل عليه شخصيت آقاي ابراهيم حاتمي‌كيا يكي از عناصر فرهنگي برجسته كشور سبب تشويش اذهان عمومي و تخريب شخصيت موكل شده و اين امر موجب بروز خسارات معنوي شديدي به شخصيت موكل شده كه به هيچ طريق قابل ترميم و اعاده نمي‌باشد».
۰۸:۱۸ ۱۳۸۶/۰۵/۱۷ آقای شکرللهی! کوکی ها ی ارسال خیلی سخت فعال می شود. هی باید چندین بار نیو ایمیج لود کنی تا یکیش بالاخره عمل کند!
۱۰:۰۹ ۱۳۸۶/۰۵/۱۷ سلام استاد چرا به روز نمیکنید؟
اتفاقی افتاده؟
۱۵:۱۱ ۱۳۸۶/۰۵/۱۷ نامه ای به مجتبا پورمحسن و ديگر به اصطلاح روزنامه نگاران: اقا مجتبی اشتباه و خطا از تو نيست! از سيستم روزنامه نگاری ايران است که مثل همه چيز اين مملکت در و دروازه و پايه و اساس ندارد. آخر برار جان اين دوستان روزنامه شرق يا همشهری يا راديو زمانه به تو و امثال تو که اصلن دوره روزنامه نگاری نديده ايد و نمی دانيد الفبای روزنامه نويسی و يک گفت و گوی روزنامه ای چيست چطور اطمينان می کنند؟ از من دلگير نشو اما قبول کن که چند سالی است هر که از عمه اش قهر می کند می رود با يک دو شاعر و نويسنده مصاحبه ای می کند و بعد اسم خودش را می گذارد روزنامه نگار. فرقی هم نمی کند که روزنامه اصلاح طلب يا راست و محافظه کار يا کارمند ورق پاره ای ننگين مثل کيهان باشد. پس برار جان اول یرو و حرفه ای را از پايه و اساس بياموز و بعد شروع به کار کن. نگاه کن در کشورهای ديگر روزنامه نگاری علم است و تحصيل و تجربه می خواهد. حالا تو امثال تو چه تحصيلی در اين رشته داشته ايد؟ معلوم است که وقتی کسی از اصول روزنامه نگاری به اطلاع باشد از اين «شاهکارها» هم انجام می دهد. در اين خرااب شده عذر و بهانه هم که زياد است. اينکه بگوييم مرتضوی دنبال بهانه بوده عذر بدتر از گناه است. تو اگر پيش از مصاحبه مخاطبت را می شناختی و آثارش را خوانده بودی و مجله اينترنتی را که سردبيری می کند نگاهی کرده بودی (تمام اينها از مقدمات بديهی کار روزنامه نگاری حرفه ای است) با آگاهی و اطلاع کافی به سراغ طرفت می رفتی. نه اينکه حالا که کار از کار گذشته بگوئی نمی دانستم، نمی شناختم، پيدا نکردن. اينها همه نشان از غيرحرفه ای بودن و سهل انگاری تو دارد. اميدوارم از من دلگير نشوی و کمی تأمل کنی به اين چند سطری که از روی دلسوزی برايت نوشتم. موفق باشی
۱۷:۱۰ ۱۳۸۶/۰۵/۱۷ آه دکتر حسین پاینده بود که دامن شرق و شرقیها را گرفت. شرق جدید، به سردبیری احمد غلامی، در همان شروع کار دکتر پاینده را فردی منحرف و مفعول معرفی کرد. این قضیه فقط حدود دو ماه پیش بود. حالا دیدید که چطور خود شرق با اتهام انحراف و مصاحبه با یک شاعره ی منحرف تعطیل شد؟ مصرََع:
ای کشته که را کشتی تا کشته شدی باز
۱۸:۱۶ ۱۳۸۶/۰۵/۱۷ نميدونم به بيکافسکی علاقه داريد يا نه ولی يکی از داستانهای کوتاهش رو يکم دست کاری کردم .(گفته بودم فقط يکم) .اگه دوست داشتيد بخونيد.
مصاحبه ای است با او.......
۲۱:۱۲ ۱۳۸۶/۰۵/۱۷ جناب شكرالهي
ممنون از لينك قشنگتون.
من خودم سيما مافيها رو نمي شناختم ولي عجيب اين آهنگ را بارها شنيده بودم. براي من جالب بود
۱۸:۵۸ ۱۳۸۶/۰۵/۱۸ در سیاست اول هدف را تعیین می کنند و بعد وسیله را . هدف نعیین شده بود: توقیف شرق! اینقدر وسیله بودن همدیگر را توی سر هم نکوبیم.
۰۰:۵۶ ۱۳۸۶/۰۵/۲۱ استاد كتاب شاهد بازي در ادبيات فارسي را ممكن است در بخش ضد سانسور قرار دهيد؟ توسط يكي از استادان ادبيات توصيه شده اما متاسفانه چون خيلي زود پس از انتشار جمع آوري و توقيف شده به هيچ وجه يافتنش امكان پذير نيست.
۲۰:۳۰ ۱۳۸۶/۰۵/۲۱ گوش شيطان کر / تلويزيون سيما در فيلم ملاقات با والدين از لغت سينه ( به جای پستان) و البته به جای عضو شير دهی استفاده نمود ....
۲۰:۳۳ ۱۳۸۶/۰۵/۲۱ استفاده نمود ! را خوب نوشتيم /دلمان خواست.
۱۲:۱۱ ۱۳۸۶/۰۹/۰۷ من داشتم دنبال تصنیف هایی از سیما مافیها می گشتم که به مطلب شما برخوردم، و البته به یه مطلب دیگه درباره سیما مافیها. به این نشانی سری بزنید:
http://www.iranold.net/Singer/Sima%20Mafiha/Marjan-Mna%20To%20Ki%20Ma%20Mishavim.htm
۱۷:۲۵ ۱۳۸۷/۱۱/۱۳ فداي مرجان بشم چقدر خوشگل است اين خانم عين حوري است
۱۳:۴۷ ۱۳۸۸/۰۵/۱۴ سیما مافیها
سیما مافیها در سال 1328 در تهران به دنیا آمد. از بهترین شاگردان مرتضی حنانه بوده و همکاری با رادیو را از سال 1346 آغاز کرده است. در ابتدا نام مستعار مرجان را برای خود انتخاب کرد اما بعدها در اوایل دهه‌ی پنجاه، هنگامی که یک مرجان دیگر وارد عرصه‌ی موسیقی ایران شد، وی با نام واقعی خود به خوانندگی ادامه داد.
از سال 1347 و با آغاز به کار تلویزیون وی همکاری با این رسانه را آغاز کرد و از نخستین خوانندگانی بود که در تلویزیون به اجرای برنامه پرداخت. سیما مافیها تا سال 1353 بیش از 25 ترانه اجرا کرد. در فاصله‌ی سال‌های 53 تا 56 از فعالیت های هنری کناره گرفت ولی در سال 56 با آمدن هوشنگ ابتهاج به رایو وی فعالیت هنری را دوباره از سر گرفت. اما بعد از انقلاب به دلایل معلومی کار هنری را رها کرد.
در باره‌ی زندگی سیما مافیها بعد از انقلاب اطلاعی در دست نیست. او احتمالاً در خارج از ایران زندگی می کند.‌
۱۳:۴۸ ۱۳۸۸/۰۵/۲۹ سلام
از سیما ی عزیز و زیبا چه خبر ؟ همواره سئوال من بوده و هست ولی پاسخی نیافتم انگار آب شده و به زمین رفته یا در دوران حاکمیت[...]گوشه عزلت گرفته تا خدای نکرده بلایی به سرش آورده اند من همیشه دوستش دارم و از صدایش لذت می برم
۱۵:۳۲ ۱۳۸۸/۱۰/۰۹ من عاشق سیما مافیها هستم.
۲۱:۴۴ ۱۳۸۸/۱۱/۲۵ سلام بر همتون من هم وقتی شب مهتاب را گوش کردم لذت بردم.حالا خبر های خوبی براتون دارم من می شناسمشون از دوستان نزدیک من می باشند ایشون الان با خانواده ی مهربونشون زندگی می کنند اگر اجازه دهید من از خودشون اجازه بگیرم و بعد یک تقدیر جانانه ازشون بکنیم.
۰۱:۴۵ ۱۳۹۰/۰۴/۱۵ به نظر من بهترین تصنیف خوانه خانم ایران سیما مافیهاست..البته عموی خود بنده نیز میخواندند.به نام رضا منفرد..که میتونم به ترانه معروف مرغ پربسته که به همراهیه بانو عهدیه اجرا شده اشاره کنم
۱۸:۰۶ ۱۳۹۰/۰۸/۰۸ بد نیست بدونید ترانه ی زیبای (بیا بلبل دیوونه پای گل می خونه...) که در فیلم قدیمی پل آفرین با اون لب میزنه کار سیما مافی هاست که اون زمان به درخواست خودش اسمش فاش نشده بود.
۱۱:۴۵ ۱۳۹۱/۰۵/۱۵ یکی از اقوام من آرشیو بسیار بزرگی از موسیقی سنتی داره و درباره هنرمندان موسیقی اطلاعات زیادی داره. من یکبار ازش درباره سیما مافیها پرسیدم. به من گفت که اوایل دهه شصت به علت اینکه عضو یکی از گروههای مخالف جمهوری اسلامی بوده دستگیر میشه و بعد ازمدتی اعدام میشه.
۲۱:۳۳ ۱۳۹۳/۰۱/۲۴ در این لینک جلد کاست سیما مافیها را میبینیم روی آن نوشته شده تصنیف های شیدا و عارف با تنظیم اسماعیل واثقی

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.