بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

مدت‌هاست لذتی که از صدبار شنیدن ترانه‌ها و آوازهای قدیم‌تر شجریان می‌برم، از دوبار شنیدن تصنیف‌ها و آوازهای تازه‌تر او نمی‌برم؛ حتا اگر این ترانه‌ی قدیمی را با سی سال تأخیر بشنوم یا کار جدید، آلبوم «سرود مهر» باشد. لطفاً بلندگوی کامپیوتر خود را روشن کنید تا در کنار خواندن ادامه‌ی این واگویه، ترانه‌ای بی‌نظیر بشنوید با نام «نامه‌ای برای تو» از شجریانِ قدیم با آهنگی از زنده‌یاد سلیم فرزان.

 

تنها در موسیقی نیست که به چنین وضعی دچارم، در سینما هم لذتی که از بیست بار دیدنِ مثلاً «هامون» یا «مرگ یزدگرد» برایم تکرار می‌شود، در برابر فیلم زیبایی چون «مهمانی مامان» یا «سگ‌کشی» فقط یک‌بار است و تمام. آلبومی چون «سرود مهر» (کنسرت برای بم)، با هنرنمایی علیزاده و کلهر و شجریان‌ها چه کم دارد که نمی‌تواند مرا چنان غرق کند که آلبوم «نوا» (مرکب‌خوانی) شجریان و مشکاتیان مسحورم می‌کرد و می‌کند هنوز. هیچ بحثی در جایگاه استادی شجریان و این همه تلاش ستایش‌انگیز او ندارم. ولی چه کنم که فصل مشترکِ آثاری که از او می‌شنوم و زود برایم تمام می‌شوند، آهنگسازی‌های او، ابتکارهای او ( و نه توانایی‌ها و نمایش‌های بی‌نظیرش)، و آشنایی‌زدایی‌های اوست.

شجریان هر بار که در مقام یک خواننده‌ی بسیار توانا، برای آهنگ‌ها و تنظیم‌ها و خلاقیت‌های بزرگانِ دیگر خوانده، هموست که نمی‌توانم از او دل بکنم، و در همه‌ی این سال‌ها، به‌خصوص پس از جدا شدن از مشکاتیان، هر بار که خودش دستی بر آهنگ‌ها داشته، یا خواسته به جای «توانایی‌هایش»، نوآوری‌هایش را نمایش دهد، هموست که زود از او فاصله می‌گیرم. در همین چند سال اخیر، و پس از یک دوره کنسرت‌های ساده و تکراری، مگر نبود آلبوم «شب، سکوت، کویر» که او نشست و گوش سپرد به آن‌چه کیهان کلهر برای او تنظیم کرده بود، و من یکی هنوز وقتی آن را می‌شنوم، تا تمام نشود، از جا و از خود برنمی‌خیزم. در آلبوم «سرود مهر»، هوش و حواسم بیش‌تر در پی ِ وقتی‌ست که کلهر جادوگرانه کمانچه می‌نوازد و علیزاده، چنان سهل و ممتنع، نوای تار را از عمق جان ساز چوبی‌اش بیرون می‌کشد، و عجیب است که در بیش‌‌تر لحظاتی که شجریان می‌خواند (نه همه‌ی لحظات)، شتاب دارم تا صدای آن دو ساز و گفت‌وگوی‌شان را بشنوم. عجیب است که احساس می‌کنم شجریان انگار به جای خواندن، مشغول ثابت کردن خویش است. به جای «سوز و شور ناب»، با مانورهایی روبه‌رو می‌شوم که ذهنِ از پیش آماده‌ام را به هم می‌ریزد و سامانی نو هم نمی‌دهد. هر چه می‌کنم نمی‌توانم از «سطح» آن عبور کنم و عمیق شوم و غرق شوم...

درخواستِ اجرای هزار باره‌ی «مرغ سحر» در همه‌ي کنسرت‌های چند سال اخیر شجریان به همین دلیل است؟ آیا مردمی هم که بختِ حضور در این کنسرت‌ها را می‌یابند، تا «مرغ سحر» را نشنوند، احساس غریبگی می‌کنند با شجریان؟ آیا چنین نیست که «مرغ سحر» اکنون دیگر کارکرد تازه‌ای هم یافته در مقام نمادی از «شجریانِ خودمان»؟!

اما به عقب که برمی‌گردم، چنین نیست. به «شب، سکوت، کویر»، به آواز او در «بیداد»، به مرکب‌خوانی او در «نوا»، و به سال‌ها دور و مثلاً همین ترانه‌ی بی‌نظیر عاشقانه که از شنیدنش سیر نمی‌شوم و اگر نسخه‌ی خوب آن را بشنوید، درمی‌یابید که چگونه او در خدمتِ آهنگساز و کلام ترانه، توانایی‌اش در برگرداندن لحن را به صمصمیتِ صدایش می‌افزاید و حتا در زمانه‌ای که دیگر «نامه»‌ی کاغذی خصوصاً از نوع عاشقانه‌اش، به چیزی شبه‌تاریخی تبدیل شده، شنیدن این ترانه با این آهنگ و کلام و صدا و نوع اجرا، چنان در خود فرو می‌بَردَم که انگار چرخ زمان در سی سال پیش ایستاده و منتظر مانده تا چشم باز کنم و ببینم که آهای، کو عشق؟ چه رسد به نامه‌ی عاشقانه!

کلام ترانه:
ای که دور از تو چون مرغ پرشکسته‌ام / بی تو در باغ غم، منتظر نشسته‌ام / می‌نویسم امشب از صفای دل، نامه‌ای پر آرزو برای تو / که به دیدنم بیا، دور از این بهانه‌ها / تو طنین شعر عاشقانه‌ای / همچو روح شادی زمانه‌ای / تو بیا که بشکفد به لبم ترانه‌ای/ چه شود گر بدهی جواب نامه‌ی مرا / بنویسی دو سه جمله با کلام بی‌ریا / که در آن‌جا ز خیال من نمی‌شوی رها / پس از این هم نبری به عشق دیگری تو راه / می‌نویسم امشب از صفای دل / نامه‌ای پر آرزو برای تو / که به دیدنم بیا / دور از این بهانه‌ها...

پی‌نوشت:
سپاسگزارم از رضا ساکی عزیز، و نیز از امیرعباس ریاضی مهربان که نسخه‌ی فِلَش این ترانه را برای خوابگرد فراهم کرد.


نظرات خوانندگان
۰۲:۵۲ ۱۳۸۶/۰۳/۲۸ البته سرود مهر استاد کنسرت بم‌اش نیست. در کنسرت بم همون دو کاست فریاد و بی‌ تو به سر نمی‌شود اجرا شد، و فقط یک شعر از سایه در حال و هوای زلزله بم اجرا شد. سرود مهر و ساز خاموش کنسرت سال 84 استاد بود که مرتبط با زلزله بم نبود...
۰۳:۰۱ ۱۳۸۶/۰۳/۲۸ مصاحبه شجریان با بی‌بی‌سی را یادت هست؟ شجریان صراحتا میگه کار جديد از من نخواهيد من الان بايد بازنشسته شده باشم و استراحت کنم.
اين حرف یعنی اینکه شجريان خسته و بی‌انگيزه است و واقعا به بازنشستگی فکر میکنه و انتظاری را که مخاطبش ازش داره٬ خودش ديگه نداره. من هم آرزوی شخصیم اینه که شجریان دوباره انگیزه تولید پیدا کنه اما به هر حال باید حق بازنشستگیش را هم به رسمیت بشناسیم.
۰۴:۰۴ ۱۳۸۶/۰۳/۲۸ چه حالی داد!
ممنون آقای شکراللهی
من فکر می کنم این برمیگرده به حس خواننده نوازنده آهنگساز... که چقدر مایه گذاشته باشند.
برای آثاری که خوب مایه می گذارند خوب جاودانه می شوند و شنونده هم هیچوقت از آن سیراب نمیشه.
خیلی حظ کردم
بازم ممنون
با احترام
مينو
برم لينک بدم بالاترين
۰۴:۱۳ ۱۳۸۶/۰۳/۲۸ ای وقت تو خوش که وقت ما کردی خوش!
آقا دل نمی کنیم از وبلاگتون
همیشه از این کارها هم بکنید!
۰۶:۰۹ ۱۳۸۶/۰۳/۲۸ بعضی وقتها اينطور آهنگها اثر خوبی در برخی ميگذارد ولی سليقه‌ها فرق ميکند. متاسفانه بعضی بخاطر اینکه از فلان ترانه خوششان نمیآید حرفهای ناپسندی میزنند! وقتی ترانه یا خواننده‌ای سالها مطرح است حتماً کارش جالب و خاص است....
http://naqz.mihanblog.com
۱۲:۵۵ ۱۳۸۶/۰۳/۲۸ این ترانه بسیار زیباست و حتی اگر آدم به شعرش هم دقت نکند، حس عجیبی را منتقل می‌کند.
راستی، در کلام ترانه، خط اول را باید این‌طور اصلاح کرد: «... چون مرغ پرشکسته‌ام»؛ به جای «... مرغ پربسته‌ام». البته ببخشید.
سپاس
۱۳:۲۶ ۱۳۸۶/۰۳/۲۸ ...و كجايند كه زيستن در انتظارشان است
دلت بهاری
۱۶:۵۸ ۱۳۸۶/۰۳/۲۸ سلام
فيلمي ضد ايراني در ايران تهيه شده است. اين فيلم توسط گزروهکهاي تجزيه طلب مورد حمايت قرار گرفته است
اين فيلم را مي توان نسخه ايراني فيلم ۳۰۰ ناميد
ظاهرا همه عليه تاريخ تمدن ايراني بسيج شده اند
ايراني بيدار باش
۱۹:۱۷ ۱۳۸۶/۰۳/۲۸ کمی تا قسمتی باهات موافقم. ولی یه چیزی که هست اینه که زمان به هر حال عوض شده. اگه یه زمانی هامون بوده، الان به نظر من باید علی سنتوری باشه. به خاطر همون گذر زمان و عوض شدن همه چیز. من همونقدر که با هامون حال می کنم با علی سنتوری هم حال می کنم. شايد حتی به نوعی بيشتر
۰۰:۳۶ ۱۳۸۶/۰۳/۲۹ اولا سپاس از این آهنگ زیبایی که گذاشتی. نصف شب ما رو ساختی.
دوم اینکه من مدتهاست به دنبال کتاب الکترونیکی با آخرین نفسهایم اثر بونوئل می گردم. و از اونجایی که می دونم تو یه پستی در این خصوص داشتی و بسیار خوب این نویسنده رو می شناسی، و از طرفی سایت خوشه که شاید تنها مرجع برای فایل الکترونیکی این کتاب هستش الان تعطیله، ازت می خوام اگه لینک فعالی از این کتاب داری بهم بدی و یا اینکه اگر خودت داریش برام میل بکنی. بی نهایت ازت ممنون خواهم شد.
۰۰:۵۳ ۱۳۸۶/۰۳/۲۹ آقا بی اندازه ممنونم. پیگیرش هستم تا پیداش کنم. شما هم در هر وقت به دستتون رسید در صورت امکان یه من اطلاع دهید. بی نهایت سپاسگذارم
۰۱:۵۲ ۱۳۸۶/۰۳/۲۹ سلام:
تاکنون اين تصنيف را از استاد نشنيده بودم. بسيار زيبا بود. متشکرم/...
(در ضمن امر شما اطاعت شد!)
۰۲:۰۱ ۱۳۸۶/۰۳/۲۹ کامنت؛ کامنت شجریانه خرابش نکنین.
ولی من هم سرود مهر رو زیاد دوست ندارم. ولی ساز خاموشش خیلی قشنگه. صدای شجریان توی دشتی و کرد بیات فوق العاده است. من هم قبول دارم که شجریان کارهای سالهای دورش بیاد موندنی تره. به خاطر همینه که الان داره با مجید درخشانی و فرج پوری کار می کنه. اینها اصلا خلاقیت علیزاده و کلهر رو ندارن. گروه کلهر؛ علیزاده؛ شجریان یه گروه رویایی بود.
۰۲:۰۸ ۱۳۸۶/۰۳/۲۹ من نميدانم چرا واقعا هيچکس نميتواند منصفانه قضاوت کند
کدم هنرمند يا خواننده معروف در دنيا بهترين کارهيش را در 65 سالگی اجرا کرده که شما از شجريان انتظار داريد
اگر کمی منصف باشيد ميبينيد که او همين الان هم بسيار بهتر از چيزی که معمول است اجرا ميکند
چه کسی ميتواند زيبايهايه زمستان است و بی تو به سر نميشود را انکار کند
از من بشنوييد دو سه ساله ديگر خواهيد فهميد که شجرين امروز چه خوانده
اما بی ترديد نوا ديگر تکرار نخواهد شد
چون ان هنجره ديگر نيست
۰۵:۵۸ ۱۳۸۶/۰۳/۲۹ آیا در ادبیات َ و خود شما و من هم : راهی « تازه » رفتن را قادریم ؟ آیا با « شناخته های مان : می توانیم به « ناشناخته » دست پیدا کنیم ؟ ... آیا با معلومات مان و « ذهن » مان و آنچه سیستم تقکر و منطق مان می نامیم َ با ادامه ی گذشته مان : به چیزی « نو » دست خواهیم یافت ... یا مدام با چسبیدن به آمچه از گذشته مان حمل می کنیم : فقط خود را مدام تکرار کرده و توسعه می دهیم ؟ ... یادتان هست انتقاد یکبارم دیگر : اینهمه تشویق برای داستان نویسی َ که چه شود ؟ بهتر از هیچی ؟ : ورود از زاویه ی نگرانی ... ورود از زاویه ی معیوب : چه حاصلی خواهد داشت : جز دوری از « اصل » ... و اصل چیست : بحث دارد دیگر : نه ؟ ... و دریغ از لحظه ای سکوت ذهن ... و خوشبختی ... و سرایت ندادن مشکل خویش : به دیگران ... و کو آن آرامش و بوی خوش خوشبختیه رضایت درونی
۰۶:۰۱ ۱۳۸۶/۰۳/۲۹ شرمنده از غلط های املائی ِ تند تند نوشتن نظر
۱۷:۳۱ ۱۳۸۶/۰۳/۲۹ جانا سخن از زبان ما می‌گویی!
در ضمن من این ترانه مسحورکننده را ۱۰-۱۵ سال پیش از رادیو (پیام، به گمانم) شنیدم ولی هر چه دنبالش گشتم نیافتم، دست شما و دوستانتان درد نکند که آن را به اشتراک گذاشتید
ارادتمند
۰۳:۰۹ ۱۳۸۶/۰۳/۳۰ میدونی رنج میکشی چون حس زیباشناسی داری. واقعا هم همین طوره. خیلی سخته شاید اولش بگی نه ولی باید قبول کنی که داریم پست رفت میکنیم. نمیگم رو به پایینیم. ممکنه مقطعی باشه. میدونی اوایل انقلاب و تا سال ۷۴ چون ساز و آواز بکلی حروم بود یا مسئله دار بود و این قدر آموزشگاه های خالتوری زیاد نبود( چاوش،میرزا عبدالله و یکی دو تا دیگه معروف بودند) و رادیو تلوزیون هم پر خواننده های دکتر مهندس نشده بود و ارگ تبلیغ نمیشد و هزار تا و و و حال نوازنده ها و خواننده هامون بهتر بود. جاشون هم بهتر بود. همون حداقل شنونده هاشون هم با حوصله تر بودن. الان حالشون خوب نیست. حس و حالی بهتر از علی دایی ندارن.خودشون هم میدونند. جاهای کوچک تر و بدون تبلیغات کنسرت میدن. اونم پژوهشی و از تماشا چی ها گریزونند.
برنامه آخر داریوش طلایی تو رودکی دربارۀ علی اکبر خان شهنازی ، برنامه مجیذ کیانی تو فرهنگسرای نیاوران درباره خیام‌ و انزوا و جمع گریزی بقیه رو داریم میبینیم. شاید حق دارن. الان فستیوال های خارجی و مجلات موسیقی داخلی همه از گروه های رپ آندر گرند حرف میزنند و یه جورایی استقبال میکنند.
همه مون امیدواریم مقطعی باشه و حال همه خوب شه.
۱۸:۰۶ ۱۳۸۶/۰۳/۳۱ مرحبا به انتخابتان ... دلتان بهاری باشد
۱۱:۵۱ ۱۳۸۶/۰۴/۰۱ وای.... مرسی. چقدر فوق‌العاده بود. چند بار گوش دادم و اشک ریختم. حال خوشی بود.ممنون.
۱۱:۵۶ ۱۳۸۶/۰۴/۰۱ درود!
واقعا جالب بود! اين ترانه ها ديگه كم پيدا ميشه!
ممنون.
ياحق
۱۰:۳۳ ۱۳۸۶/۰۴/۰۲ بسی زيبا بود.به حق که ايشان را حنجره طلايی ناميده اند.
۱۸:۰۹ ۱۳۸۶/۰۴/۰۶ فوق العاده است...
راستی بارون تايستون رو حال کردید؟(-:
۱۱:۱۵ ۱۳۸۶/۰۴/۱۰ بدیدنش می ارزه
۱۵:۴۵ ۱۳۸۶/۰۴/۱۰ عالی عالی بی نهايت عالی
ممنونم از همه دوستانی که در بوجود آمدن اين صفحه خاطره آميز تلاش داشتند . و از نسرين عزيز که اين صفحه را به من معرفی کردند تا درنگی در زير و بم خوش نوای صدای استاد بيارامم. و ممنوم از صبای عزيز که اينجا می شود مهربانی هايش را با تمام وجود استشمام کرد...باز هم با تمام وجود می گويم که ممنونم از لطف بی نهايت همه دوستان
۱۰:۰۶ ۱۳۸۶/۰۴/۱۱ سلام. واقعا از شنيدن اين آهنگ لذت بردم ، انقدر که تو اين چند روز بارها برای شنيدنش به اين صفحه اومدم. کاش ميشد نسخه MP3 اين آهينگ را هم ميگذاشتيد كه ما انقدر عذاب نكشيم. شما راست ميگيد اين كار با كارهاي جديد تر استاد خيلي متفاوته
۱۸:۱۷ ۱۳۸۶/۰۴/۱۴ سلام.متن جالبی بود. لذت بردم
شاید این موضوع به چیزای دیگری هم مربوط بشه. مثلاً به حس و حال فرد زمانی که ترانه رو می شنوه. من ۲۲ ساله هم عاشق مرکب خوانی هستم.اما زمانی که در اومد خیلی کوچک بودم و نه از فضای جامعه چیزی یادمه و .... .
پس همین احساس رو با (زمستان) دارم و هیچ وقت از شنیدنش سیر نمی شم. چون با زمستان به کارای شجریان علاقه مند شدم. با فریاد عاشق صداش شدم و بعد برگشتم به عقب و کارهای دیگرش رو گوش دادم. ( جالبه که خودم تا مدت ها نمی تونستم با هیچ سازی مثل ساز کلهر ارتباط برقرار کنم. و کارهای شجریان بدون کلهر برام ناقص بود!) منظور اینکه مسیر های ذهنی ما هم بی تأثیر نیستند.
ضمناً در نظر بگیرید که گاهی فضای جامعه است که چنان تشنه یه کار خوبه که اگر اون کار در بیاد کولاک می کنه. مثلا بیداد در فضای تشنه اون سالها بیداد کرد.حتماً زمانش هم روی جاودانه تر شدن کار موثر بوده.
علاوه بر اینکه خب خستگی جامعه و هنر مند هم تأثیر خودش رو میگذاره. همون طور که در مطلبی درباره کنسرت اخیر شجریان با گروه جدید (فکر می کنم در سیبستان) خونده بودم.
۲۳:۳۸ ۱۳۸۶/۰۴/۲۵ سلام واقعا عالی بود خیلی دنبال این زمزمه زیبا میگشتم تا تونستم پیداش کنم اگه میتونید بزارید برای دانلود سپاسگذارم
۱۳:۴۵ ۱۳۸۶/۰۵/۰۶ با درود بسیار فراوان بر شما.از اهنگ زیباتون بسیار سپاسگذارم.اگر امکانش هست بگذارید برای دانلود.بدرود بر شما.
۲۲:۵۱ ۱۳۸۶/۰۵/۲۷ سلام بزرگوار
بسيار خوشحالم که با سايت غنی شما آشما شدم
و سپاس از بابت آهنگ زيبای استاد
می خواستم خواهش کنم اگر امکان داره کد آهنگ رو در اختيار حقير بگذاريد تا برای وبلاگم استفاده کنم
شاد و سربلند باشيد
...
۱۲:۳۱ ۱۳۸۶/۰۸/۰۹ سلام عزیزان
فوق العاده و عالی بود!!!
موفق باشید اگه می تونستیم دانلود کنیم عالی تر می شد
آهنگ انتخابی شما حاکی از احساسات قلبی شماست آنراتحسین میکنم وبرایتان آرزوی بهترین ها را دارم
۱۲:۵۳ ۱۳۸۶/۰۹/۱۲ به نظر من کار های استاد یکی از یکی قشنگ تر هستند و من نمی توانم یکی از کارهای ایشان را به عنوان بهترین انتخاب کنم و مثلا آلبوم غوغای عشقبازان استاد هیچ از کارهای قدیمی تر ایشان کم نداره
من عاشق استاد هستم و ایشان را در زندگی ام از همه بیشتر دوست دارم و حداقل روزی ۱ ساعت به صدای ایشان گوش می دهم.
۱۱:۴۶ ۱۳۸۶/۱۱/۰۹ من رو بردين توی يه خلسه با اين آهنگ
۲۰:۰۲ ۱۳۸۶/۱۲/۰۲ عالی بود. فقط اگر میشه این آهنگ های قدیمی استاد رو که تو بازار نیستن رو واسه دانلود هم بذارید . وقتی از رادیو میشنوم داغونم میکنه . این آهنگ و آهنگ هایی مثل به کنارم بنشین و ....
۰۱:۳۵ ۱۳۸۶/۱۲/۰۸ آیا امکانی هست که بتونم لینکی برای دانلود ترانه استاد شجریان - نامه ای برای تو - داشته باشم. در هر صورت ازاینکه محبت کردین و امکان شنیدینش رو فراهم کردین جدا" سپاسگذارم.
۰۰:۲۷ ۱۳۸۷/۰۱/۱۵ ای کاش ترانه خاکستر اثر استاد را نیز داشتید
۲۲:۵۶ ۱۳۸۷/۰۱/۲۹ متاسفانه نتوانستیم کیفیت mp3 این ترانه را دریافت نماییم صد افسوس
۰۳:۰۹ ۱۳۸۷/۰۲/۰۷ تمام شعر مرا هم از عشق دم زده ای
نوشته ها که تویی نا نوشنه ها که تویی
....
امشبم چه شبی شد با این آهنگ...
÷ر از غمم با یه بغض نشکن...
که انگار تو و شجریان شکستینس.اونم یه بغض 4 ماهه...ممنونم
من از کجا میتونم این آهنگو دانلود کنم؟اگه ممکنه راهنماییم کنید
شب و روزت خوش دوست من
۱۶:۳۵ ۱۳۸۷/۰۳/۰۶ سلام.من مدتهاست که با این تصنیف آشنایم ولی تا بحال زحماتم برای یافتن آن به شکست انجامیده. من تمام آلبومهای استاد حتی اجراهای خصوصی ایشان را دارم اما اثری از این آهنگ نیست! فکر می کنم در مجموعه گلهای تازه باشد!از شما خواهش می کنم فایل آن را برای دانلود قرار دهید.بسیار ممنون می شوم.
۱۴:۴۳ ۱۳۸۷/۰۳/۱۴ بسيار بسيار زيبا د وست داشتني و عالي ممنونم ازتون.
۰۰:۱۷ ۱۳۸۷/۰۳/۲۶ بسیار دلپذیر بود مرسی
۱۶:۰۰ ۱۳۸۷/۰۳/۲۸ با تشکر ازشما بخاطر این اواز بااینکه سالهاست با ان اشنا هستم اما بار دیگر از صوت اسمانی شریان زنده شدم
۱۲:۵۹ ۱۳۸۷/۰۵/۰۹ با نهایت سپاس از شمابه خاطر این ترانه دل انگیز وآرزوی سلامتی و طول عمر برای استاد
گرانقدر وبی همتا.
۱۴:۱۴ ۱۳۸۷/۰۵/۳۱ سلام
خوبه ادم هميشه به گذشته ها افتخار كنه
ولي انچه كه شجريان را از گذشته جدا كرده اينه كه اصلا دوست نداره يكنواخت باشه
انچه خود اوميخواهد هنر است
اما درك كاراي جديد شجر نياز به دقت بيشتري داره
من از غوغاي عشق بازان خوشم نميومد ولي سعي كردم دركش كنم
حالا ميتونم بگم
مثل دستان بي نظيره.شجريان استاد صداست
شما سخت ميتونيد كاراي شجريان رو مقايسه كنيد
چون هر كدام با تفكر خاصي ثبت شده
با ارزوي موفقيت واسه تموم هنر مندان
۱۷:۵۳ ۱۳۸۷/۰۷/۳۰ سلام از شما خواهش میکنم مجددا" آهنگ نامای برای تو را پخش بفرمائید
۱۱:۳۰ ۱۳۸۷/۰۸/۰۸ دست شما درد نکند واقعا که لذت بردم همه کارهای استاد زیبا هستند بسته به موقعیت زمان و حال و هوای فرد دارد
۲۱:۰۰ ۱۳۸۷/۱۰/۰۳ سلام با چندي از دوستان نشسته و به اين نواي دلانگيز گوش ميدهيم وروح ما سرشار از شادي و نغمه هست با سپاس از شما
۱۸:۴۳ ۱۳۸۷/۱۰/۲۲ دلم گرفته بود آهنگ قشنگی بود وقتی گوش دادم خیلی آروم شدم
۱۴:۵۷ ۱۳۸۷/۱۱/۱۰ سلام. بسیار عالی بود این تصنیف نماد مویسقی اصیل یک پاپ ایرانی است
۱۴:۵۹ ۱۳۸۷/۱۱/۱۰ سلام. بسیار عالی بود این تصنیف نماد مویسقی اصیل یک پاپ ایرانی است
۱۰:۲۵ ۱۳۸۷/۱۱/۱۲ سلام ميشه خواهش كنم تصنيف نامه‌اي براي تو رو واسم ايميل كنيد ازتون ممنونم
۰۱:۲۰ ۱۳۸۷/۱۱/۲۸ نام شاعر ترانه نامه ای برای تو را می دانید ؟
۱۳:۰۲ ۱۳۸۷/۱۲/۲۸ واقعا ممنون ازتون این ترانه بهترین ترانه ی استادشجریان است اگر مقدور بود فایل اونو برای دانلود قراربدین درود بر فخر هنر ایران محمدرضاشجریان...
۱۵:۵۵ ۱۳۸۸/۰۳/۲۱ سلام . با تشكر خالصانه. من بالاخره متوجه نشدم كه اين آهنگ رو با كيفيت بالا در كدام يك از آلبوم‌هاي استاد مي‌توانم در بازار پيدا كنم. اگر نام آلبوم و يا منبع اصلي آن را كه اين آهنگ با كيفيت بالا به دست من برسد براي من ايميل كنيد بسيار سپاسگزار مي‌شوم
۱۳:۰۳ ۱۳۸۸/۰۴/۲۹ دوستان برای دانلود این اثر زیبا به آدرس زیر مراجعه کنید:
http://www.4shared.com/file/49499845/b1b4c682/naameh.html
۱۶:۴۰ ۱۳۸۸/۰۴/۲۹ بسیار زیبا بود. من یه نظر دارم و اونم اینکه: هر چیزی قدیمیش بهتره
آخه شعر و آهنگهای الان اصلا حس انسان رو تحریک نمیکنه
۲۳:۳۰ ۱۳۸۸/۰۵/۳۰ شاید دلیل ان این باشد که آثار شجریان تاریخ مصرف ندارد.به همین دلیل میتوان بین اثار قدیمی و جدید او مقایسه کرد.البته قطعا صدای شجریان هم در طول سالیان پخته تر و بهتر شده است.تصنیف میهن ای میهن رو با تصانیف حال مقایسه کن تا متوجه بشی.بی تو به سر نمی شود-فریاد 1و2 -زمستان همه کارهای فوق العاده هستند.آواز دلا بسوز... در فریاد یک فوق العادست.
۱۴:۲۰ ۱۳۸۸/۰۶/۱۳ بسیار زیباست.این تصنیف به نوعی نشان دهنده موسیقی پاپ اصیل ایرانی است. ایا کسی میداند این تصنیف رویایی در کدام اثار استاد میباشد

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.