بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

مرگ، حق است. زلزله، بلای طبيعی‌ست. نه، بلای آسمانی‌ست. خدا را شکر که بم، شهر پرجمعيتی نيست. اگر تهران بود،چی؟ يا شيراز و اصفهان؟ خدا رحم کرد. خدا به ما لطف داشته. خدا بيامرزدشان. کفر نگوييد، حکت خداوند بوده لابد. چه‌کار می‌شود کرد؟ زلزله که دست ما نيست. حالا تصادف را بگويی، يک حرفی. تازه مرگ وقتی بخواهد بيايد، می‌آيد. همه چيز دست خداست. اجل معلق است ديگر. خدا صبر بدهد. خدا را شکر که همه دارند کمک می‌کنند. واقعا ملت خداشناسی داريم. خدا همه را از هر چه مصيبت و بلاست حفظ کند. خدا خودش جان داده، خودش هم می‌گيرد. نماز آيات بخوانيم. سجده‌ی شکر هم به‌جا بياوريم. اين‌ها همه‌اش آزمايش الهی‌ست. به خدا پناه ببريم. خدا...خدا...خدا...خدا...خدا...
          

کودکی، قربانی يکی از همين زلزله‌ها ـ عکس از AP


خدايا! با توام. مثل اين که همه چيز به تو برمی‌گردد.
خدايا! اين عکس را ديده‌ای. اين يک نفر است. نوزده‌هزار و نهصد و نود و نه نفر ديگر هم در بم همين شکلی شده‌اند.
خدايا! تو چه قدر به ما لطف داری.
خدايا! ممنون‌ام از تو که اين همه نعمت‌هايت را به ما ارزانی می‌کنی.
خدايا! ممنون‌ام از تو که وقتی در ژاپن زلزله می‌آيد، به دو نفر بيش‌تر لطف نمی‌کنی، و جمعيت کافرشان را از نعماتت محروم می‌کنی.
خدايا! از تو ممنون‌ام که به فرانسوی‌های خدانشناس که حجاب اسلامی تو را ممنوع می‌کنند، همه جور امکانات و آموزش و آزادی و جنگل و باران و ثروت و تکنولوژی می‌دهی و آن‌ها را لايق آزمايش نمی‌دانی.
خدايا! از تو ممنون‌ام که آمريکايی‌ها را سرور دنيا کرده‌ای و به آن‌ها همه چيز داده‌ای تا در گناه و معصيت غرق شوند و از آخرت تو غافل بمانند.
خدايا! از تو ممنون‌ام که ما را در فقر و بدبختی و بی‌سوادی و عقب‌ماندگی نگه داشته‌ای تا خداشناس باقی بمانيم و به بهشت برويم.
خدايا! از تو ممنون‌ام که ما را تنها ملت مسلمان واقعی دنيا قرار داده‌ای و کاری می‌کنی که دشمنان اسلام هی به ما ظلم کنند و ما مظلوم بمانيم و اجر آخرت را نصيب خودمان بکنيم.
خدايا! از تو ممنون‌ام که حاکمان کشورهای کافر را آدم‌هايی مشروب‌خوار و بی‌بند و بار و فاسد قرار داده‌ای تا در خدمت مردم کافرتر از خودشان باشند و هی پيشرفت کنند تا بعدا به جهنم بروند.
خدايا! از تو ممنون‌ام که حاکمان ما را آدم‌هايی پاک و مومن و حزب‌اللهی قرار داده‌ای تا مردم ما را هميشه به راه راست هدايت کنند و نگذارند مردم ايران در امور مزخرف دنيوی پيشرفت کنند.
خدايا! از تو ممنون‌ام که ما را ملتی سربه‌راه و تسليم ساخته‌ای تا قدردان اين همه نعمات باشيم، به حاکمان خود احترام بگذاريم و «مرگ» را حق خود بدانيم؛ هزار هزار و دم به دم!
خدايا! آيا ما تو را می‌شناسيم؟

درهمين‌باره
[به‌سادگی مردند / شبح]
[آن 20 هزار نفر / سيبستان]
[مرثيه‌ی ويران شده / کاتب کتابچه]
[عزای خاکیان یا مرثیه‌ی آن بنای گلین؟ / ملکوت]
[خانه می‌سازند تا آدم‌ها را به مصرف زلزله برسانند / عباس معروفی]
[گور پدر نويسنده‌ای که بتواند در اين موقعيت چيزی بنويسد / منيرو روانی‌پور]


نظرات خوانندگان
۰۲:۳۷ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ درد سرزمين من درد بی دردی هم وطن من است که برای رهايی می گريزد
همه ما خوب می دانيم در ديارمان چه خبر است اما بايد حرکت کنيم حرکت
اينجا سرزمينی است که هنوز مدرسه کم دارد هنوز بيمار برای مرگ فراوان دارد
هنوز طفل گرسنه خواب فراوان دارد
هر وقت که دردهايمان علنی می شود همه چيز را از نو مرور می کنيم الا دستهای ياريگر و هم پيمان ايرانی خودمان را...
رودبار دوباره تکرار شد دوباره
اما بی صدا تر و مظلوم تر ...همچون ديوار های خشتی ساکتش....
۰۵:۵۱ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ زلزله ... مرگ ... و ديگر هيچ
۰۷:۲۹ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ گوشی تلفن را بر می دارم و شماره يکی از دوستان را می گيرم... می گويم : انگار زلزله آدمه است در بم...می گويد : جدا" ؟ ما كه كسي را در بم ندازيم !...گوشي را مي گذارم سر جايش...!
۰۹:۰۴ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ شديدترين زلزله ی ثبت شده ی ايران ، زلزله ی طبس بود...با ( فکر می کنم ) ۳/۷ ريشتر ...زلزله ی بم :۳/۶ ريشتر بوده ...و طبق برآوردی که يک موسسه ی خارجی پژوهشی در مورد احتمال وقوع زلزله در ايران و پی آمد های آن انجام داده ...در ساعت اول ، فلان قدر ...در ۵ ساعت اول ، بهمان قدر...و خلاصه در ۲۴ ساعت اول ، که عده ای ، زير آوار و یا از جراحت و ...ميميرند...با توجه به نوع ساختمان سازی در ايران ...و نيز امکانات امداد ...حدود يک دهم جمعيت شهر ، خواهند مرد ...و با اين وصف ، کشته شدگان بم ، شايد تا ۲۰۰۰۰ نفر هم برسد...و اين در حالی است که تهران ، مرکز امداد رسانی شده است...حالا اگر در تهران زلزله بيايد ( شهر خودمان را مثال زدم ...تا نام شهر ديگری را نبرم ) ...چيزی جز فاجعه ی قرن ، نخواهد بود...و راستی ...قلم که عصبانی است ...کمی صبر چاره ساز است ...این نوع نگاه ما به خدا ، همان مشکل ماست که ما را از پيشرفت هم باز می دارد ... خدا ، خودش وکيل مدافع خودش خواهد بود ...من ، فقط می گويم : بنده خدا ، خدا ...در عزا و عروسی ، متهم است ... جبری مسلکی در خون ماست
۱۰:۲۴ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ شکر که پر جمعيت نبود؟؟؟؟؟
شتر در خانه همان دير يا زود می نشيند. اين طبيعت است همين و ما فرزندان آن تقصير ماست اگر در زلزله ميميريم.
۱۱:۲۷ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ پرم از بغض ...خشم ...فرياد ......به مطلبتون با اجازه لينک دادم
۱۱:۲۹ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ متاسفم هر کاری از دستم بر بيايد به نوبه خود انجام خواهم داد يه سری به بلاگ من بزن اونجا خبر کمک به زلزله زده ها می باشد بله وعده ما ۷ دی از ساعت ۳ تا ۶ پارک نظامی گنجوی
۱۲:۱۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ ايکاش خدا می شدی تا از اين پايين همه با هم به طرز فکرت می خنديديم و مسخرت می کرديم. بعد ناراحت ميشدی که اين بی شعور ها چرا با اينهمه شعور من به من ايراد می گيرند...بعد يادت ميومد که خدا که ناراحت نميشه بعدش هم می فهميدی که اصلا این چیزا به ریخت من نيومده... برم همون وبلاگ بچهگانه ام رو بنويسم.
۱۲:۴۲ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ سلام. تاسف باره....
۱۲:۴۳ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ راستی با اجازه به اين مطلب و وبلاگتون لينک دادم
۱۳:۵۴ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ با سلام ، چون مطلب بهنام را جالب تر يافتم ، نظر خود را در اين مورد در وبلاگ خود ايشان قرار دادم . اگر خواستيد سري به کامنت هاي آخرين مطلب ايشان بزنيد
۱۴:۰۳ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ در ائتلاف برگزيدگان مرحله اول برای کمک به زلزله زدگان با ما همصدا شويد . لطفن توانايی ونحوه ی ياری خود را ذکر کنيد
۱۴:۱۸ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ سلام .... به ياری هموطنان زلزله زده بشتابيم .....۱ شنبه ساعت ۴ پارک نظامی گنجوی ...... همه دوستان رو مطلع کنيد .....http://gharare7dey.persianblog.com
۱۴:۴۶ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ آدما خدا رو کشتن! خيلی وقته!!!
۱۵:۱۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ مثل هميشه فاجعه ناگاه در رسيد
آوار هيچوقت کسی را خبر نکرد ...
http://www.7sang.com/weblog/archives/000083.html
۱۵:۲۴ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ خدايا تقصير تو چيست در طبيعی ترين اتفاق اين دنيا؟
خدايا تقصير تو چيست که خانه هامان از خشت است؟
۱۵:۵۶ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ متاسفم که جز تاسف چيزی نمی توانم بگويم
۱۶:۰۷ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ سلام.... بقول شما اول: خدا را شکر... آنها را صبر .... مسئولين را فکر .... خودم را به خاموشی فرا می خوانم... امروز با این همه غم .از ديدار اين سايت خوشحال شدم.
۱۶:۳۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ سلام .
گل گفتی اقا !
۱۶:۴۷ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ هر کس ميتونه نسبت به هر چيز هر طور که دوست داره نظر بده . اما اونجايی که نسبت به اعتقادات ادمها انطوری که شما صحبت کردين صحبت می کنه درست مثل همون هايی ميشه که شما به کنايه ازشون ياد کردين ( که البته مصيبت همه ما از اونهاست)
۱۶:۵۷ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ زلزله یک امر طبیعی است اما زیر اوار رفتن مردم طبیعی نیست. بايد نيروی انتطامی به تحهيزات ايمنی محهز کرد نه خانه های مردم.
۱۷:۳۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ وقتی با رشوه نقشه ساختمون تصويب می‌شه ..وقتی که با رشوه پايان کار ساختمون می‌دن..وقتی متخصيص می گن ايران روی گسل قرار داره و تموم ساختمونها باید ایمن بشن..دولتمردا فقط به فکر خودشون و عوای سر لحاف ملا دارن؟ چيکار می‌شه کرد..يه سری مجبورن که تموم گله هاشونو از خداشون بکنن..
۱۸:۳۰ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ آدم باید خیلی بیشعور و مغرض باشد که بخواهد از بلایای طبیعی هم بهره برداری سیاسی بکند در این شرایط که جمعی از هموطنان ما دچار این مصیبت شده اند بجای تسلی دادن آنها بیان چنین مزخرفاتی دردی را دوا نخواهد کرد بقول گفته سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.
۱۹:۳۳ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ سلام. موفقيتتون رو تبريک ميگم. اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشيد.
۱۹:۳۶ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ به اين تف سر بالا ی جمهوری اسلامی( به اصطلاح دکتر) فرزاد فر .شما همه چیز را سیاسی کردید حتی روسری زنان و رفتار مردم در خلوت خانه هایشان وبعد دم از غیر سیاس کردن میز نید
صلواتی بر روح گو بلز ختم کن لازم نیست از سالار شهیدان نقل قو ل بیاوری !
۱۹:۴۱ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ ببخشد در اظهار قبلی نام تف سر بالا اشتباه شد
(به اصطلاح دکتر) بهزاد فر
۲۰:۱۳ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ سلام بر شما با آرزوی آرامشی که برای همه از دست رفتگان دارم اميدوارم با رفع بلای حکومت دينی تمام مردم ايران به آرامش برسند
۲۰:۲۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ آفرين به شما ... الحق که چنين است !
۲۱:۲۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ آقای دکتر فرزاد، لطف کنید و بفرمایید از این نوشته بوی سیاست بازی و ناجوانمردی بیشتر می آید یا از نوشته سایت جوانمرد! و بی طرف! بازتاب با عنوان /کشته شدگان بم هیچ کس نبودند/؟
۲۲:۰۲ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ عجب خدایی داریم در قبر کودکانمان می رقصد
عجب خدایی داریم بنازم به کرامتش که شامل هیچکس جز ضعفا نمی شود
عجب خدایی داریم روز تولد پسر خود را با قربانی کردن بیست هزار انسان جشن می گیرد
عجب خدایی داریم روی ضحاک را هم ...کرده
خدایا من امروز اشکهایم را به درگاه بندگانت می برم که از تو خداترند
۲۲:۲۹ ۱۳۸۲/۱۰/۰۶ سلام خوابگرد
وبلاگر ها در ايران قرار است فردا را براي كمك به زلزله زده ها جمع شوند ميشه به وبلاگ قرار لينك بدين؟ به اين آدرس:
http://gharare7dey.persianblog.com
۰۰:۳۴ ۱۳۸۲/۱۰/۰۷ خدای خوابيده...
۰۰:۵۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۷ ميل باکس....ای - ميل !
۰۱:۰۹ ۱۳۸۲/۱۰/۰۷ به خدا نمی شود آقای شکراللهی...
۰۱:۴۷ ۱۳۸۲/۱۰/۰۷ من که حسرت دیدن بم به دلم موند.. از بین رفتن شهر بم.. و آمار بالای کشته ها.. به خاطر عقب ماندگی کشورمون از تکنولوژی هست.. باید به خودمون بیایم!
طبیعت گاهی کارهایی می کند.. و توجه ما را به خودمان معطوف می کند. باید ببینیم که چگونه داریم زندگی می کنیم؟ اطرافیانمان از بودنمان و از هستیمان چه چیزی می گیرند؟.. چقدر به دیگران محبت می کنیم؟.. آیا می دانیم فردا زنده هستیم یا نه؟.. گاهی از گفتن دوستت دارم طفره می رویم و دل مادر.. دوست.. همسرمان و.. را می شکنیم.. اطرافیانمان را با قضاوتهایمان له می کنیم.. و تازه وقتی از دستشان دادیم.. گریه و زاری می کنیم.. و چقدر دیر است!.. برای دو روز دنیا چه کارهایی که نمی کنیم.. ولی زلزله ای باید تا ما را به خود بیاورد!.. بعضی هایمان خوابیم هنوز.. یا خود را به خواب زده ایم!.. نمی دانم کی بیدار می شویم؟... زلزله همیشه می آید.. ولی زندگی ادامه دارد. عشق جاریست.. به چشمه جوشان عشق بپیوندیم.. و با انسانهای دیگر همدلی کنیم..
مشکل زلزله و بلایای طبیعی در کشورمان.. بیشتر به عقب ماندگی تاریخیمان از قافله علم و تکنولوژی بر می گردد.. ما از دنیای مدرن فاصله زیادی داریم.. و زمان و سرمایه و هزینه زیادی باید بدهیم برای کم کردن فاصله ها!
۰۴:۱۷ ۱۳۸۲/۱۰/۰۷ آه اين زن مادر که بود
۰۹:۰۸ ۱۳۸۲/۱۰/۰۷ همون خدايی که ما رو آفريد بهمون عقل و شعور و احساس هم داد...چطود وقتی کاليفرنيا زلزله مياد فقظ ۳ نفر گشته می شن و تو مملکت اسلامی ما که همه از دولت ته ملت خوب دزدی گرگی رو ياد گرفتن ۲۰۰۰۰ ته؟
۰۹:۵۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۷ مرسی آقای شکر اللهی
۱۰:۵۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۷ خدا هم از اين همه بی خيالی ما خشمگين شده
۱۲:۴۱ ۱۳۸۲/۱۰/۰۷ سرما ... باران... گرسنگی... داغ دل .. غم یار...خداوندا سه درد اومد به يکبار .. زلزله و مرگ و دولت بی عار ...خدايا دولت بي عار را تو وردار خودم دونم غم زلزله و غم يار ..
۱۴:۲۰ ۱۳۸۲/۱۰/۰۷ در حال حاضر مهمترين چيز کمک کردنه...فراموش نکنيم.
۱۶:۳۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۷ آقا من که خيلی حال کردم؛ نتونستم بی تفاوت گذشته و چيزی ننويسم؛ دمت گرم سيد؛ خدا وکيلی حيف آدمی با استعداد تو؛ تو کارهای فرهنگی عمرش و تلف کنه.
۰۳:۲۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۸ برو، برو، برو ماه
کوليان اگر سر رسند ...
ساکت شو بچه. سفيدی آهاريم را مچاله می‌کنی.
۰۹:۰۸ ۱۳۸۲/۱۰/۰۸ با دلی زخمی .... نوشته های زيبايی داری . ستايشت می کنم ...
۰۹:۵۷ ۱۳۸۲/۱۰/۰۸ واقعا نميدونم چی بايد بگم!
۱۴:۴۵ ۱۳۸۲/۱۰/۰۸ من و تو که خدا را نميشناسيم بهتره نه با خدا و نه از خدا حرف بزنيم
۱۶:۵۳ ۱۳۸۲/۱۰/۰۸ حق دارين. همه حق دارين هرچی که بگين. فقط حالا نه ! خواهش می کنم حالا نه ! شما رو به هر کی که قبولش دارين بياين فرصتو از دست نريم . هر يک ثانيه ای که من و شما به حرف زدن بگذرونيم جون يه انسان ممکنه از دست بره . خواهش می کنم صرفنظر از هر عقيده و مسلک و گرايشی که دارين - اول بياين با تمام قوامون به داد مردم بم برسيم . بعد که کارمون تموم شد همه با هم می ايستيم و فرياد می زنيم . فحش ميديم . باعث و بانی اين فاجعه رو خونه خراب می کنيم . خوبه ؟! فقط خواهش می کنم حالا نه !
۲۱:۳۳ ۱۳۸۲/۱۰/۰۸ بيست هزار کشته ، مقصر کيست؟

اگر هر خانه اى به اندازه زندانهاى مخوف و مساجد شهر از لحاظ زير بنا قوى و امکانات ساختش به همان اندازه ميبود تعداد کشتگان امروز شايد به ٢ درصد تقليل ميافت و شايد اصلا هم کسى از بين نميرفت و شما دغدار و من هم به جاى شريک بودن در غمتان ، در شاديتان شريک ميبودم اين تعداد را ميشد به شايد صفر تقليل داد اگر ارزش انسان در دنياى اسلام هيچ نميبود.
من بم را نديده ام ولى ميدانم مردمانش همانى هستند که من هستم و کارگران و محرومانش همان زبان را صحبت ميکنند که من ميکنم . مردم بم قربانى بي مسئوليتى يک حکومت اسلامى شده اند که بر هيچ يک از موازين انسانى ارزش نميگذارد . مقصر اصلى اين رويداد خود جمهورى اسلامى و دولت و بنيادهاى رشوه خوارى ، اعدام ، شکنجه ، سنگسار و مسجد ساز ش ميباشد .
ما ميتوانيم جلو همچين تراژدى بزرگ را بگيريم . ما ميتوانيم زيربناى خانه ها را محکمتر بسازيم و تنها راه چاره براى ايرانى اباد و مطمئن، نابودى اسلام ،و رخت بر بستنش از سرزمين انسانهاست .
مرگ بر اسلام و حکومتش ، زنده باد انسان و جان انسان .
مردم بم !
ما را در غمتان شريک و سهيم بدانيد

۲۱:۴۷ ۱۳۸۲/۱۰/۰۸ خلاصه دانستن زندگی به اين دنيا و جهل پنداشتن علم خدا به سبب حهل خويشتن جز از جهل آدمی دليل ديگری ندارد و جاهل را بايستی به انديشه دعوت کرد ( اگر جهلش بگذارد). من نيز تو را به مطالعه دعوت ميکنم. آری من نيز اگر جای آن عزيزان بودم شايد از غصه ميمردم ولی اين دليلی برای خاتمه جهل تو نيست... بهتر است ادای دلسوز ها را در نياوريم و بيشتر از همان خدای به اصطلاح خواب خودت بخواهيم تا صبرشان دهد. بهترين دلسوزيست.... به جای اين تفکرات صده پنج هجری بهتر است تا ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد. به جای زر اندوزی ببخشيم به آن کودکی در خيابان سرد تهران آدامس ميفروشد
۱۹:۳۱ ۱۳۸۲/۱۰/۱۰ واقعا برای بعضی ها متاسفم که ذره ای شعور در وجودشان نيست و به راحتی کفر می گویند.
خواندن اين مطالب هم کفاره دارد
خاک بر سرتان
بی ظرفيتها.....
۱۶:۱۲ ۱۳۸۲/۱۰/۱۱ انگار در اين ديار در بايد بر پاشنه مصيبت و بلا بگردد. هميشه. کدام سال در طول اين تاريخ هزاران ساله بوده که قوم ايرانی در بهت فاجعه ای عزادار نبوده باشد؟ چرا اين خاک دوست داشتنی اين همه با مصيبت خو کرده؟
۰۶:۰۲ ۱۳۸۲/۱۰/۱۲ ای بابا اين دری وری ها چی يه ميگيد. بابا جون توی کشوری به پيشرفتگی فرانسه بر اثر آنفولانزا ۱۵۰۰۰ مردند و هيچی هم نشد. هیچ کسی هم صداش در نیومد. ايران ۷۰ ميليون جمعيت داره. شمام بسه ديگه. چيزی نشده که بی ظرفيتها. فرض کنيد اونها زنده اند. اصلا فرقی به حال شما ميکرد؟ پس بهتره موضوع را تمام شده تلقی کنيد.
۱۴:۱۰ ۱۳۸۲/۱۰/۱۴ تقصير خودمونه.برای اينکه همه ی تو سری هايی رو که خورديم به حساب حکمت الهی گذاشتيم و سعی نکرديم يه کم هم به اراده ی آدما احترام بزاريم ...
۰۳:۱۹ ۱۳۸۲/۱۰/۱۶ سنگين نشستهايم وهمی گوييم ::::: سنگين نشسته اند ونمی گويند
۰۳:۳۰ ۱۳۸۲/۱۰/۱۶ به اقای دکتر بهزادفر و بقيه اقوام وخويشانشان:
بشکست اگر دل من،به فدای چشم مستت
سرخم می سلامت شکند اگر صبوحی
۲۲:۰۸ ۱۳۸۲/۱۰/۲۵ اميدوارم دادن اين همه قربانی گشاينده راهی باشد تا دگر بار اين همه قربانی نداشته باشيم ...
۱۹:۰۸ ۱۳۸۳/۰۱/۰۶ به شما چه ربطی داره!!!!!
۱۹:۴۱ ۱۳۸۶/۰۹/۱۸ همون طور که اب دريا توی ليوان نميگنجه حکمتهای خدا هم توی ذهن کوچيک ما نميگنجه

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.