بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

تغییرات خاصی که از شروع ترم اخیر در فضای فرهنگی یکی از دانشگاه‌های بزرگ ایران رخ می‌دهد، فعالان فرهنگی دانشگاه را بر آن می‌دارد که در جلسه‌ای با مسئولان دانشگاه، از طریق گفتگو به حل و فصل مسائل بنشینند. نمایندگان کانون‌های مختف فرهنگی و هنری دانشجویی ایرادهای خود را به طور صریح با مسئولان طرح می‌کنند. پس از آن‌ها سرپرست دانشگاه نیز با صراحت پاسخ می‌دهد و در بخشی از سخنانش چنین می‌گوید:

قرار است نوحه‌گر تربیت کنم
"... من نه آدم سیاسی هستم نه آدم اجرایی. من یک معلم هستم. من نیامده‌ام که شما را مجبور کنم مبلغ کانون‌های اسلامی باشید. اما این حق را به من بدهید که به عنوان مدیر دانشگاه وظیفه‌ای دارم. شما یا شاخص‌های اسلامی را نمی‌شناسید یا با آن بد هستید. بروید! چون این‌جا جای شما نیست. تشکیلاتی که شما الان عضو آن هستید، وظیفه‌ی قانونی‌اش این است که پیوندهایی بر محور اسلامیت را تقویت کند و خلاف آن را ردکند... من بحث کلی کردم که شما دقیقاً بدانید اوضاع از چه قرار است. رک می‌گویم دوستان، من به عنوان رئیس دانشگاه قرار است مسجد درست کنم، قرار است هیأت درست کنم، قرار است سینه‌زنی درست کنم، قرار است نماز راه بیندازم، قرار است کانون قرآن راه بیندازم، قرار است مجلس هفتگی روضه‌ی زنانه راه بیندازم، قرار است نوحه‌گر تربیت کنم. یادتان هست شما جشنواره‌ای به نام اقوام ایرانی به راه انداخته بودید، من با آن مخالف‌ام چون قومیت‌گرایی اسلامی نیست. من اگر درست کنم، همه‌ی اقوام ایرانی را جمع می‌کنم و می‌گویم نشان بدهید برای حسین چطور سینه می‌زنید..."

این خبر را بر اساس گزارش کامل یکی از نشریه‌های دانشجویی این دانشگاه نوشتم. اگر کامل آن را می‌خواهید، صفحه‌های مربوط به آن، با فرمت PDF در این لینک‌هاست: صفحه‌ی ۱ ـ صفحه‌ی ۲

نظرات خوانندگان
۰۲:۲۶ ۱۳۸۴/۱۲/۲۵ به اين مطلب شما در بلاگ نيوز لينک داده شد. سال نو مبارک!
۰۲:۴۷ ۱۳۸۴/۱۲/۲۵ سلام!
من دانشجوی همين دانشگاه هستم و این نشريه سابق بر این نشریه‌ای منتقد و درون‌گروهی ما بود. متاسفم که چنين اتفاقی در و از اين دانشگاه شروع شده است اما شايد لازم باشد بدانيد که اين تنها آغاز ماجراست! بنابر آنچه امروز صبح گفته می‌شد بعد از تعطيلات عيد می‌بایست شاهد تغييرات جديدی باشیم. از جمله اختصاص روزهای زوج برای فعالیت خانم‌ها در کانون‌های امور فرهنگی و مختص شدن روزهای فرد برای آقایان! جالب است بدانیم سرویس‌های این دانشگاه مدت‌هاست دچار تغییرات متعدد و ناپایدار از جمله جابجایی محل آقایان و خانم‌ها، جدا سازی فضای اتوبوس توسط میله و جدا کردن کامل اتوبوس خانم‌ها و آقاقیان شده است که هیچ کدام دوامی نداشته و همینک وضع به حالت سابق بازگشته است. در صحبتی که امروز با یکی از دوستان داشتم که دانشجوی یکی دیگر از دانشگاه‌های کشور بوده که جدیدا ریاست دانشگاه‌شان دچار تغییر شده است، چنین اخطاری نسبت به سرپرست نه‌چندان متفاوت با سرپرست دانشگاه خود را به او دادم، اما گویا آنان که دست دست به این تغییرات زده‌اند خوب می‌دانند سراغ چه محیط‌هایی بروند!
جای تاسف دارد که در چنین اوضاعی نه چون گذشته محیط دانشگاه شاهد حضور فعالان واقعی خود بوده و نه کسی معترض وضع می‌شود، اگر بعد از حذف یکایک فعالان دانشجویی به بهانه‌های واهی و تعلیقاتی که هر روز عده‌ی بیشتری را شامل می‌شود، کسی باقی بماند!
۰۴:۴۱ ۱۳۸۴/۱۲/۲۵ خب به نظر می‌رسه که اين يکی صادق‌ترين و البته ساده ترين ِاين قوم فعلا حکم‌ران باشد!
۰۶:۳۷ ۱۳۸۴/۱۲/۲۵ عضو شوراي سردبيري روزنامه رسالت(محمدكاظم انبارلويي) هم در خصوص دستاوردهاي نظام در سال جاري گفت:
حضور گسترده و وسيع مردم در انتخابات رياست جمهوري نهم و رقابت كامل و آزادانه گروههاي سياسي و انتخاب شخصيتي به عنوان رئيس جمهور كه امروز شايد ""محبوب ترين چهره سياسي در ايران و منطقه و حتي جهان""!!!! باشد از جمله اين دستاوردهاست.
http://kayhannews.ir/841225/2.htm#other207
۰۶:۵۸ ۱۳۸۴/۱۲/۲۵ عزيز جان خب زياد مهم نيست! در عوض اش مداحان کشور تصميم دارند برای گسترش کلاس های درس و آزمايشگاه و استخدام استاد از خارج و افزايش بودجه کتابخانه و بورسيه تحصيلی و مانند اين ها در دانشگاهها تلاش کنند!
۱۷:۴۸ ۱۳۸۴/۱۲/۲۵ به اين ميگن کشور گل و بلبل !!!!
۱۸:۳۲ ۱۳۸۴/۱۲/۲۵ اگر چه به نظرم منبعي كه اين نقل قول را منتشر كرده احتمالا؛ سخن اين رئيس دانشگاه را تحريف نموده است اما حتي اگر اين بنده خدا چنين گفته باشد حرف او را تاييد مي كنم. به هر حال تربيت نوحه خوان بسيار بهتر از در انداختن جوانان اين مملكت به دامان مردار ماركسيسم است. كاري كه امثال دفتر تحكيم مي كنند و الان تعدادي از عناصر مركزيت آن رسما ماركسيست شده اند . آن هم در زمانه اي كه ماركسيسم را بايد در موزه هاي تاريخ جستجو كرد.
۲۰:۳۰ ۱۳۸۴/۱۲/۲۵ جناب بیداری ! مارکسیسم به عنوان یک تلاش فکری بشری حداقل ارزش نگهداری در موزه که جای محترمی هم هست را دارد اما اسلام شما که محصولات خروجی آن چیزهایی از قماش این بابا است امروز در تولید فکر برای جهان بهتر چه حرفی برای گفتن دارد و در آینده کجای تاریخ قرار میگیرد؟
۲۱:۴۷ ۱۳۸۴/۱۲/۲۵ سلام دوستان
به نظر می رسه که يک توطئه ای در کار هست. اخيرا يک سری آزمايش ژنتيکی در حال انجام هست که نشون بدهند که کرد ها و يهوديال اسراييل از يک نژاد هستند. البته این تست های ژنتیکی اعتبار چندانی نداره . تعداد زيادی افراد کرد و اسراییلی هم ريخته اند در ويکیپديا و دارن تمام صفحات ايران رو تحريف می کنند. بچه ها می گن که اينها دنباله سیاست های اسراییل هست برای ایجاد یک پایگاه نظامی در کردستان عراق. به هر حال ایل افراد هر کسی هستند کاملا به مسایل ایران آشنا هستند و به شدت هم دارند اختلافات قومی رو در صفحات ایران دامن می زنند. خواهش می کنم بیایید کمک کنید. تعداد بچه های ایرونی خیلی کمه.
۲۳:۰۱ ۱۳۸۴/۱۲/۲۵ خوابگرد عزيز
بسيار روشنگرانه بود. متشکرم.
۲۲:۳۰ ۱۳۸۴/۱۲/۲۶ يه خبر هم اينجا بگم: يکی از دانشجويان دوره ی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی سهند در رشته ی رياضی اخيرا بخاطر فعاليتش در انمن اسلامی دانشگاه اردبيل (در دوره ی کارشناسی!!)پس از گذشت سه ترم از تحصيل در دوره ی فوق ليسانس از سوی رياست دانشگاه و کميته انضباطی از ادامه ی تحصيل محروم شد و حکم به اخراج اين دانشجو دادند. نکته جالب توجه اينه که اين دانشجو هيچ گونه فعاليت سياسی و ...ای در دانشگاه فعلی(سهند) نداشته بود. به نظر می رسه نتايج انتخابات ۳تير داره يواش يواش ظاهر ميشه! تبريک به دشمن!
۰۴:۳۵ ۱۳۸۴/۱۲/۲۷ ببخشید آقای خوابگرد اما هر کاری کردم نتونستم به این بیداری اینو نگم که سگ مارکسیست‌ها می‌ارزد به هزاران انسان متحجر و واپس گرای مثل تو و اون کسی که این خزعبلات رو گفته. نگاه کن ببینی کجا وایستادی. تو خوابی نه بیداری.
۰۹:۰۱ ۱۳۸۴/۱۲/۲۷ سلام
این دانشگاهی که ازش حرف زدید دانشگاهی که من به آن تبعید شدم تا در آن برای نوحه گر شدن درس بخونم .
میخواستم خدمت دوستانی که با حال و هوای این دانشگاه آشنا نیستندو فکر می کنند که این نوشته صرفا یک شوخی است عرض کنم که در تک تک فضا های این دانشگاه این سیاست به چشم می خورد و نکته ی جالب در این دانشگاه این است که دانشجویان محترم اش این وضعیت را با جان دل پذیرفته اند و باور کرده اند که تنها هدفشان از آمدن به این دانشگاه نوحه گر شدن است!!!!!
شاید بد نباشد که اضافه کنم از دید من ۸۶٪ دانشجویان این دانشگاه مبتلا به افسردگی هستند
۱۰:۴۵ ۱۳۸۴/۱۲/۲۷ باعث شرمساری ماست ولی فکر می کنيد ما چکار می تونيم بکنيم؟
۲۳:۴۸ ۱۳۸۴/۱۲/۲۷ حوزه آمد سوی دانشگاه تهران غم مخور!
پر کنند آن خانه را از روضه خوانان غم مخور
روزی این خانه شود مثل گلستان غم مخور
خواهد آمد روزی آزادی ایران غم مخور
امضا: خرمگس!
۱۴:۳۹ ۱۳۸۵/۰۱/۰۵ اول متن به نظرم شبیه به طنز اومد.اصلش رو خوندم و هنوز باور نميکنم در قرن 21 ام چنين خزعبلاتی از ذهن موجودی بنام آدميزاد تراوش کنه!!!متاسفم.
۰۶:۱۴ ۱۳۸۵/۰۱/۰۷ جناب سرور...من حساب کردم ۸۴٪ بيشتر افسرده نبودند
۰۱:۳۴ ۱۳۸۵/۰۱/۱۷ اقای رامشت را حرام زاده تاريخی می نامم او حرام زاده فاشيست هايی هم چون...
۱۹:۱۳ ۱۳۸۵/۰۱/۱۷ هفت شهر عشق را عطار گشت ... ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم
۱۹:۴۹ ۱۳۸۵/۰۱/۱۷ خيلي ژيش از اين در جمعي به فعالان ان . جي .او ها توصيه كردم اول نام تشكل خود يك عنوان هيات محبان ... اضاف كنند . همه حرف من را شوخي گرفتند . باور كنيد انجمن هاي علمي و فرهنگي دانشگاهي بايد كه در اول نام و عنوان خود چنين واژگاني را بكار گيرند.
۱۸:۰۱ ۱۳۸۵/۰۱/۱۸ واقعا برای چنين انسان های کو ته فکری متا سفم به قول فروغ اينان چيزی به جز تفاله يک مرده نيستند
۱۹:۳۶ ۱۳۸۵/۰۱/۱۸ Next time, vote for the right candidate.
When these guys were un-elected, they did what they wanted. Now, they are elected.
I guess one thing is for sure, "eslaah talabi" is our only way. Not the best, but the only one. This is what this election proved.
۲۱:۵۶ ۱۳۸۵/۰۱/۱۸ هر دم از این باغ بری ميرسد ...

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.