بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
عکس‌آن‌لاین دوشنبه

برخی آشنایان
پنجره پشتی
یادداشت‌های ادبی محمدحسن شهسواری

چنگی بر چند حکایت
خبر لغو مجوز چاپ پانزدهم رمان یگانه‌ی «نیمه‌ی غایب» در شهر پخش شده و من توان رفتن به سمت تلفن و زنگ زدن به «حسین سناپور» را ندارم.  



هفتانک

پیشنهاد

سایت‌ها
هفتان دوات ۳۰نما جن و پری زمانه بی‌بی‌سی پارسیک تابناک اعتماد کارگزاران روزنا جام‌جم همشهری بالاترین کارگاه هنر عکاسی مگیران ایران کیهان بلاگ‌نیوز حیاتِ نو

سایت‌های دیگر
انسان‌شناسی و فرهنگ رخداد مرور ماندگار فیروزه ۷سنگ فروغ قفسه کافه داستان دیباچه نصور آتی‌بان

این چند ماه، داستان‌ها و رمان‌ها، نه بر کاغذها و در کتاب‌ها که به پست‌مدرن‌ترین شکل ممکن در خانه‌ها و خیابان‌ها نوشته می‌شود. این خبر حاشیه‌ای روزنامه‌ی اعتماد را بی‌هیچ ویرایش و دست‌کاری بخوانید:

اعتماد: شنيديم در شب برگزاری دعای کميل خانواده‌های فعالان سياسی، دو جوان هم اشتباهاً بازداشت شده‌اند. گفته می‌شود در همان ساختمان يک پارتی شبانه در حال برگزاری بوده است و هنگامی که دو نفر از حاضران در پارتی قصد خروج از ساختمان را داشته‌اند، مأموران از آن‌ها می‌پرسند شما هم در دعای کميل شرکت داشتيد؟ آن‌ها نيز از ترس بازداشت به دروغ خود را شرکت‌کننده در دعای کميل ناميده اما بازداشت می‌شوند. آن‌ها پس از مشخص شدن هويت آزاد شدند.

پیوند:
روایت شاهد عینی از این ماجرا


نظرات خوانندگان
۱۵:۲۴ ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ جمهوری اسلامی و تناقضات بی پایانش . امیدوارم بتونم بزودی این کشور رو ترک کنم . این جا فکر کردن آدم ها رو دیوانه میکنه .
۱۶:۴۸ ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ از این بهتر نمی شه!!
۲۳:۰۵ ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ با الهام از طنز رضا قاسمی، عنوان فوق العاده ای بود
۱۸:۴۸ ۱۳۸۸/۰۹/۰۱ در یکی از ریختن‌های یکهویی به قصد بازداشت در خانه‌ی یکی از بستگان عکس‌های تشییع جنازه‌ی پرجمعیت فریدون مشیری برای آن‌ها برانگیزاننده‌تر از خمره‌های شراب و عکس‌های لختی بود. باز هم به همان می‌رسم که همیشه می‌رسم. تفکر در این سرزمین از هر خلافی سنگین‌تر بوده و است.
۱۹:۲۳ ۱۳۸۸/۰۹/۰۱ تمام تاریخمان یک طنز بزرگ است در حرکت معکوس خودش و در انکارهای مدام اعمالی که زمانی مقدس بوده و بعد ورق برگشته و کارهای عادی ایی که زمانی جرم بوده و به راحتی آب خوردنی تغییر موضع می دهد . ای کاش کمی حافظه ی تاریخی مان بیشتر بود .
۲۱:۳۶ ۱۳۸۸/۰۹/۰۱ افتخاری دیگری برای ایرانیان
درود
رادیو عمومی ملی npr (انگلیسی زبان) طی نظر سنجی ای در صدد انتخاب بهترین خواننده جهان میباشد در بین اسامی کاندید این نظر سنجی استاد محمد رضا شجریان تنها کاندید ایرانی موجود میباشد.خواهشمندیم به عنوان یک ایرانی شرکت کرده و پنج خواننده برتر دنیا را انتخاب کنید.
www.npr.org
سپاس
(برای اطلاعات بیشتر به وب سایت شجریانی ها مراجعه کنیدwww.shajarianfans.com
۲۲:۲۴ ۱۳۸۸/۰۹/۰۱ خوب پس دیگر کسی نمی گوید جامعه ما هنوز توان پذیرش داستان پست مدرن را ندارد
خودمان شده ایم پست مدرن
دو روز دیگر هم می شویم سو رئال
۰۸:۰۲ ۱۳۸۸/۰۹/۰۲ سلام
و این یعنی اینکه پدران و مادران در دعای کمیل بودند اما فرزندان در جایی دیگر!...
باید پذیرفت.
۱۱:۴۹ ۱۳۸۸/۰۹/۰۳ آقا رضا سلام. من خيلي وقت ها مطالب خوب شما را مي خوانم و به شما هم علاقه دارم. ولي يك انتقادي هم به شما دارم. ببخشيد جسارت است ولي ديگه شما شورش را درآورده ايد صرفا بر اساس يك "شنيده" كه معلوم نيست گوينده كي بوده و چه غرض و احيانا مرضي داشته آمده ايد و با روش خاص خودتان به نظام حاكم تو سري زده ايد. من هم با خيلي از اتفاقاتي كه در اين كشور مي افتد موافق نيستم ولي سعي مي كنم منصف باشم و تا از چيزي مطمئن نيستم بيان نكنم و حرفي نزنم. موفق باشيد.

-----------------
>>>> خوابگرد
توسری زدن به نظام حاکم دقیقاً یعنی چی؟ یعنی بعد از این که طی این چند سال اخیر هر صاحب‌منصبی حتا یک نماینده‌ی مجلس هم در ایران، نماینده‌ی نظام حاکم تلقی شد، حالا دیگر چند مأمور امنیتی هم نماینده‌ی نظام حاکم‌اند؟! از این که بگذریم، من و ما حقیقتاً چگونه می‌توانیم به نظام حاکم توسری بزنیم؟! از این که بگذریم، من به شهادت کسی که هم نامش را می‌دانم هم می‌شناسمش، بیش‌تر اعتماد دارم تا نام مستعاری که مرا «رضاجان» خطاب می‌کند و از نوشته‌های خوبم تعریف می‌کند و من جز «بهزاد» بودنش چیزی از او نمی‌دانم!
۱۳:۵۲ ۱۳۸۸/۰۹/۰۴ رضا جان سلام.
1. تو سری دقیقا همان کاری است ک شما گاه در سایتتان انجام می دهید.
2. از نوشته اتان خواننده نمی فهمد که راوی را می شناسید و احیانا با او سر و سری دارید. تازه خود راوی شما هم خودش ندیده بلکه شنیده، تازه تر وضغیت نفر بعد هم مغلوم نیست، وضعیت اعتماد شما به دیگران هم فکر کنم دیگر معلوم شد.
۱۴:۵۹ ۱۳۸۸/۰۹/۰۵ رضا جان سلام. الان می فهمم که چطور می شود یک آدم اهل مطالعه مثل شما به واسطه ی نفرت از چیزی به هر مستمسکی هر چند خنده دار دست بزند تا قافیه را جور در بیاورد. قافیه چو تنگ آید...
به یکی گفتند شاهدت کیه گفت: ... بعد رفته به وبلاگ خانمی لینک داده که مقیم خارج از ایران است (اون جوری که خودش میگه) بعد او از آن جا یک شاهد عینی جور کرده که مو لای درزش نمی رود. خسته نباشی بابا!

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.