بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه


برخی آشنایان

امسال، دهمین سالی ست که جایزه‌ی ادبی نویسندگان و منتقدان مطبوعات برگزار می‌شود. همین عدد «ده»، باعث شد فکر معرفی «کتاب دهه» هم در ذهن خاک‌خوردگان این جایزه بجوشد. در مورد داوری این دوره، بحث و بررسی‌های زیادی انجام دادیم، تا سرانجام در نشست دیشب‌‌، با بحث بر سر روش انتخاب و نیز توجه به رویکرد خاص این جایزه که در نُه دوره‌ی گذشته، هویت مشخصی هم پیدا کرده، و نهایتاً با رأی‌گیری چند مرحله‌ای، توانستیم نامزدهای بهترین رمان و بهترین مجموعه‌داستان سال ۸۷ را مشخص کنیم.

در بخش رمان، «احتمالاً گم شده‌ام» نوشته‌ی سارا سالار، «مونالیزای منتشر» نوشته‌ی شاهرخ گیوا و «نگران نباش» نوشته‌ی مهسا محب‌علی به مرحله‌ی نهایی رسیدند و در بخش مجموعه‌داستان هم «آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند» نوشته‌ی حامد حبیبی، «برف و سمفونی ابری» نوشته‌ی پیمان اسماعیلی و «دیوانه در مهتاب» نوشته‌ی حمیدرضا نجفی بیش‌ترین رأی را آوردند.

برای «کتاب دهه» هم قرار شد نامزدهای این بخش، شامل ده رمان و ده مجموعه‌داستان برتر از میان تمام نامزدها‌ی ده سال اخیر این جایزه، با رأ‌ی‌گیری از داوران این دوره، تا یک هفته‌ی‌ دیگر مشخص و اعلام شود. داوری دهمین دوره‌ی این جایزه بر عهده‌ی یونس تراکمه، محمدحسن شهسواری، احمد غلامی (که دبیر جایزه هم هست)، حسن محمودی، علیرضا محمودی ایرانمهر، مهدی یزدانی‌خرم  و من است.

پیوندها:
>> واکنش پنج نفر از نامزدهای جایزه به انتشار این خبر
>> تقدیر از ابراهیم گلستان در جایزه‌ی امسال


نظرات خوانندگان
۱۴:۰۶ ۱۳۸۸/۰۸/۰۳ تا حالا کتاب دهه برگزار شده یا امسال اولین دورشه؟ اگه شده دهه های گذشته چه کتاب هایی جایزه گرفتند به عنوان بهترین کتاب دهه؟

-----------------
>>>> خوابگرد
این جایزه، امسال ده‌‌ساله می‌شود. برای همین، از میان نامزدهای همه‌ی این ده سال، بهترین‌های دهه‌ی اخیر را هم معرفی خواهد کرد.
۱۴:۵۹ ۱۳۸۸/۰۸/۰۳ سلام
نکته‌ی جالب‌اش این بود که برای «کتاب دهه» هم قرار بر این است که نامزدهای این بخش، از بین تمام نامزدها‌ی ده سال اخیر این جایزه انتخاب می‌شوند.
کار بسیار سخت و حتماً نفس‌گیری است.
خداقوت و خسته نباشید.
۰۰:۳۲ ۱۳۸۸/۰۸/۰۴ http://jaryaneahmadinejad.blogfa.com/post-285.aspx
ارائه این لینک در لینکده خوابگرد می تواند به روشن شدن حقیقت کمک شایانی کند
۰۱:۳۰ ۱۳۸۸/۰۸/۰۴ سلام سيد ...دانشجوي سال آخر زبان و ادبيات انگليسي هستم و موضوع پايان نامه ام سينما و چشم هيزي و فرويد و تفاوت لذت فيلم ديدن در مرد ها و زنها و كلن محور جنسيت در سينماست...لطفن اگه مقاله يا منبعي لاتين سراغ دارين حتمن كمكم كنيد...منتظرم
۱۴:۵۹ ۱۳۸۸/۰۸/۰۴ هما نگونه كه در بالا هم عرض كردم وضعيت حاكم بر جامعه فرهنگ و هنر به گونه اي خطرناك است و اكثر سينما گران و ادبيات مدرن در وضعيتي بلاتكليف به سر مي برند چرا كه اصلا نمي دانند چه خواهد شد و البته در اين بين شاهد هستيم كه سينماگران حرفه اي و چيز بلد دارند قيد حضور در جشنواره ها را زده اند و عده اي ديگر همانند بهمن فرمان آرا اساسا مي گويند هيچگونه حاظر نيستند در اين فضا كار نمايند و از طرف ديگر ما شاهد هستيم عده اي با كناره گيري اين گروه از سينماگران كه هميشه معترض به وضع موجود بودنند و در تمام كارهاي آنها مي توان ردپاي از اعتراض به حاكميت را ديد مي خواهند با حاكم شدن فضاي خرافه گويي و رواج دادن جشنواره هاي از اساس بي پايه مي خواهند نوعي فرهنگ خرافه گويي را رواج دهند و كلا هنر مدرن را حذف نمايند و به دوراني برگردنند كه خود در تاريخ ديده ايم چگونه باعث شده اند فضا را از اون ذات هنر خالي نمايند و دست به اصولي بزنند كه با بنيانها پوچ و هيچ مواجه گرديم. نه از اون نوعي پوچگرايي بلكه از نوع خالي بودن از هر تفكري كه باعث گردد جامعه به گونه اي ديگر رشد نمايد و مسير را جوري تغيير دهند كه اساسا هيچ تفكر باقي نماند كه بخواهند رواج پيدا نمايد.
۲۰:۰۹ ۱۳۸۸/۰۸/۰۴ اول باید به پیمان اسماعیلی عزیز تبریک بگویم که حق اش است جایزه اول را ببرد. هر سه کتاب را خوانده ام. کار حامد حبیبی را با اینکه دوست داشتم ولی ضعیفتر از دو رقیب دیگرش است. کار نجفی را هم باید گفت که نصبت به کتاب اولش پسرفت داشته و به جز تک داستانش که حالا یادم نیست کدام بقیه که فکر کنم دو تا باشد با اینکه کار در خور توجهی هستند ولی نصبت به کار خودش ضعیفتر بوده اند. ولی کار پیمان اسماعیلی را از چند منظر می توان بهتر دید. اول اینکه سعی کرده در یک ژانر حرکت کند و از منظر مضمونی داستان ها در کنار هم تکمیل کننده یک فضا هستند. دوم اینکه از نظر زبانی باز از رقیبانش بهتر است. سوم اینکه یک نگاه جدید به داستان کوتاه ایرانی داده آنهم نوشتن داستان های گوتیک است که خیلی کم داشته ایم. به هر صورت امیدوارم داوران جایزه بدون اینکه رفاقت ها را در نظر بگیرند- چیزی که اغلب در جایزه ها اتفاق می افتد - بهترین کار را انتخاب کنند که از نظر من کار اسماعیلی یک سر و گردن بهتر از بقیه است و حقش. در قسمت رمان هم مونالیزای منتشر» را نخوانده ام اما نگران نباش را خوانده ام . رمان خوبی است و کمتر در ادبیات داستانی زنانه ی دهه گذشته ایران نویسنده زنی داشته ایم با خصوصییات محب علی که به دور از کلیشه های مرسوم فمنیستی داستان بنویسد. امیدوارم این بار این جایزه برگزار شود و مثل بقیه جایزه ها دو روز مانده به اختتامیه نگویند مراسم برگزار نخواهد شد. هر چند توی مملکت هیچ چیز دست ما نیست و هر کاری که بخواهند می توانند انجام دهند گویا.
۱۸:۴۸ ۱۳۸۸/۰۸/۰۵ این مونالیزای منتشر که خیلی خوشگل بود... از اون دست روایتهایی داشت که دوست دارم.
به روزم با "حلق بسته چاه"
۲۰:۲۲ ۱۳۸۸/۰۸/۰۵ يعني واقعا بيوتن اميرخاني اين قدر ضعيف بود سيد؟!
۱۴:۵۷ ۱۳۸۸/۰۸/۰۶ کسی به فکر جواد ماهزاده نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۱۸:۳۷ ۱۳۸۸/۰۸/۰۶ جناب شکراللهی
پسآ آدم با شعری از حامد داراب(اپرای بیست و هفتم پانویه) چشم به راه شماست
حضور ، نقد ، و نظر را دریغ نفرمایید
۰۰:۱۷ ۱۳۸۸/۰۸/۱۰ مراسم کی برگزار میشود و کجا؟
۲۳:۲۶ ۱۳۸۸/۰۸/۱۳ جای رمان ((باغ مارشال)) که فکر نمیکنم بیشتر از 10سال عمر داشته باشه خالیه
البته ((کافه پیانو)) هم چنین وضعییتی داره این که دیگه ماله همین یکی دوسال اخیره

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.