

سفری به سوی راه داستان
معرفی سه کتاب و تشکر از یک مترجم 
اميرحسين سام، آهنگساز اين آلبوم که هماکنون در دانشگاه آکسفورد دورهی تخصصی پزشکیاش را میگذراند، مقدمهای برای آن نوشته که میتواند راهگشای خوبی برای درک جايگاه مجموع آثار اين آلبوم باشد.
«موسيقی ملی و سنتی ايران در ربع قرن اخير به برکت ظهور و حضور چهار استاد بیبديل: محمد رضا شجريان، محمدرضا لطفی، حسين عليزاده و پرويز مشکاتيان، نشاط و طراوتی بیسابقه يافته است. انس کمنظير با گوهر رديف، همنشينی ديرينه با شعر پارسی، ممارست مداوم و از همه مهمتر شور و شيدايی درونی اين بزرگواران، جانی تازه در پيکر ستبر اما رنجديدهی موسيقی سرزمينمان دميده است. به پاس تمامی رنجهای صبورانه و عاشقانهای که اين عزيزان برای اعتلای موسيقی کشورمان بردهاند، مجموعهی «صبح، بهار، باران» به ايشان تقديم میشود.»
اگر شما هم مثل من با نظر اميرحسين سام در مورد چهار استاد بیبديل موسيقی ايران موافق باشيد و آثار ارائهشده در آلبوم «صبح، بهار، باران» را از سر تأنی گوش کنيد، خيلی راحت میفهميد که چرا او اين آلبوم را ايشان تقديم کرده است. حاصل تلاش سام و علي بيات (خواننده) نه به کمال اما به نسبت نشانههای بسيار روشنی از چهار مؤلفهی بالا را دارد: انس به رديف، همنشينی با شعر پارسی، ممارست و شور و شيدايی. صدای علی بيات که متولد 1355 است و تجربهی شاگردی حسين عليزاده را دارد، خيالانگيز است و در عينحال که هنوز راه برای پرورش بيشتر آن گشوده است، هماکنون نيز هيبتی تأثيرگذار دارد. طنين صدای او همزمان که طنين قدرتمند صدای شهرام ناظری در تصنيفخوانیهای دورهی نخست فعاليتش را به ياد میآورد، زير و بمی نسبتا وسيع دارد که نشانههايی از تسلط شجريان را نمايش میدهد. بیگمان حضور او در گروه همآوايان به سرپرستی حسين عليزاده، در اين تسلط و وسعت تأثير بهسزايی داشته و دارد. آن چه در صدای او مرا مجذوب میکند، نخست طنين آن است و ديگری سوز صادقانهای که گويا از متن اشعار آهنگها برآمده، بر جانش نشسته و بروز يافته است. اين ويژگی بيش از آن که يک ويژگی حرفهای بهنظر بيايد، يکجور منش دانشجويیست؛ دانشجويی به معنای بیتکلفی، جسارت و صداقت تامّ. با اين وصف روشن است که علی بيات سالهای چندی بايد با همين حساسيت در همين مسير بپيمايد تا بتواند به مرز اساتيد نزديک شود. آن چه اکنون میشنوم قابليت طی اين مسير را بسيار دارد.
و اما اميرحسين سام که از خواننده هم جوانتر است و در سال 1357 به دنيا آمده، بهرغم جوانی، مجموعهآثاری در اين آلبوم ارائه کرده که حتا اگر به گفتههای خودش هم بیاعتنا باشيم، نشانگر ممارست طولانی و شيدايی بسيار اوست. او از هشت سالگی نوازندگی سهتار را از بهنام واداني در مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران آغاز كرده. در سال 1372 به انگلستان رفته و رديف را نزد مجيد درخشانی و رديف آوازی را با تورج كيارس در دانشگاه لندن تكميل كرده است. اين آلبوم نخستين آلبوم مستقل اوست و پيش از آن در كاست «ماوراءالنهر» از انتشارات سروش و كاست Ocean of the Heart كه دانشگاه لندن آن را منتشر کرده، سهتار نواخته است. اميرحسين سام در عين حال يک پزشک است و از دانشكدهی پزشكی UCL فارغالتحصيل شده و اكنون هم مشغول تحصيل در دورهی تخصصی پزشكی در دانشكدهی پزشكی اكسفورد است.
آثار اين آلبوم در عين حال که حال و هوايی متفاوت دارند، در يک سطح و برابر هم نمیايستند. با اين حال آنچه در کليت آنها کمی انتقادبرانگيز است، برابر گرفتن «انس با رديف» با «تعهد به رديف» است. او در انتخاب اشعار آلبوم سوای شعرهای خودش و دو شعر از شفيعي کدکني، شعری از احمد شاملو و شعری از اخوان ثالث و شعری هم از عبدالکريم سروش برگزيده که نشان نوجويی او در برخورد با متن است؛ اما اين رويکرد در «جزييات» جملهسازیهای او ـ بهويژه در تصنيفها ـ چندان پررنگ نيست. در نخستين اثر مستقل طبيعیست که احتمالا دست و دل آهنگساز بلرزد. گوشهها و نغمهها با روشی محافظهکارانه و در برخی موارد برگرفته از الگوهای پيشين در آثار عليزاده و مشکاتيان، بازآفرينی شدهاند و از نوآوری در گردش نغمات و پاسخگويی جملات تصانيف خبر چندانی نيست. من شخصا با گوش دادن به اين آلبوم سبکبال میشوم و به سبب نزديکی آن با دسترنج نوآوریهای اساتيد، به آن دل میبندم؛ اما بيشتر ترجيح میدهم با شناختی که اميرحسين سام با اين آلبوم از خود ارائه کرده، جسارت و نوآوری بيشتری از او در جزييات درک کنم و بشنوم. با اين همه، شنيدن آلبوم «صبح، بهار، باران» مرا به انتظار آثار بعدی اميرحسين سام و علی بيات دعوت میکند.
دوستی که واسطهی ميان من و اميرحسين سام است، راپورت خوشحالکنندهای داد که قرار است بهزودی او وبلاگی تخصصی راه بيندازد با موضوع موسيقی ملی و سنتی که احتمالا يک وبلاگ صوتی ـ متنی خواهد بود. آقای سام، میدانم که میآيی؛ پس زودتر بيا!
مشخصات ديگر آلبوم:
:: راست و پنجگاه
تصنيفها: میدانم كه میآيی (سام) ـ به كجا میروی (عبدالكريم سروش) ـ صبح آمده است، برخيز (محمدرضا شفيعی كدكنی)
قطعه: چهارمضراب مادر (راست و پنجگاه از اميرحسين سام)
:: ماهور:
تصنيفها: برف نو (احمد شاملو) ـ چه خبر؟ (سام) ـ خموشانه (شفيعی كدكنی) ـ تو را ای كهنبوم و بر دوست دارم (مهدي اخوان ثالث) ـ ايران (سام)
قطعه: ماوراءالنهر (با الهام از رديف موسيقی ايران از امير حسين سام)
:: نوازندگان:
اميرحسين سام: سهتار، غريبانه (ساز ابداعی سعيد پيماني)
اميرعلي سام: تمبك
شهرام غلامي: بربط
شروين مهاجر: كمانچه، كمانچه آلتو