بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
عکس‌آن‌لاین دوشنبه

برخی آشنایان
پنجره پشتی
یادداشت‌های ادبی محمدحسن شهسواری

چنگی بر چند حکایت
خبر لغو مجوز چاپ پانزدهم رمان یگانه‌ی «نیمه‌ی غایب» در شهر پخش شده و من توان رفتن به سمت تلفن و زنگ زدن به «حسین سناپور» را ندارم.  



هفتانک

پیشنهاد

سایت‌ها
هفتان دوات ۳۰نما جن و پری زمانه بی‌بی‌سی پارسیک تابناک اعتماد کارگزاران روزنا جام‌جم همشهری بالاترین کارگاه هنر عکاسی مگیران ایران کیهان بلاگ‌نیوز حیاتِ نو

سایت‌های دیگر
انسان‌شناسی و فرهنگ رخداد مرور ماندگار فیروزه ۷سنگ فروغ قفسه کافه داستان دیباچه نصور آتی‌بان

اين يكي را ديگر نمي‌توانم تاب بياورم. ابتذال، بزرگ‌ترين آفت فرهنگي‌ست كه روشنفكران فرهيخته نيز از شر آن در امان نيستند و به هزار رسم و جور، و گاه چون خوره به جان آدم مي‌افتد و بي‌آن كه بفهمد، تسخيرش مي‌كند و مي‌گنداندش. بدبختي بزرگ‌تر اين است كه ابتذال قدرت آن را دارد كه هر مرزي را بشكافد و تا عمق انديشه، نگرش و رفتار انسان هم نفوذ كند.

 

وبلاگ‌نويسي به واسطه‌ي ذات روزمرگي‌اش، استعداد آن را دارد كه زمينه را براي پرورش روح ابتذال فراهم‌تر كند. و چه رنجي مي‌برند، روشنفكراني كه وبلاگ‌نويسي برايشان جدي‌ست و درعين‌حال از اين طاعون خانمان‌برانداز نيز در هراس‌اند. حتا اگر تيز نگاه كني و سخت هواي خودت را داشته باشي، تكرار در برخورد با مصاديق ابتذال، و از آن مهم‌تر، عادت كردن به نگرش‌ها و برخوردهاي مبتذل، خودش مايه‌ي دردسر مي‌شود و تو را فرو مي‌برد به همان جا كه هميشه از آن مي‌گريزي و به تبري جستن از آن هم افتخار مي‌كني. پايبند نبودن يا نماندن به اصول درست‌نويسي زبان فارسي، اعم از املاي درست كلمات تا رسم‌الخط، پيش پا افتاده‌ترين تاثيري‌ست كه پديده‌ي وبلاگ‌نويسي به عنوان يك امر مبتذل در شخصيت فرهنگي وبلاگ‌نويس ايجاد مي‌كند. و بالاترين حد تاثير ابتذال، آسان‌گيري بر خود در بيان هر گونه ادعاي فرهنگي، فلسفي، ديني، هنري و... است. بيان احساس شخصي، آن‌چنان‌كه لحن و زبان هم گوياي احساس باشد و شخصي بودن آن، در هر حوزه و رشته‌اي، نه مذموم، كه كاركرد وبلاگ است، اما مدعيانه سخن‌راندن در هر حوزه‌اي، تاثيرگرفتن از روح مبتذل وبلاگ‌نويسي‌ست. دست خود آدم هم نيست؛ محيط مبتذل، تاثير خودش را ذره‌ذره گذاشته است.

 

مثالي دم دست مي‌زنم. همين چند روز پيش خبر كوتاهي منتشر شد  از پارك‌وحشي در چين(احتمالا) كه يك گاو معمولي خانگي را به ميان بيش از 20 ببر قوي‌هيكل انداختند تا به سياق زمان رها بودن‌شان، شكاري كنند و حظي ببرند. چه چندش‌آور بود سر و كله زدن ببرها با گاو مفلوك كه زورشان نمي‌رسيد به آن. نه دندان‌شان فرو مي‌رفت در گلوي گاو و نه پنجه‌شان خفت گاو را مي‌توانست چسبيد. عاقبت هم چه تصوير تهوع‌آوري بود خسته شدن ببرها و ليس زدن تكه گوشت‌هاي آماده‌ي پيشكشي. شكار كردن را فراموش نكرده بودند، يادشان بود، اما تكرار نشستن بر سفره‌ي مبتذل غذاي آماده، تاثير خودش را گذاشته بود، همين!

 

شيرين عبادي چند روز پيش سخني گفت درباره‌ي حقوق بشر و اسلام. حسين درخشان يادداشتي و پس‌يادداشتي نوشت و مدعيانه پرداخت به بيخ ماجرا و استدلال‌ كرد و از قرآن آيه آورد كه اسلام با حقوق بشر متناقض است و جمع نقيضان محال است و الخ... داريوش ملكوت هم به صراحت انتقاد كرد به درخشان كه چنين مدعيانه وارد هر مبحثي نشود. بر داريوش تاختند كه چرا به درخشان ايراد گرفته و چرا جواب سوالش را نمي‌دهد. حالا هم من، نه قصد دارم از موضع شيرين عبادي دفاع كنم و نه بر آن هستم كه پاسخي به بحث درخشان بدهم. بيش‌تر تلاش كردم انتقاد داريوش را تكميل كنم و صراحتا بگويم كه همان‌طور كه در بين مردم ايران هيچ كس نيست كه جلوي دوربين تلويزيون، در پاسخ هر سوال كاملا تخصصي بگويد نمي‌دانم، در وبلاگ‌نويسي هم اين ابتذال مجسم كاملا رخ نموده كه هر كسي به خود حق مي‌دهد به جاي سوال كردن، استدلال كند و حكم صادر كند. به خصوص در رشته‌هاي علوم  انساني و هنري كه الحمدلله همه‌ي ايرانيان در آن‌ها سرآمدند. كافي‌ست فقط به اين نكته توجه كنيد كه مثلا حسين درخشان در يادداشتش از عبارت علمي «جمع دو متناقض محال است» استفاده مي‌كند اما نه تعريف علمي مفهوم تناقض را مي‌داند و نه اطلاعي درباره‌ي اين اصل منطقي دارد. همه چيز برپايه‌ي تكرار شنيده‌هاست و درك كوتاه و شخصي.

 

 اين گونه است كه وبلاگ‌نويسي بعد از مفتضح كردن خط و زبان فارسي، توانسته هر موضوع جدي و انديشه‌ورزانه را نيز به لجن بيماري ابتذال بكشد و مثل سرطان هم پيشرفت كند و نويسنده و خواننده و همه را به گند بكشد. دريغ از لحظه‌اي تامل و انديشيدن. دريغ از ذره‌اي رعايت «كلمه» كه هم واژه است و هم مفهوم كه براي به‌كاربردن هر يك دانه‌ي آن بعضي‌ها چه ترس و لرزها كه نمي‌كنند. دريغ از اندكي نگاهداري حرمت تفكر. همه چيزمان دارد فداي سرعت و تكرار و ساده‌گيري و شهرت و ابتذال مي‌شود و بس.

 

ابتذال شاخ و دم ندارد، خوب كه نگاه كنيد، مي‌بينيد كه گاو تن‌ريش انديشه درميانه‌ي ميدان رهاست و سرآمدان عرصه‌ي اطلاعات، چلق از بيخ استخوانِ مانده‌ي هرزگويي بيرون مي‌كشند. خوش‌مزه است، نه؟ پس زنده باد گند ابتذال در وبلاگستان!


يادداشت تكميلي درهمين‌باره با عنوان: به ابتذال زنده‌باد نگوييم!


نظرات خوانندگان
۰۵:۴۶ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ والا سید جان این نسل را گو ش شنوای این حرفها نیست . غلط ننویسیم را مسخره می کنند و بی حرمتی را با دموکراسی توجیه.
۰۷:۵۹ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ سید جان
مقوله اسلام و دین شناسی خارج از مقوله بمب اتم و میکروبیولوژی و موارد تخصصی است. طبق یکی از آیه های قران مردم حق دارند در مورد دینشان تحقیق کنند وبعد دینشان را انتخاب کنند. سئوالی که حسین درخشان مطرح کرد بعلاوه هزاران سئوال دیگر که از تضاد این دین و هر دین دیگر ناشی میشود به طور یقین برای کسی که میخواد دینش را بشناسد پیش میاید.
پاسخی که آقای ملکوت به درخشان دادند دقیقا به این معنی است که اگر میخواهی دین را بشناسی برو حوزه علمیه و تا درجه اجتهاد بخوان بعد از این سئوالات مطرح کن.
این به نظر شما منطقی است؟
۰۸:۰۱ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ راستی هر کسی میتواند سئوالش را مطرح کند با سطح پایین سوادش حتی نگارش غلط در وبلاگش بنویسد. نمیتوانیم وبلاگ را مختص افراد خاصی بکنیم. یقین بدانید کسی که در نگارشش غلط املایی دارد تعمدا اینکار را نمیکند بخش اول نگارش شما به این معنی است که آهای کسانی که سوادتان در نگارش فارسی کم است از وبلاگستان بروید بیرون.
!
۰۸:۴۲ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ شما خودت مثلا خیلی بارته؟
۰۸:۴۴ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ نه نشد شما موظفی به من جواب بدی من پدر و جد بلاگستان شیشه ای فارسی هستم...
۰۸:۴۸ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ خوابگرد نوشته است كه سوال كردن با حكم كردن فرق مي كند . حودر سوال نكرده حكم كرده خيلي هم از موضع بالا اين كار را كرده است . به نظر من نظر آقاي شكراللهي خيلي دقيق نوشته شده و اصلا منظورش اين چيزهايي كه آقاي رضا در پيام بالا گفته است نيست .
۰۹:۰۳ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ بحث در مورد نوشته ها و ادعاهاي حسين درخشان که به گفته خودش چرک نويس افکارش هستند زماني جايز است که حداقل پاک نويس شده باشند.
۰۹:۰۵ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ فقط خواستم خدمت جناب درخشان عرض کنم که اطفاقا آقای شکرالهی آنقدر اهل منطق هستند که بتوانند به شکلی کاملا منطق پسندانه از دوستان عزیز تقاضا کنند که در ضمینه ای که تخصص ندارند اظهار نظر تخصصی نفرمایند و به پشنوانه ی سوابق وبلاگ نویسی خودشان را علامه دهر تصور نکنند. اگر آنچه به نام آقای حسین درخشان در نظرات خوانندگان درج شده توسط خود ایشان نوشته شده باشد این خود گویای کرامات ایشان است!
۱۰:۳۱ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ رهگذر جان
سخت گیریهای حکومت اسلامی هر یک از ما را دیکتاتور بار آورده است من حرف شما را قبول دارم که نوشته حسین درخشان کمی شکل حکم را پیدا کرده است اما مشکل لااقل برای من اینجاست که وقتی سئوالات مشابه را نه به شکل حکم بلکه فقط به عنوان یک مسلمان علاقه مند پرسیدم تهدید به ملحد بودن شدم
من جواب سئوالم را هرگز پیدا نکردم چون اینگونه سئوالات اصولا جواب منطقی ندارند. اما به شکل خودم هم تبدیل شدم به حکم دادن.
از ماست که بر ماست
۱۱:۱۵ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ استدلال شما کاملاً صحیح. شاید درخشان فرم مناسبی برای بیان مقصودش انتخاب نکرده. اما شما به شکل ظریفی فرم و روش او را به باد انتقاد گرفته و از اصل مطلب و محتوای آن گریخته اید.
همانطور که شاید درخشان علم کافی برای قضاوت بین اسلام و حقوق انسان ندارد, به نسبتی عبادی هم علم کامل را ندارد.
آقای شکراللهی! آیا اسلام با حقوق انسان در تضاد هست یا خیر؟
به ما یاد داده اند که شما درک نمی کنید کنه دین را و باید چون ما درس دین خوانده (و ارتزاق از متاع دین کنید) تا به این درک برسید!
آقای شکراللهی! آیا اسلام با حقوق ابتدائی آدمیزاد در تعارض نیست؟ شما بگوئید!
۱۱:۳۲ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ بنظر من جناب رهگذر حرفش منطقی است و از آنجايی که من تخصصی در زمينه سازگاری دين و حقوق بشر ندارم اين بحث را به متخصصان واميگذارم ولی به عنوان يک ايرانی مسلمان شخصا به بيانات سرکار خانم عبادی بيشتر اعتقاد دارم تا سخنان آقای درخشان. در پايان اميدوارم متخصصان علم حقوق و علمای دينی در ميزگردی عادلانه و در جوی آزاد اين مسئله را مورد تحليل و بررسی قرار دهند تا مردم بتوانند در اين خصوص قضاوت منطقی تری داشته باشند. جملات فوق تنها نظرات شخصی من است و نه بيشتر .
۱۲:۳۹ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ نمي شد با ايميل بش بگيد؟
۱۳:۰۲ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ با عرض پوزش از آقای شکراللهی در يادداشت قبلی اينجانب جناب آقای شکراللهی اشتباها جناب رهگذر نوشته شده بود که بدينوسيله اصلاح ميگردد.
۱۳:۳۷ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ چی بگم والا...
۱۳:۵۶ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ بله!متاسفانه اين بار اول نيست،بار اخر هم نخواهد بود که ايشان و خيلي از بلاگ نويسان ديگر به شکل تئوريسين ظاهر مي شند وخارج از صلاحيتشان اضهار نظر مي کنند.مي دانم بلاگ محيط کاملا شخصيست،اما دليل نمي شود هر کس هر دري وري که خواست بگويد...
۱۵:۰۴ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ آيا واقعا وبلاگ نويسي خط و زباتن فارسي را مفتضح كرده ؟ آيا دربازار انديشه ايران اصلا اونقدر موضوعات جدي هست كه وبلاگ نويسها به لجن بكشندش؟ راستي وبلاگ نويسي تنوع موضوعات را زياد كرده يا اندك موضوعات را به لجن كشيده؟ به هز حال نسل ما سوالات زيادي بزاي مطرح كردن داره و نسل شمت هنوز فقط در جواب سكوت را تئوريزه ميكنيد !
۱۵:۱۴ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ نمیدونم همیشه دوست دارم وبلاگ نوشتن حداقل برای خودم جدیت داشته باشه!ولی در مورد حرفهای شما شاید باید دوسه بار دیگر مقاله تان را مطالعه کنم.
۱۶:۳۱ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ مرد حسابي وبلاگ را ما مفتضح نويسان علم کرديم.. شما روشنفکرها بريد مبارزه کنيد و آزادي رو پس بگيريد و بعد در نشريات آزاد براي خودتون روشنگري کنيد.. همينکه عرصه افتضاح نويسي رو برما تنگ کرديد و اومديد توي خونه ما (وبلاگستان بزرگ) و حرفاي قلمبه سلمبه ميزنيد و ما هيچ چيز بهتون نمي گيم بريد خدا رو شکر کنيد .. (راستي اين قلمبه سلمبه از مصاديق بارز همون مفتضح کردن خط و زبان پارسي هستشا :))) البته اون کلمه مفتصح که شما به کار مي بري از مصاديق قاطي کردن فارسي شيرين با عربي مفتضح نيست ها !!)
۱۷:۵۵ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ پيشنهاد ميكنم يك شوراي نگهبان وبلاگ به رياست اقاي خوابگرد تشكيل بشه همه قبل از پابليش مطالبشون بدن اونا اديتش بكنند.
۱۹:۰۴ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ این هم از اون خیلی چیزهاست که باید از بغلش بی توجه گذشت!
۱۹:۳۱ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ آنچه حق کلام بود آقای شکراللهی گفتند. وبسيار دقيق وصريح بدون هيچ اهانتی. من نکته ای را که منظور نظر ايشون بود گرفتم و به نظرم اتفاقا به مطلب مهمی اشاره کردند. اميدوارم دوستان ديگر هم به جای شلوغ کردن به نکات اشاره شده که بدون هيچ طعن و کينه ای بيان شده توجه کنند.
۲۱:۴۹ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ خبر نداشتم بعضيها ارث پدریشان را در بلاگستان فارسی جستجو می کنند...البته این بار اولی نیست که جناب درخشان خودشان را خیلی بزرگتر از آن چیزی که هستند می بینند اما ظاهرا با گذشت زمان این توهم شدیدتر شده است...یک زمانی این بنده خدا سحابی حرف جالبی در مورد گروههای به اصطلاح اپوزیسیون خارج از کشور که داعیه آزادی و دموکراسی دارند زده بود ... یک چیزی تو مایه های فحش دادن و در رفتن...من به شخصه با ادعایی که حسین درخشان در خصوص تقابل اسلام و آزادی کرده است مشکلی ندارم...واقعیت اینه که برای خودم هم بارها و بارها چنین سوالاتی پیش آمده و به جواب درستی هم نرسیده ام، آدم مذهبی هم نبودم که این وسط گیر بیافتم...اما اینکه این آقا بخواد این وسط نقش آدمهای همه کاره را بازی کند و نظرات دیگران را به تمسخر بگیرد و فقط خود را محق بداند ، ماجرای دیگری است که ناشی از همان توهم خود بزرگ بینی است که اول گفتم و باعث می شود ایشان در هر زمینه ای به خودش حق صدور حکم - و نه اظهار نظر - بدهد... به زبان اساتیدی مثل آقای درخشان میشود : jack of all trades , master of none...که به زبون ما بی سواتا میشه : همه کاره هیچ کاره !
۲۲:۳۴ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ چرا نظر کسی را که به اسم درخشان داده پاک نمی‌کنيد؟
۲۲:۳۷ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ راستش من مقاله شما با حسین را نخواندم. با خواندنش هم نه بس اعتقاد خواهم شد.ولی اصلا درک نمی کنم چرا سایت گویا اینقدر یاد داشت های ایشون براش جالبه!!!!!؟؟؟؟؟
۲۳:۰۷ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ سلام. منهم فکر نمی کنم گفتن این مسئله در وبلاگ آقای درخشان زیاد مشکلی باشه. البته من 100% با ایشوم مخالفم. ولی این بحثها باعث میشه ما بیشتر به دینی که بهش اعتقاد داریم یا نداریم فکر کنیم.
۲۳:۲۰ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ آقای شکراللهی تا انجا که من به خاطر دارم در فارسی کلمه "حتی" را "حتا" نمینویسند!. اقا شما خودتان دارید ابتذال می اورید در زبان فارسی. راستی شما تحصیلاتتان در علوم انسانی که به ان اشاره کردید چیست ؟!
۲۳:۲۴ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ دستت درد نکنه. گل گفتی. بدتر از همه اینکه این آقایان جامع العلوم خارج از ایران و دور از آتش نشسته اند و حکم می دهند و انتقاد می کنند و... ما باید اول یاد بگیریم آزادی بیان یعنی چه!
۲۳:۴۲ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ اقاي شکر الهي عزيز ميدانم شما درد دين داريد که اينقدر تا انجايتان سوخته.. و حالا در لباس بي طرفي يک چنين اتهام گوز به شقيقه اي را به حسين درخشان ميزنيد... من قصد حمايت از خسين را ندارم که هر چه مي کند و مي گويد به خودش مربوط است.. اما چند مشکل با شما دارم... يکي اينکه شما گويا معني کلمه ابتذال را خوب نمي دانيد و با همان درک سطحي به قول خودتان : پس از چند بار شنيدن اين کلمه را به کار مي بريد.. به هر حال من کسي را که جلوي اسمش سيد اضافه مي کند را بيشتر لايق صفت مبتذل ميدانم تا هر چيز ديگري که شما بوي گندش را شنيده ايد...
دومين اشکال من با شما اين است که ايا تمام مشکل شما با تمام اين قضايا گويا با اين حل خواهد شد که هر کس در بيان نظرش يک ؛من اينطور فکر مي کنم؛ هم به سرش بچسباند و همين طور از ان بالا به زير دماغش نگاه نکند و حکم صادر کند .. واي که شما يکي چه نمونه خوبي هستيد فقط و فقط با همين يک مطلب اخرتان...
اما مشکل اينجاست و مشکل ان اقاي داريوش هم ايضا که حسين سوالي پرسيده و يک مثال براي ان اورده کل قضيه بسيار ساده و بديهي است حال اگر اين همه اقايان با کمالات اينقدر اين حرف به نظر خيلي ها بديهي را سخيف مي پندارند چرا از جواب دادن عاجزند .. در کل صدها نظر و مطلبي که اين روزها در جواب حسين نوشته شده حتي يک جواب هم وجود ندارد...من نمي دانم ايا بحث در مورد اين مطلب که بسيار مهم و عمومي است هم بايد به اقايان متخصص واگذار کرد .. حتما از متخصص منظورتان اقايان ملاهاست و گرنه جواب بقيه که واضح است....
در اخر برايتان ارزوي شفا مي کنم .. ميدانم بد دردي است گير کردن بين تضاد هايي که ادم سالها به انها اعتقاد دارد و دنياي مدرن بيرحمانه انها را از ادم مي قاپد و ادم نمي تواند حقيقت را هضم کند انوقت تب مي کند و به هزيان مي افتد
۲۳:۴۳ ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ ein nazar sanjie iadide aghaie derakhshan ke dige mareke hast ,khob shod ein zarbol masal farsi hast ke mige be robah goftand shahedet kie goft :domam
۰۰:۱۸ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ مبحث جالبي را مطرح كرديد ولي واقعا تعريف ابتذال چيست؟ آيا مثلا فيلم شعله فيلم مبتذليست؟ يا فيلم ايثار تاركوفسكي يك فيلم هنري و نامبتذل است؟ به ياد مياورم روزي با دوستي -كه هم اكنون قلم ميزند و انچنان دچار خود روشنفكربيني شده كه فراموش كرده روزي از ابراهيم تاتليس و شماعي زاده لذت ميبرد ولي حالا كمتر از پروكفيف گوش نميكند - به سالن رودكي براي تماشاي گاو رفتيم بعد از ديدن فيلم ژست روشنفكر مابانه اي بخود گرفته بود و در سكوت فرو رفته بود بعد از گذشت نيم ساعت به حرف افتاد و جمله تاريخي خود را گفت " كاش اندازه من اين فيلم رو فهميده بودي!!!" آقاي شكراللهي مواظب باشيد تعصبات مذهبيتان جلوي ديد منطقيتان را نگيرد بحثي كه مطرح شد بسيار ساده و كاملا از نص صريح خود قران بود و ما نبايد براي توجيه تعصب خود به طرف مقابل تهمت ابتذال بزنيم چرا كه اين خود بسيار مبتذل است. اين شيوه استالين است كه با تهمت ابتذال سانسور را به ميان كشيد و نتيجه اش را هم ديديم . بگذاريد شعله ساخته شود و در كنارش ايثار هم ساخته خواهد شد من دكتري ميشناسم كه شعله را بيش از ۱۰ بار ديده است و به شما اطمينان ميدهم كسي كه دكتراي رياضي از دانشگاه واترلو گرفته آدم مبتذلي نيست.
۰۱:۲۴ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ از کی تا حالا اظهار نظر راجع به چیزی نیاز به تخصص و تلف کردن زمان در آن رشته دارد؟ مگه ایشون داره کار اجرایی می کنه که نیازی به تخصص داشته باشه؟ یک سوال ساده کرده است، واضح است که شما مخ لص ها هروقت کسی سوال دینی داشته باشد دادتان به هوا می رود. در ضمن شما چه کسی هستید که میزان تخصص دیگران رو می سنجید؟ تخصصی در این زمینه دارید؟ برای من کاملا روشن است که به جای جواب دادن، قصد پاک کردن صورت مسئله رو دارید. خوشبختانه تاریخ مصرف مذهب هم تمام شده و این از نظرسنجی وبلاگ درخشان روشن است.
۰۱:۴۵ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ شما می خواهید این منظور را برسانید که هر که عمیق فکر می کند و مبتذل نیست صد در صد به دین اسلام شما ارادت دارد . ولی خیالتان راحت باشد که اینجوری نیست.
۰۳:۲۹ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ خيلي عجيب است که سوال کردن هم مبتذل شناخته شود... از آنجايي که گليم دين و سياست در ايران بيش از اندازه بزرگ شده است ، خواه نا خواه خود را وارد همه اذهان کرده است و همين مساله، حق اظهار نظر درباره اش را براي همه محفوظ مي دارد... توصيه هاي آقاي سجادي انگار دارد اثر مي کند!
۰۵:۱۲ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ سلام دوست من / رها از غم باشي هميشه
۰۷:۳۱ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ متعصفانه چن که ما صواط نداریم مچبوریم که دیگه وبلاگ ننویصیم که یهو به ابطظال نکشونیم اینجا و اونجا رو...!!!! و حالا فحمیدیم که واصه نضر دادن باید کلی تهقیق و طفحص کرد.. واسه حمین مجبورم نزر هم ندم...
۰۹:۳۳ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ بار عاطفی کلمات در هر زبانی، می تواند معنی حرفهای همه را عوض کند. به نظر من، اول از کلمه ابتزال که بوی غرور و نخبه گرايی می دهد دست برداريم. بعد، من هم با نظر حسين موافق نيستم، يعنی به نظر من اصولا" برداشت حسين از مسائل اجتماعی و سياسی بسيار سطحی است. اما به هر حال، اين نظر حسين است، و اگر به نظر حسين اسلام دين ضد دموکراتيکی است، در درجه اول، اين نظر حسين درخشان است. حالا به دليل اينکه حسين درخشان اين نظر را در وبلاگش که يکی از پرخواننده ترين وبلاگهاست نوشته، دليل حکم صادر کردنش نيست! بله، در اين دنيايی که همه از اتخاذ يک نظر صريح طفره می روند، بقول خانم ارونداتی روی، بعضی ها هم لازم است يک جهت و نظر صريح را انتخاب کنند و موضع بگيرند. غلط و يا درست بودن حرفشان هم بحثی است برای مطرح شدن، موضع گيری افراد هم دليلی بر حجت بودن حرفشان و اينکه در صورت استدلال صحيح قانع نمی شوند، نيست.
۰۹:۳۴ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ د ر ضمن ابتزال نوشتن ابتذال از سوی بنده هم يک اشتباه ماشين نويسی بود!
۱۱:۰۰ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ شما که ادعا دارید اسلام با حقوق بشر تناقض ندارد
لطفا یک مثال کامل و جامع بزنید که این حرف را اثبات کند میدونم
شما هم همان افکار ی را دارید که امثال خاتمی و دارو دسته اش دارن لطفا جمع کنید این بساط را
و با خود یک کم خلوت کنید
و با دید باز دورو بر خودمون بیبینم
۱۲:۴۷ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ سلام
موافقم ؛ به شدت !
فعلا همين !
۱۳:۰۲ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ سيد جان ميدوني مشكل كجاست؟! چه كسي بايد نظر كارشناسانه بدهد؟! علماي دين؟! و يا حداقل كساني كه در اين رشته چند سالي درس خوندن. درسته؟! و اين چنين اشخاصي به هيچ وجه خودشون و وارد اين مسايل نميكنن و تا ازشون در اين باره ميپرسي با "استغفرالله" گفتن سر و ته قضيه رو هم ميارن و ...
۱۳:۰۸ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ کلمه "ابتذال" کمی دور از اصاف نبود. بد بد هم فکر کنیم او اشتباه کرده نه ... با آرزوی موفقیت برای همه‌گی‌مان
۱۳:۱۰ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ تصحیح: دور از " انصاف "
۱۶:۰۰ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ وبلاگ نوىسى را نمى توان محدود به فرهىختگان و دانشمندان كرد. هر وبلاگى آىىنه تفكرات نوىسنده است. خوشتان نمى آىد نخوانىد. آىا شما تعىىن مى كنىد چه كسى سواد نظر دادن دارد و چه كسى ندارد؟
۱۶:۳۳ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ islam=adam koshi
yani hameye dain haro negah koni yani hamin!
khaak bar sare har chi dindaare
۱۶:۵۴ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ كاملا بستگي داره به ديد آدم نسبت به ماهيت و هدف وبلاگ نويسي كه چون تا به حال هيچ كس نتونسته تعريف جامع و مانعي از اون بده، هنوز كماكان براي هركسي يه تعريف شخصي داره.اگه وبلاگ نويسي رو با توجه به روزانه بودنش نوعي صحبت مكتوب بدونيم، همونطور كه ما درطول روز ممكنه راجع به خيلي از موضوعاتي كه كاملا بر اون مسلط نيستيم نظر بديم، وبلاگ هم ميتونه اين آزادي رو داشته باشه، با اين تفاوت كه وبلاگ نويس بايد متوجه باشه كه مكتوب شدن نظراتش ميتونه باعث بازخواست هاي بعدي بشه.با اين حال اگر ما صاحب وبلاگي رو در يك زمينه تخصصي صاحب نظر و موجه ندونيم، بهتره به جاي اعتراض و نفي مطالبش، كلا از خوندن اون بخش صرف نظر كنيم.ابتذال به نظر من ريشه اي عميقتر از يك قالب خاص بياني مثل وبلاگ داره، البته نه بصورت مطلق، چون بواقع نميشه پديده اي مثل تلويزيون و روزمرگي ذاتيش رو در گسترش ابتذال ناديده گرفت.
۱۷:۳۵ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ دست است و صد البته درست میگویید. وقتی که هر کودکی از گرد راه تولد نرسیده ادعای کهنسالی و تجربه میکند، بیش از این هم توقعی نمیتوان داشت. و من دوباره حرف مریم خانم را تکرار میکنم که "این نسل را گو ش شنوای این حرفها نیست . غلط ننویسیم را مسخره می کنند و بی حرمتی را با دموکراسی توجیه."
هیچ چیز به انسان اجازه تنبلی در گفتار و رفتار را نمیدهد، هیچ چیز.
۱۷:۳۵ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ درست است و صد البته درست میگویید. وقتی که هر کودکی از گرد راه تولد نرسیده ادعای کهنسالی و تجربه میکند، بیش از این هم توقعی نمیتوان داشت. و من دوباره حرف مریم خانم را تکرار میکنم که "این نسل را گو ش شنوای این حرفها نیست . غلط ننویسیم را مسخره می کنند و بی حرمتی را با دموکراسی توجیه."
هیچ چیز به انسان اجازه تنبلی در گفتار و رفتار را نمیدهد، هیچ چیز.
۱۹:۳۸ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ فريدون سه پسر داشت...
۲۰:۱۵ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ جانا سخن از زبان ما می گویی!
ولنگاری در نگارش فارسی در وبلاگها از حد گذشته است. آه و افسوس بر زبان پارسی که اینگونه در حال قلع و قمع است!
۲۰:۴۳ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ ما آدما عجيبيما . عاشق دعوا و شلوغ پلوغی هستيم هر جا ببينيم دعواشده سرک می کشيم و حالا اگه در جريان ماجرا هم نباشيم چند تا فحش می ديم و خودمون رو خالی می کنيم می ريم. بعضی از کامنتهای اينجا اينطوريه.
۲۰:۵۷ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ یه مطلب در این مورد نوشتم.خوشحال میشم بخونیدش
۲۱:۰۲ ۱۳۸۲/۰۸/۰۹ 1.داشتن سوال و انتقاد نسبت به دین یا هر چیز دیگر و ابراز آن به هر نحوی یکی از اساسی ترین حقوق فردیست که بنا به شرایط اجتماعی وسیاسی خاص کشور ما فقط در عرصه وب و وبلاگ مجال حضور پیدا کرده و نباید این این فرصت رو ازش بگیریم
2. لحن حسین درخشان مانند فردی است که سالها در مورد این موضوع تحقیق کرده ولی این دلیل نمیشه که بجای جواب دادن به سوالش اینطوری جوابش رو بدیم.
3.تعریف شما از ابتذال چیه ؟به نظر من مقاله نوشتن در مورد یک سریال عامه پسند و ضعیف مثل کوچه اقاقیا وتحسین اون خیلی مبتذل تر و سخیف تر از نوشته حسین و بحث های پیرامون آن است.
۱۲:۰۱ ۱۳۸۲/۰۸/۱۰ sardabire khodem keh weblog nist. maghazeh-ye Hossin Aghast.
fargh ast bine weblog nevisi va khsebi
۱۴:۰۷ ۱۳۸۲/۰۸/۱۰ سلام . خوبی؟
یه سر بیا مطالب خوبی دارم برات..
گفتگو با ساسان قهرمان و داستانی منتشر نشده از شهرام رحيميان....
قربانت
۱۵:۱۷ ۱۳۸۲/۰۸/۱۰ سلام آقاي شكراللهي
از طريق همين يادداشتتان و بوسيله سايت باشگاه انديشه با شما آشنا شدم و هم از ساييتان و هم از قلمتان بسيار خوشم آمد . خوشحال مي شوم اگر افتخار دهيد و سري به وبلاگم بزنيد .
۱۵:۱۷ ۱۳۸۲/۰۸/۱۰ سلام آقاي شكراللهي
از طريق همين يادداشتتان و بوسيله سايت باشگاه انديشه با شما آشنا شدم و هم از ساييتان و هم از قلمتان بسيار خوشم آمد . خوشحال مي شوم اگر افتخار دهيد و سري به وبلاگم بزنيد .
۱۵:۱۸ ۱۳۸۲/۰۸/۱۰ سلام آقاي شكراللهي
از طريق همين يادداشتتان و بوسيله سايت باشگاه انديشه با شما آشنا شدم و هم از ساييتان و هم از قلمتان بسيار خوشم آمد . خوشحال مي شوم اگر افتخار دهيد و سري به وبلاگم بزنيد .
۱۵:۱۹ ۱۳۸۲/۰۸/۱۰ سلام آقاي شكراللهي
از طريق همين يادداشتتان و بوسيله سايت باشگاه انديشه با شما آشنا شدم و هم از ساييتان و هم از قلمتان بسيار خوشم آمد . خوشحال مي شوم اگر افتخار دهيد و سري به وبلاگم بزنيد .
۱۶:۱۶ ۱۳۸۲/۰۸/۱۰ خوابگرد جان اگر دليل داری که درخشان چرت گفته رو کن. وگرنه بقيه اش ذکر مصيبت است. اینهمه نوشتی ولی هیچ دلیلی بر نقض نظر حدر نبود!
۱۷:۲۸ ۱۳۸۲/۰۸/۱۰ من فکر می کنم ما داریم خودمون رو دور می زنیم ! همین و همییییین
۲۰:۵۸ ۱۳۸۲/۰۸/۱۰ درود بر شما! مي توان از اين دريچه نيز نگريست كه وبلاگ نويسي باعث شده تا برخي بي مايگان. فرصتي براي تخليه خود داشته باشند! براستي چند درصد مردم مشتري مطالب سخيف وبلاگهاي فله اي هستند؟
۲۳:۵۶ ۱۳۸۲/۰۸/۱۰ آخ آخ آخ...بد جوري موافقم باهات آقا رضا
۰۱:۱۴ ۱۳۸۲/۰۸/۱۱ سلام مطلبی در این مورد . خواندنش ضرر ندارد .
۰۹:۲۸ ۱۳۸۲/۰۸/۱۱ دوست گرامی؛ هر کسی آزاد است در مورد مسائل و موضوعات گوناگون دیدگاه خویش را بیان دارد. به ویژه اگر در صفحه ی شخصی خویش به این کار پردازد. دیگران اگر دیدگاهی متفاوت دارند، چنان چه بخواهند می توانند با وی وارد گفت و گو گردند و بس.
در مورد نگارش نادرست فارسی هم با شما هم عقیده ام. دوستان گاهی کمی در نگارش و ویرایش نوشته هایِ شان کم دقتی می نمایند و نگارش درست را سرسری می گیرند.
۱۵:۳۶ ۱۳۸۲/۰۸/۱۱ خوشم اومد سيد. بالا خره يه نفر از اين وضع شكايت كرد .راستي كدام يك از سياستمداران ما علوم سياسي خوانده اند ؟هر كس در هر موردي اظهار نظر مي كند واين قطعا ابتذال است .
۲۱:۵۵ ۱۳۸۲/۰۸/۱۲ سلام.
با یادداشتتان در وبلاگ درخشان و اهورااشون عزیز مواجه شدم. مطلبی نوشتم که در صورت تمایل میتوانید در وبلاگم بخوانید.
من با شما موافقم ولی...
۲۳:۳۰ ۱۳۸۲/۰۸/۱۲ معنی حرف شما:
1. شما (خوابگرد) متخصص وبلاگ هستید، چرا که در مورد وبلاگ نویسی نظر داده اید.
2. اگر متخصص نیستی، در باره هیچ چیز نظری نده،در وبلاگت هم نظر متخصصانی مانند مرا کپی کن! حتی اگر درد دینت باشد که برای زندگیت است و حتی اگر در جامعه ای زندگی کنی که به اسم دین، دیگران برایت تصمیم می گیرند و تو باید تمام آنها را بی کم و کاست انجام دهی.
3. چرا بر شیرین عبادی ایراد نمیگیرد؟ آیا او متخصص بوده؟ چرا نظردهی ایشان را ابتذال نمی نامی؟ (که البته نیست، اما بر اساس حرف شما اینگونه می توان برداشت کرد)
4. آقا جان اگر هودر مزخرف گفته، شما هم 4 کلام بردار جوابش را بده، یک دلیل بیار حداقل. به خدا آرزو برایمان شده است که از انسانهایی مانند شما دو کلمه حرف منطقی + دلیل در مورد دین بشنویم. همیشه سفسطه، همیشه دور زدن. خودت ببین در بین تمام کسانی که در مخالفت هودر نوشته اند، چند نفر درست دلیل آورده اند و به سوال جواب داده اند؟
۰۲:۲۱ ۱۳۸۲/۰۸/۱۳ الان خود شما هم داريد حکم صادر می کنيد. من نه به شما ايرادی وارد می دونم نه به حسين ولی هيچ مشکلی در استدلال حسين نميبينم. شما چرا سعی نکرديد حرف حسين رو با منطق رد کنيد؟؟؟ مگر قرآن کلام خدا نيست پس چرا با بديهياتی که ذهن بشر امروز (که قطعاً از 1400 سال پیش پخته تر شده) در اين مورد تناقض داره؟ توی قرآن آيه های اينجوری کم نيستند. اصلاً شما تا حالا ترجمه قرآن رو خونديد؟
۰۲:۲۳ ۱۳۸۲/۰۸/۱۳ ميخواستم بگم ذهن بشر امروز پذيرفته
۰۰:۵۱ ۱۳۸۲/۰۸/۱۴ خدا سايه شما را از سر وبلاگستان كوتاه نكنه !
۰۹:۵۳ ۱۳۸۲/۰۸/۱۴ يه چند روزی وقت نشد سر بزنم اينجا چه بحثی شده ، به نظر من اين قضيه ابتذال در وبلاگ نويسی در هر چه ديگر هم غير از وبلاگ مجال بروز بدهد خودش را نشان می دهد ،
۱۷:۳۵ ۱۳۸۲/۰۸/۱۵ چندی پيش در وبلاگ ، مطلبی نوشتم بنام ( بلاگهای مثلا ادبی و روز ملی شعر ) که واکنشی بود بر وبلاگهای ادبی و نوشته های نپخته يا بقول شما ابتذال در وبلاگ - واکنشاهای عجيبی به اين نوشته شد - در موردی که شما اشاره کرده ايد هم نظری ندهم بهتر است!
۰۰:۲۳ ۱۳۸۲/۰۸/۱۶ آقای شکر اللهی! دومين بار بخش آمارگيری وبلاگم مرا بسوی اين نظرخواهی ها کشاند! می دانيد، خوشحال شدم از اين که در اين جو شبه آلود ايران می بينم در ميان خيل بی منطقان هنوز هستند افرادی که نور امید را در دل انسان بیدار کنند و باعث شوند که احساس غربت قلب انسان را نفشارد ! پاينده و سرفراز باشيد
۱۵:۲۴ ۱۳۸۲/۰۸/۱۶ site bahali zadid eivalllllll
۲۰:۱۶ ۱۳۸۲/۰۸/۱۶ می توان حدس زد که شما فرزند خلف حکومتهای مرتجع و ديکتاتور هستيد..در اين حکومتها فقط اقشار خاصی حق حرف زدن و نوشتن دارند . شما هم اگر قدرتش را داشتيد اين يک وجب جا را از ديگران مي گرفتيد تا فقط مزخرفات خودتان را بخورد جماعت بدهيد. چطور بخودتان اجازه می دهيد با نيم مثقال سواد در باره حدود ابتذال و اصولا ابتذال اظهار نظر بفرمائيد. شما اصلا می توانيد ابتذال را تعريف کنيد ؟ لطف کنيد چهارچوبها و کليشه هائی که به شما وحی شده در اختيار عموم قرار دهيد تا مسئولين متعهد و عالم ونهی از منکر کن بتوانند خاطيان و مرتدين را به دار مجازات بياويزند.آنوقت با خيال راحت زرتان را بزنيد.
۲۱:۵۸ ۱۳۸۲/۰۸/۱۶ جناب فراز ات جورنالیست دات کام! مشکل اينه که افرادی مثل شما انقدر نفهم هستند که معنی ابتذال رو نفهميدن! در حقيقت اگه احمقی نبود غمی نبود!
۲۰:۴۹ ۱۳۸۲/۰۸/۱۷ moteasef shodam!
shomaa mo'taghed nistid ke hitler kaare khoobi kard ke kooreie aatish soozi raah andaakht?!
khoshhaalam ke shomaa hich ghodrati nadarid!!!!
۲۲:۲۹ ۱۳۸۲/۰۸/۱۸ دوست محترم و عزیز!به جای بافتن آسمان و ریسمان به هم بد نبود جوابی هم به محتوای نوشته ام میدادی.
۰۹:۳۶ ۱۳۸۲/۰۸/۲۰ آقاي درخشان غرور بد چيزي هست..... مي بيني آدمها چه زود عوض مي شن....
۰۷:۴۶ ۱۳۸۲/۰۸/۲۸ سلام... حسين درخشان ئانش آموخته از دبيرستان نيكان است... دبيرستاني كه وابسطه به بنياد علوي است ... بنياد علوي كه بنيان گذاران آن مرحوم علامه كرباسچي ؛ مرحوم روزبه ؛ مرحوم حاج عباس رحيميمان و مرحوم فاطمي است ... يعني به يك كلام بنيانگذار آن انجمن حجتيه مهدويه ست... هر كسي را به مئارس اين بنياد راه نمي دهند... پروسه انتخاب دانش اموز از مقطع ابتدايي از سالها قبل درست مانند پديرش دانشجو از طرق كنكور بوده يعني بسيار سخت و حتي تحقيق در زمينه خانواده و ميزان اعتقادات ديني خانواده هم مطرح بوده... نوع اسلام حجتيه ؛ دقيقا به مثابه لژهاي فراماسونري است ... دقيقا... خدا و پيغمبر و امام زمان حجتيه ؛ مختص خودشان است به يك كلام مختص به آقا زادگان حاجي بازاريها و پولدارها... و اتفاقا اكثر قريب به اتفاق دانش آموختگان اين مدارس به دليل نحوه برخورد دين مدارانه و بسيار خشك معلمين و مسئولين اين مدارس با آنان ؛ بعد از اتمام تحصيل به شدت دين گريز مي شوند... اين محصول درس خواندن در اين مدارس خاص و به اصطلاح اسلامي ست... آقاي درخشان هم از اين قاعده مستثني نيستند... امام ابتذال در وبلاگستان را بايد در جاي ديگر جست ... آنجا كه وبلاگستان تبديل شده به مخلي براي قرار ملاقات گداشتن و دوست پيدا كردن و احتمالا شريك زندگي آينده پيدا كردن...
۰۷:۴۷ ۱۳۸۲/۰۸/۲۸ ببخشيد من غلط املايي زياد داشتم...
۱۰:۳۲ ۱۳۸۲/۰۸/۲۹ وای که چقدر خندم می گیره وقتی میبینم کسانی میان و از اسلام دفاع می کنند ولی بجای اینکه بیان و از مسایل مطرح شده دفاع کنند میرن طرف مقابلشونو می کوبن ! خب بابا مگه اسلام غیر از اینی یه که حسین درخشان می گه ؟ چرا قرمز می شین الکی ؟ خب برین جواسشو بدین ! بگین نه آقا اینطوری نبوده ! وا ی که مردم از خنده :)))
۲۳:۴۹ ۱۳۸۲/۰۸/۲۹ يه سري به وب لاگ بچه اصفهان بزنيد. دوست داشتين لينكش كنين. موفق باشيد
۰۸:۵۷ ۱۳۸۲/۰۸/۳۰ آيازن در اسلام ارزش دارد ؟. آيا ديه زن نصف مرد نيست؟ آيا در اسلام بدون اجازه شوهر حق دارد بيرون از خانه رود .آيا بردگي در اسلام حذف شده؟ آيا كنيز انسان نيست كه حتي حق مساوي با زن را ندارد .زني كه خود حق برابر با مرد را ندارد. مرد حق گرفتن چهار زن دارد . مرد حق طلاق دارد . مرد طبق آيه قرآن ميتواند زن را تنبيه و بزند. وووو.... آيا دموكراسي اين چنين است . اگر پاسخ كسي خواست بدهد لطفاً با مدرك باشد . اگر كسي هم فكر ميكند اين سخنان بيجا ميباشد . بار ديگر خود آيات قرآن را مي آورم .
۰۹:۰۳ ۱۳۸۲/۰۸/۳۰ 1- لطفاً آيه 50 سوره احزاب را بدون تفسير بگوييد آقاي شكرالهي و خانم شيرين عبادي اگر فكر ميكند اسلام با دموكراسي تنقض ندارد؟
۰۹:۱۱ ۱۳۸۲/۰۸/۳۰ گيست كه قبول داشته باشد .مردي 47 يا 48 ساله با دختري هفت ساله عقد زناشويي ببندد . كاريست انساني. حتي اگر آن شخص پيامبر باشد آيا حق دختر چه ميشود؟
۰۸:۳۹ ۱۳۸۲/۱۰/۱۵ به به. آره بابا راست ميگه. میخواد برامون آیه قرأن بیاره دفعه بعد. اگه دموکراسی اصلی رو میخوایند چرا راه دور میرید یه راست برید تو فلسطین. اونجا ۵۰ ساله که دموکراسیه اونم از نوع کرمانشاهیش.
۱۲:۰۸ ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ سلام ازمقالهات لذت بردم . بگذار يک خاصيت رسانه وبلاگ اين باشه که : هرکی هرچی دلش می خواد بگه.
يه چيزی تومايه های توالت ها پر شعار و حرف قديم قديما.
به نظر من اين مهمترين خاصيت وبلاگه .همين
۱۴:۵۳ ۱۳۸۲/۱۰/۲۸ با این که بلاگر نیستم و برای درست فارسی نوشتن ارزش زیادی قایلم باز هم حرف های aaber نوشته شده در ۱۳۸۲/۰۸/۰۸ - ۱۶:۳۱
بیشتر به دلم میشینه !
نگوییم که بد فارسی می نویسند گر چه خوشایند هم نیست. یا این که چرا از هر در سخن می رانند.
فظای وبلاگ نشانی از فرهنگ عام است نه یک نوشتار رسمی قشر خاص. اینجا مبارزه مفاهیم روشنگری ندارد و فکر می کنم آنهایی که قصد جهت دادن به این توده عام بلاگر را دارند بهتر است در قالبی خاص تر کار کنند در این صورت دست کم از این نویسندگان روزمره به خاطر آلوده کردن محیط کار خود شاکی نمی شوند !
۰۳:۲۸ ۱۳۸۳/۰۲/۲۵ آقا سید تویی که از ابتذال در وبلاگستان حرف می زنی متوجه نیستی که ذات و ماهیت وبلاگ ایجادکننده ابتذاله؟
کسی در روزنامه یا کتاب می نویسه باید برای چاپ مطلبش تخصص داشته باشه اما توی وبلاگ چنین موانعی وجود نداره
شما برای جلوگیری از ابتذال در پایین ترین حد یعنی جلوگیری از غلط های لغوی نیاز به ویراستار دارید چه رسد به مباحث تخصصی و ادبی
۲۲:۳۴ ۱۳۸۳/۰۲/۳۱ شمارا چه به نظر دادن درباره اسلام . شما برين فكر همون شورت كرستتون باشيد و آنممهم در زير سايه ليبرال دمكراسي آمريكائي
۱۹:۲۸ ۱۳۸۴/۰۲/۱۰ سلام حالتان خوب است
۱۵:۵۴ ۱۳۸۴/۰۵/۱۳ شماره گس کسی سراغ نداره
۱۴:۵۲ ۱۳۸۴/۱۲/۱۷ من موافق نیستم چون باید آزادی بیان وجود داشته باشد .... با این فضای بسته فرهنگی در جامعه ما واین ژورنالسیم مسموم طبیعتا جوانان باید حرفهایشان را در جایی مثل وبلاگستان بزنند.....من هم از سکس می نویسیم .. منتها از تنوع در سکس ... حتما می دانید که در صد بالایی از طلاق ها به خاطر مسائل جنسی است
من در وبلاگم لایه های دیگر سکس را نشان می دهم
منتظر پیام شما هستم
این هم آدرس وبلاگ من : bita2.blogfa.com
۱۲:۱۰ ۱۳۸۵/۰۷/۰۶ خوابگرد گرامی، آخر چرا ي و ك عربی؟! تنها برای پیدا کردن وبلاگ‌تان در موتورهای جستجو چنین می‌کنید؟ آیا این کوچک‌ترین نشان از ابتذال فرهنگی که این‌همه فریادش کردید و خوب هم فریاد کردید، نیست؟!
شاد و رها باشی.
۱۸:۱۶ ۱۳۸۵/۰۷/۰۶ بهمن جان الان همه با ویندوز فارسی اکس پی کار میکنند. بنابراین موقع سرچ هم هر کلمه رو با ی و ک فارسی تایپ و سرچ میکنند. و در نتیجه هیچکدوم از این متونی که ی و ک عربی داره در نتیجه جسجو نمیاد
میتونی امتحان کنی.
وبلاگهایی که ی و ک عربی مینویسن عملا نتایج جستجو رو از دست میدن چون گذشت زمانی که مردم از ویندوز نودوهشت و ام ای عربی استفاده میکردن
اما این دوستان روی سیستم قدیمی ادامه میدن چون معتقدن نمایش کرکترهای وبلاگشون باید برای کسانی هم که با ویندوز زیر اکس پی میان درست باشه. در حالی که عملا همه با اکس پی فارسی میان.
۲۱:۲۲ ۱۳۸۷/۰۷/۱۲ خیلی خیلی سایت خفن ودر عین حال مزخرفی دارید
۱۹:۳۷ ۱۳۸۸/۰۳/۱۸ به نام خدمت خانندگان سلام عرض میکنم
من پوریا ... هستم کارگردا ن سینما وتعاتر میخاستم تا در یک سایت خوب مطالبم را بنویسم ولی وقت نشد تا امروز که اطفاقی وارد این قسمت شدم و تصمیم گرفتم این جا بنویسم
نام کتایون ریاحی حتمن اسم اشنا ایست من نمی خاهم به این خانم توهین کنم ومطالب دروق بنویسم اما اطلاعاتی دارم که اگر مردم بدانند شاید سرنوشت زهره امیر ابراهیمی را پیدا کند این زن اپتدا با گسترش و نفوذ خود در سینما وبرقراری ارتبات با سلحشور کارگردان فیلم یوسف پیامبر کمی خود را بالا کشید وبعد هم با بازی در چند فیلم ........ که شخصن چند تا عکس از صحنه ها دارم بازی کرد با چه رویی خود را بهترین بازیگر معرفی میکند و مهر خود را با مرم تقسیم میکند این زن یک مفسد است من در نوشته های بعدی خود حتمن عکس هایی از فیلم های اورا در سایت های مختلف به نمایش در می اورم و اگر تحدیدم کند کل فیلم را به نمایش در خاهم اورد من فقط میخاهم که پایش را به اندازه گلیمش دراز کند

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.