خوابگرد - یادتان از کِشته‌ی خویش آید و هنگام درو!

بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابفرهنگ‌خوان



مرام‌نامه‌ی تبلیغ در این ستون و سفارش آگهی



برخی آشنایان
پنجره پشتی
یادداشت‌های ادبی محمدحسن شهسواری

باید این نام‌ها را به خاطر می‌سپردیم؟
سال ۸۶ دبیر دومین دوره‌ی جایزه‌ی داستان کوتاه شهر کتاب بودم. از میان داستان‌های ۴۶۲ نویسنده، پانزده داستان به مرحله‌ی نهایی رسید. از برخی از این پانزده نفر هیچ اطلاعی ندارم. یعنی ما اشتباه کردیم؟  



هفتانک

پیشنهاد

سایت‌ها
هفتان دوات ۳۰نما جن و پری زمانه بی‌بی‌سی پارسیک تابناک اعتماد کارگزاران روزنا جام‌جم همشهری بالاترین کارگاه هنر عکاسی مگیران ایران کیهان بلاگ‌نیوز حیاتِ نو

سایت‌های دیگر
انسان‌شناسی و فرهنگ رخداد مرور ماندگار فیروزه ۷سنگ فروغ قفسه کافه داستان دیباچه نصور آتی‌بان

چکیده‌ی ماجراهای مربوط به کنسرت سراج در کرمانشاه به این قرار بوده تا اکنون:
:: حسام‌الدین سراج که در تعهدش به نظام کسی تا کنون شکی نداشته، درخواست مجوز کنسرت می‌دهد.
:: قرار بوده سراج دستمزد نگیرد و درآمد کنسرت هم صرف امور خیریه شود.
:: به شرط این که تعداد شرکت‌کنندگان بیش از هزار نفر نباشد، همه‌ی مجوزهای قانونی را به او می‌دهند.
:: چند هفته پیش از آن، احسان خواجه امیری بدون مشکل در این شهر کنسرت برگزار کرده بوده است.
:: در شب نخست کنسرت، انصار حزب‌الله کرمانشاه جلو سالن زنجیر می‌کشند و به کسی اجازه‌ی ورود نمی‌دهند و کنسرت لغو می‌شود.
:: برخی نهادها و رسانه‌های دولتی به رفتار انصار حزب‌الله کرمانشاه اعتراض می‌کنند.
:: اعتراض به جایی می‌رسد که یکی از وبلاگ‌نویسان حزب‌اللهی صریحاً می‌نویسد: باید عامل این بی‌نظمی‌ها و بی‌قانونی‌ها را حزب‌اللهی‌های [...] دانست نه کسانی که می‌خواهند آن‌ها را خراب کنند.
:: در حاشیه گفته می‌شود که دلیل ماجرا، حمایت سراج از میرحسین موسوی در انتخابات بوده است.
:: انصار حزب‌الله نامه‌ای سرگشاده و بسی عبرآموز خطاب به استاندار می‌نویسد و دلایل اقدام خود را شرح می‌دهد که پاره‌هایی از آن را برجسته می‌کنم:

"دیگر امیدی به اقدام سلبی و ایجابی شما در حوزه فرهنگی وجود ندارد. به همین دلیل پس از اتمام حجت، به بند«م» وصیتنامه‌ی سیاسی، الهی حضرت امام (ره) عمل نموده و در اولین اقدام در مقابل سالن انتظار (سالنی كه نامش مبارک و به آن نام خیانت! می‌شود.) حضور یافته و با عنایت الهی مانع برگزاری كنسرت موسیقی شدیم (كه براساس فرمایش صریح مقام معظم رهبری، ترویج آن برخلاف اهداف نظام اسلامی است) و این نقطه آغاز راه است...
در این طرف ما از خداوند متعال مسئلت می‌نمائیم در این جبهه فدایی اجرای بند«م» وصیتنامه امام راحل (ره) شویم كه ان‌شاءالله خواهیم شد...
به احتمال قوی در این تقابل و رویارویی پیش‌رو، شما در پوشش برقراری نظم و... به حمایت از جبهه‌‌ی مقابل وارد خواهید شد كه البته باید هزینه‌ی آن‌ را بپردازید، ما نیز متقابلاً وصیتنامه‌های خویش را نوشته و امید به لطف و مدد الهی و دعای خیر حضرت ولی‌عصر(عج) داریم."

پ.ن:
:: انصار حزب‌الله حتا از ذکر کلمه‌ی قانون هم خودداری کرده است و به جای آن سه‌نقطه گذاشته است!
:: میرحسین موسوی دیروز گفته است: دروغ‌ و قانون‌ستیزی در حال ذوب کردن نظام است.


نظرات خوانندگان
۰۲:۴۵ ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ سيد! لطف کن و يک پست را بدون هيچ شرحی به سخنان اين خانم محترم اختصاص بده! آخر اين اعجوبه ی زمان ما بايد به همه معرفی شود. من فقط بخش بسيار کوتاهی از سخنان سرکار خانم را در زير می آورم. اما در لينکی که در آخر مطلب می گذارم می توانيد تمام مصاحبه را بخوانيد. البته بنده هيچ تضمينی نمی دهم! چون ممکن است از خنده روده بر و راهی بيمارستان شويد و يا از شدت خشم چنان فريادهايی بزنيد که به تيمارستان منتقل شويد. اين شما و اين هم سخنان سرکار خانم مترجم همه رشته ها:
"هر کتابی را، بنا به استخاره قرآن ترجمه می کنم... میز کارم در اتاقم رو به قبله است و می کوشم پیوسته باوضو ترجمه کنم... نخستین جایی که بنده را به عنوان بانوی شایسته اعلام کردند از سوی دفتر مقام معظم رهبری بود... بهترین پاداش این است که خداوند همچنان مرا برای خدمتگزاری و نوکری خاندان اهل بیت علیهم السلام در قید حیات نگاه داشته است و لحظه ای از نوشتن ترجمه درباره مسائل دینی فارغ نیستم ... در سال 1384، بنا به فرمان محبت آمیز مقام معظم رهبری، پس از یک برنامه تلویزیونی که در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در آن شرکت داشتم، برای نخستین بار در رجب به مکه و مدینه اعزام شدم. از آن دوران به بعد، این توفیق را داشته ام که اغلب به سرزمین وحی بازگردم و «باتری» های معنوی و روحی ام را با زیارت حرم پیغمبر اکرم(ص) و طواف به دور خانه خدا «شارژ» کنم... از آن وقتی ناشر آثار خودم شدم، دیگر این آزادی را داشتم که بنا به میل و سلیقه واقعی ام، به گزینش آثار و ترجمه آنها بپردازم. بعد از این مرحله بود که فاز جدیدی از کار حرفه ای ام را آغاز کردم که ترجمه آثار شیمی به زبان های اروپایی است... در حال حاضر، مشغول فراگیری زبان های کره ای، مالزیایی و چینی، در حد اولیه هستم... یکی از کتاب های بسیار قدیمی چین باستان را که اخیراً از پکن خریداری کرده بودم و قصد دارم به فارسی ترجمه کنم به اتمام رساندم... ترجمه جدیدی در پیش رو دارم که «سروده های عاشورایی» نام دارد و قرار است برای نخستین بار در دنیا(به زبان فرانسوی منتشر شود، در این اثر سروده های تمام شاعرانی که از سال 61 هجری قمری به بعد از خدمتگزاران خاندان اهل بیت(ع) بوده اند و هستند و به نقل ماجرای کربلا یا مقام والای حضرت اباعبدالله (ع) همت گماشته اند، ترجمه خواهد شد... همچنین به یاری پروردگار قصد دارم اشعار برگزیده سرزمین فرانسه و انگلستان و پرتغال و روسیه را به فارسی ترجمه کنم".
متن کامل مصاحبه با خانم فريده مهدوی دامغانی را اينجا بخوانيد:
http://khabaronline.ir/news-65357.aspx
۰۴:۰۱ ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ سلام
زنده ياد عمران صلاحي نوشته بود اگر عمرمان بالاي پنجاه ( كم و يا زيادترش يادم نيست ) رفت و يك روز بيدار شديم و ديديم جايي مان درد نمي كند بايد بدانيم كه مرده ايم . حالا حكايت ماست جناب صلاحي : اگر يك روز از خواب بيدار شديم و ديديم همه چيز بر وفق مراد ماست بايد چكار كنيم ؟
1 : به خانه برگرديم و بگوييم دچار توهم شده ايم
2 : به خانه مراد برويم و بگوييم چرا اينهمه دروغ مي گويي آنهم در جايي كه دروغ خيلي خيلي كار زشتيه
3 : به خيابان برويم و شورش كنيم شايد خواب از سرمان بپرد
4 : به خانه ي آن ها ( ...) برويم و شايد اين بار برعكس نظر جناب شكرچيان آن ها (...) مرده باشند .
آقاي شكرالهي اين چيزها كه عجيب نيست تازه به طنز قضيه فكر كنيد : دعوت از خوانندگان لس آنجلسي و لغو كنسرت از خوانندگان وطني .
پاينده باشيد
۱۲:۳۸ ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ به قول یک نفر که گفت مملکت رسما در اختیار شعبان بی مخ هاست! و چوب و چماق و عربده کشی هم وسیله ی پیشبرد اهداف متعالی شان میباشد!
۱۸:۱۳ ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ سلام، آقای شکراللهی، خیلی خیلی سپاسگزارم بابت لینکی به وبلاگم دادید.
پاینده و پیروز باشید.
۱۸:۳۴ ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم
که به کار آید،
چراکه تنها یک سخن،
یک سخن در میانه نبود:

آزادی
احمد شاملو
۱۸:۴۰ ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ سلام
مدل نامه نوشتنشون هم جالبه، و جالب تر این که در انجام هر کاری،به هیچ راه مسالمت آمیزی به جز مرگ فکر نمیکنند.
بهترین ها
۲۰:۳۵ ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ هیچ وقت یادم نمی رود روزی را که از رئیس دانشگاهمان پرسیدم چرا به کلاسهای فوق برنامه دانشگاه اجازه برگزاری کلاسهای موسیقی سنتی داده نمی شود. گفت که آقا فرموده ترویج موسیقی برای زیر 14 ساله ها جایز نیست. گفتم ما که همه بالای 14 سال هستیم. گفت شرط احتیاط است که کلا موسیقی ترویج نشود!
چنین مملکتی داریم ما!
۰۰:۰۵ ۱۳۸۹/۰۴/۲۴ روزگاريست که جز جهل و خيانت نخرند**** داري اين مايه و گر نه خر ازين کلبه بران

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.