خوابگرد

بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابفرهنگ‌خوان



مرام‌نامه‌ی تبلیغ در این ستون و سفارش آگهی



برخی آشنایان
پنجره پشتی
یادداشت‌های ادبی محمدحسن شهسواری

باید این نام‌ها را به خاطر می‌سپردیم؟
سال ۸۶ دبیر دومین دوره‌ی جایزه‌ی داستان کوتاه شهر کتاب بودم. از میان داستان‌های ۴۶۲ نویسنده، پانزده داستان به مرحله‌ی نهایی رسید. از برخی از این پانزده نفر هیچ اطلاعی ندارم. یعنی ما اشتباه کردیم؟  



هفتانک

پیشنهاد

سایت‌ها
هفتان دوات ۳۰نما جن و پری زمانه بی‌بی‌سی پارسیک تابناک اعتماد کارگزاران روزنا جام‌جم همشهری بالاترین کارگاه هنر عکاسی مگیران ایران کیهان بلاگ‌نیوز حیاتِ نو

سایت‌های دیگر
انسان‌شناسی و فرهنگ رخداد مرور ماندگار فیروزه ۷سنگ فروغ قفسه کافه داستان دیباچه نصور آتی‌بان

... هیچ یک از ما چنین نمی‌اندیشد که رمان بتواند سیاست را تغییر دهد. اما آن‌چه ما به آن اعتقاد داریم این است که بدون رمان، دنیای مردان و زنان نه تنها دنیایی پست‌تر خواهد بود، بل‌که در برابر فشار دائم دستگاه قدرت، مقاومتِ خود را از دست خواهد داد...

... من و تو دوست عزیز من، اگر از عنوان یکی از نوشته‌هایت وام بگیرم، داریم با آهنگ «والس خداحافظی» می‌رقصیم. اما ما با تسلیم، خستگی یا رضایت خداحافظی نمی‌کنیم. ما به زندگی هم‌چنان ادامه خواهیم داد و ما هم‌چنان خواهیم نوشت و این کار را با اراده، نیرو و ناخرسندی کامل انجام خواهیم داد. شادمانی‌ای بهتر از این نیست که بدانیم ما در کارها و روزهای هفتادسالگی‌مان با هم شریک و سهیم هستیم، همان‌گونه که در کارها و روزهای سی سال گذشته‌مان نیز با هم سهیم بوده‌ایم.

از نامه‌ی سال ۱۹۹۹ کارلوس فوئنتس به میلان کوندرا، زمانی که هر دو به هفتادسالگی رسیده بودند. (هنر نویسندگی، مجید روشنگر، نشر مروراید)

معلوم است که کاریکاتوریست نیستم، حتا به اندازه‌ی پسر هشت‌ساله‌ام هم نقاشی بلد نیستم، ولی از حکم ۲۵ ضربه‌ی شلاق یک قاضی در اراک برای یک کاریکاتوریست که چهره‌ی نماینده‌ی سابق این شهر را کشیده، آن‌قدر ناراحت ام که تصمیم گرفتم با استفاده‌ی آماتوری از نرم‌افزار Paint نخستین کاریکاتور عمرم را بکشم تا هم‌پای کاریکارتوریست‌ها و طنزنویسان معترض، آمادگی خود را برای خوردنِ ۲۵ ضربه‌ی شلاق اعلام کنم. توکل به خدا. [+]


کاریکاتور لطفی آشتیانی

پوستر آلبوم جام تهی، اثر بهراد جوانبختموسیقی ایرانی، خصوصاً آوازهای آن، پر است از تحریرهایی با کلمات «عزیز» و «عزیز من» و «عزیزم» «ای دل» و «امان» و «ای داد» و مانند این‌ها. آوازها و تصنیف‌های شجریان هم کم ندارد از این‌ها، آن هم با بیان خاص خودش که مجال توضیحش این‌جا و اهل موسیقی هم که به آن آگاه اند.

یکی از آلبوم‌های ماندگار شجریان، آلبوم «جام تهی» ست. محصول ذوق و خلاقیت و کوشش نام‌آورانی چون خود او، فرامرز پایور، حسین علیزاده، محمدرضا لطفی، فریدون مشیری، هوشنگ ابتهاج و فریدون شهبازیان در مقام آهنگساز و تنظیم‌کننده. در این آلبوم ترانه‌ای هست با نام «در کوچه‌سار شب» که شعرش از سایه است و شهبازیان آن را بر پایه‌ی آهنگی از لطفی در مایه‌ی سوزان دشتی آفریده است؛ همان «در این سرای بی‌کسی،‌ کسی به در نمی‌زند» معروف. مضمون شعر این ترانه گله‌ای سوزان است از روزگار و تنهایی و غم یاری که جز در یک بیت به او مستقیم اشاره نمی‌شود:

دلِ خرابِ من دگر خراب‌تر نمی‌شود
که خنجرِ غمت ازین خراب‌تر نمی‌زند

این بیت به هر دلیلی در ساخت ترانه حذف شده، اما به جای آن، شجریان عبارت یگانه‌ی «عزیز، عزیز، عزیزانم» را به سوزان‌ترین لحن ممکن و کاملاً متفاوت با همه‌ی «عزیز من» و مانندهاش در همه‌ی آوازها و ترانه‌های دیگرش، دو بار می‌خواند. اگر دم دست‌تان نیست، از این‌جا دانلود کنید و بشنوید. این ترانه را این روزها خیلی گوش می‌کنم و به این بخش آن که می‌رسم، گیر می‌افتم؛ ارکستر که در مایه‌ی دشتی، سرخی شعله‌های آتشی بزرگ را رنگ می‌زند، ناگهان خاموش می‌شود، و شجریان در سکوت، «عزیز...» را جوری صدا می‌کند که جز با چشم فروبسته و قلب درهم‌شکسته نمی‌توان آن را شنید و بازشنید...

پ.ن
از بعد از اخراجی‌های یکم (۱۳۸۶)، هیچ خبر و نشانی از فریدون شهبازیان ندیده‌ام و نشنیده‌ام. امسال او هفتاد‌ساله می‌شود. مباد که خبرش را عاقبت از اتاق مراقبت‌های ویژه بشنویم! کسی اگر خبری از او دارد، بنویسد برای من و دیگران.

۱) علی‌اکبر اولیا، یکی از نماینده‌های ولایت‌مدار مجلس، گفته است: باید پذیرفت که این دولت، دولت خاصی است و یکی دو سال است که مشخص شده دولت، دولت امام زمان نیست ولی پیش از این نمی‌شد گفت بالای چشم دولت ابرو ست.

مصطفی پورمحمدی، وزیر سابق احمدی‌نژاد هم گفته است: اگر مردم از فساد ناراحت اند، باید اول به خود انتقاد کنند که چرا انتخاب خوبی نداشته‌اند و ناراحتی خود را باید با دقت در انتخاب‌های بعدی خود مانند مجلس شورای اسلامی و یا شورای شهر نشان دهند و افرادی را برگزینند که قانون‌مدارتر باشند. به عنوان مثال در انتخابات ریاست جمهوری نیز نباید مردم فریب شعارها را بخورند و اگر کسی ادعا کرد کشور و مردم را به اوج اعلا می‌رساند، مردم باید ببینند چه قدر تجربه و ایده‌ی عملی دارند، زیرا اگر اشتباه کنند باید چند سال حسرت بخورند.

من هم معتقدم بیش‌تر (اکثریت قاطع) مردم ایران از بصیرت کافی برخوردارند و این را هم‌پای رهبران خود در انتخابات قبلی به رساترین شکل ممکن فریاد زدند!

۲) در خبرگزاری فارس اعلام کرده‌اند: "در مرحله‌ی دوم انتخابات مجلس هشتم حدود ۳۵درصد شرکت‌کنندگان مرحله‌ی اول پای صندوق رای آمدند، در حالی که در مرحله‌ی دوم انتخابات مجلس نهم ۴۵درصد شرکت‌کنندگان در مرحله‌ی نخست، مجدداً رأی داده‌اند و بدین ترتیب شاهد افزایش ۱۰درصدی میزان مشارکت هستیم.
یعنی مثلاً اگر در مجلس هشتم ۱۰۰نفر شرکت کردند و ۳۵ نفر از این صد نفر در مرحله‌ی دوم رأی دادند، در مجلس نهم از ۵۰ نفری که شرکت کردند، ۲۲ نفر در مرحله‌ی دوم رأى دادند و این در ریاضیات جدید سیاسی، یعنی افزایش ۱۰‌درصدی مشارکت!




صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.